"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

بریم شمال

چهارشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۵۱ ب.ظ

دیشب گوشه یه کاغذ نوشتم "بریم شمال" که امروز بیام راجع بهش بنویسم. اما از صبح تا الان که ساعت................................................................................. صبر کنید

- میٍثــم! ......میثم!....میٍثم!......میثـــــــــــــــــــــــــــــــــــم! 

میثممرگ . زهر مار. ترسیدم چرا عربده میکشی؟ 

من: کچل کری مگه ؟ یه ساعته دارم صدات میزنم!

میثم: بنال ببینم چی میگی؟

من: ساعت چنده؟

میثم: 4:51

ببخشید چی میگفتم؟ آهان. از صبح تا الان که ساعت چهار و پنجاه و یک دقیقه هستش دارم فکر میکنم که چی میخواستم در مورد "بریم شمال" بنویسم. تازه یادم اومده.

بچه تر از الان که بودم وقتی بچه های داییم  از تهران میومدن شمال، خونه ی ما تا ساک و بار بندیلشونو جا به جا میکردن ،پا میکوبیدن رو زمین و گردن باباهه میفتادن که ما رو ببر شمال. 

ما هم همیشه مسخرشون میکردیم (یواشکی. چون اگه میفهمیدن مسخرشون میکنیم ....میزدنمون. زورشون میچربید به ما) حالا این بنده خدا ها فکر میکردن شمال ، دریاست. و ما نمیفهمیدیم که اونا منظورشون دریاست. چون همیشه تو خونه شون میگفتن بریم خونه ی عمه (مادر من) شمال بریم آب تنی.

میثم: خُب که چی؟

من: عه تو اینجا چه غلطی میکنی؟ 

میثم: صدام زدی خوب.

من: همون ساعتو میخواستم بگی. حالا برو

میثم: بقیه شو بگو

من:خیله خوب

بله عرض میکردم. دیشب یاد این افتادم و یاد این جُکه که طرف میره جنگل میگه : "عـــَــــ از بس درخت اینجاست نمیشه جنگلو ببینیم".  

قرار بود امروز برم آزمایشگاه و برا پاره ای از مذاکرات با گوارش و کبد و قلب و کوفت و زهرمار دیگه ی بدن، یه مقدار خون و چیز و چیز تقدیمشون کنیم. دکتر گفته بود شونزده ساعت قبل از آزمایش نباید چیزی بخوری. 16 ساعت.فکرشو بکنین. اون هم من. که یه سره آرواره م در حال جنبیدنه و معده هم همیشه در حال دریافت هله هوله ست. اصلا دچار افسردگی شده بودم داغون بودم. یعنی از ساعت سه بعد از ظهر تا هفت صبح فردا فقط میتونستم آب بخورم. 

اینکه سر شب یا آخر شب من حتما گشنه م میشه و نمیتونم دووم بیارم شده بود یه معضل. مدام هی غُر میزدم که من گشنم میشه. من نمیتونم معده م فلانه. اگه میتونستم که روزه میگرفتم. من مریضم. باید یه چی بخورم مدام. نخورم معدم میسوزه. من گرسنه میشم. من گشنه میمونم. من گشنه میشم. من میمیرم. من میمیرم. و من میمیرم.

عیال مربوطه (منزل، همسر)

میثم: فاطی ؟

من:زهر مار. بگو فاطمه خانم دهنت عادت کنه

میثم: چی گفتم مگه؟ 

من: لال!

آره فاطیمون هم دچار استرس شده بود چون میدونست من گرسنه بشم یخچال رو درسته میبلعم. بنا بر این ...

میثم: شکلک های یاهو

من: پاشو گمشو برو بیرون

میثم : ببخشیدشکلک های یاهو

آره فاطیمون از استرس اینکه من به جون یخچال نیفتم یه نهار توپ،(غریبه نیستین که) از اونا که فقط جلو مهمونا میذارن. تهیه کرد و گفت بخور. آخ چه حالی داد بعدش کلی میوه برام پوست کند کلی فضا رمانتیک شد . میخواست خَـرم کنه و نازمو بکشه درواقع.........

من: نمیپرسی خب که چی؟

میثم: با اون اخلاقت؟

من : نه دیگه الان باید بپرسی

میثم: خُب که چی؟

من: هیچی دیگه من انقدر به فکر این بودم که نکنه در طول این شونزده ساعت گرسنه بشم ، در حین خوردن نهار مدام گرسنه بودم. وسط های غذا خوردن بودم که ناخود آگاه گفتم: فاطی! گفت چیه؟ گفتم گشنمه. فاطی دهنش باز مونده بود. گفت: گشنته؟ گفتم آره. گفت داری میخوریا. دیدم راست میگه.

.

.

.

.

میثم: چرا ساکتی؟

من: تموم شد دیگه

میثم: خاک تو سرت


پیوست: نتیجه اخلاقی داره ها. عمیقَن (عمیقا")


  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۲۹)

16ساعت زیاد نیست میرزا معده بدبخت جر میخوره که....
شاید دکتر سرکارت گذاشته....
مبثمو هم خوبش کردی....:D
پاسخ:
معده که هیچی. خودمم...
نمیدونم شاید سر کار بودم
نابود شدی رفت. قدر فاطی رو بدون.
البته اون بیشتر به فکر یخچال جهازش بوده که توسط تو خورده نشه :))
پاسخ:
عـــَــــ به چه نکته ی ظریفی اشاره کردیا. راست میگی چرا به فکر خودم نرسید؟ :)))) یخچالش
:-D
الان یخچال خوبه؟ فاطمه خانم خوبن؟ معده مبارک در چه حاله؟
پاسخ:
:))) همه خوبن
16 ساعت!!! با فکرشم آدم گشنه ش میشه!
من بهتون حق میدم کاملاً !
اون تیکه ی "غذاهایی که جلو مهمون میذارن فقط" رو هم خیلی دوس داشتم
پاسخ:
اون تیکه رو همه دوست دارنا. 
عجب
آهان آهان نتیجه اخلاقیشو فهمیدم :
هر وقت ازت خون گرفتن گشنت شد یحچالو درسته قورت بده بعد برو شونزده ساعت توی شمال آب تنی کن با میثم کچله!
-----------------------------------------------------------------------------
پاورقی: با عذرخواهی از اقای میثم ... عه خب به من چه اصلا
پاسخ:
:))) نتیجه گیریت تو گوشیه جدیدت. :)) میثم دیگه گذرش اینورا نمیخوره. دیگه نگران نباشو بوگو.
خدا بد نده...ایشاللا که ازمایش صرفا برای چکاپ باشه و مشکلی نباشه...
پاسخ:
مچکرم. خدا که بد نمیده. ایشالله که همینطوره
میرزا حالا کی جواب آزمایشت میاد؟
پاسخ:
نمیاد. گفتن خودم باید برم بگیرمش :D شنبه
یعنی فاطمه بانو با وجود شما پیر نمیشه.:)))
پاسخ:
واقعا؟ از ته دل میگی؟
برو خدا رو شکر میرزا
اگه زن نداشته ی ما بود،
اون قد ملامت بارمون می کرد
اون قد سرکوفت می زد
اون قد بدبختیای زندگی رو می کوبید تو سرمون که تا 16 ساعت اشتهامون کور شه!
هم یخچالش سالم می موند، هم تو زحمت نمیفتاد و مرغ و مسمّاش تو فریزر باقی میموند واسه از ما بهترون
این وسط تنها چیزیم که سگخور می شد، اعصاب ما بود!
چه وضعشه اصن ؟ حالا من 16 ساعت گرسنگی می کشم حتما باس از زندگی سیرمون کنی؟
اینم شد زندگی؟!
اصن همین فردا میرم طلاقش می دم! :))))
پاسخ:
:))) صبر کن صبر کن. یه کم صبور باش شاید آشتی کردین
من که نتیجه ای نگرفتم!
حالا شما 16 ساعت چیزی نخورین مگه بلایی سرتون میاد؟
هوم؟!
پاسخ:
آره دیگه. مگه نمیدونی؟
بیچاره فاطمه خانوم!
چه میکشه از دست شما!
کی گفته پیر نمیشه؟ هوم؟
همش پای گاز وایسته غذا بپزه پیز نمیشه؟
راستی؟! :)
پاسخ:
من نگفتم فیروزه ای گفته. :D نوبت شما هم میشه پا گاز واسی از صبح تا شوم. :D
ما الانشم وامیستیم پای گاز! :)

پاسخ:
بله بله در جریانم
سلام
 نتیجه اخلاقی داستان
معمولا تصور یه ناراحتی بیشتر از خود ناراحتی ادمو ناراحت می کنه
ناراحت نباشین :))

پاسخ:
سلام
ممنونم یه همچین نگاهی میخواستم. مچکرم
رمز شامل ما هم میشه آیا ؟
پاسخ:
درود بر شما. مطلب خواندنی ای نیست. فقط  مال خودمه. فقط خودم:(
من دارم از فضولی منفجر میشم.
راه نداره منم رمزو داشته باشم؟
میرزا کاری نکن بیام هک کنم وبتو ها
عاقت میکنما
پاسخ:
هک چرا؟ :D هرگز مطلبی رو رمز دار نمیکنم جز اینکه فقط برای خودم باشه
میرزا من مبخوام pipe بسازم. بلد نیستم. یادم بده ه ه ه ه ه ه ه ه
پاسخ:
برای منم یه دوست درست کرده. 
سلام. چند وقتی نبودیم و اینترنت هم در دسترس نبود.
از متنی که در مورد دزد نوشتید خوشم آمد و جالب بود.
میدونی که اصولا دزد ها دو نفر هستند. یکی داخل منزل و دیگری بیرون منزل.
داخل منزلی را شاید بشود کاریش کرد اما بیرونمنزلی را نمیشود...
در ضمن ما رمز نداریم
پاسخ:
رمز موفقیت در زندگیتونو داشته باشید انشالله
من عاشق شمالم :( اما اخرین باری که رفتم فک کنم اول دوم دبستان بودم! :(
۱۶ ساعت؟؟:))) خدا صبر ایوب بهت داده ها!!
گشنم شد :)))
پاسخ:
:))) گشنت شد؟ صبر ایوب ما ایوب بود. من صبرم صبر میرزاست. شکننده و سست
سلام

گفتین دایی زاده هاتون,یاد خودم افتادم...
بچه بودم دوستام مرتب می گفتن میرن شمال! منم حسرت می خوردم که خوش بحالشون...
بعد از چند سال فهمیدم چالوسی که ما سالی چند مرتبه میریم همون شماله!!!!

بالاخره رفتین آزمایش؟ ان شاء الله که سلامت باشید...
پاسخ:
سلام
جالب بود. خیلی جالب بود :D
شما هم سلامت باشید. بله رفتم
عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه میرزا ایول...
خوشم اومد!

+بی معرفتم که شدی تازگیا
پاسخ:
گُمت کردم:(
سلام میرزا :))))
خب نیشم بازه دیگه. وختی خجالت میکشیم نیشمون بیشتر باز میشه.
آمیرزا اول اون دسته جارو رو بذار کنار ما رو نزنی یه وخ! مردم ببینن میگن داشتی خونه تمیز میکردی. زشته. به اقتدار میرزاییت خدشه وارد میشه :))
حالا میشه رمز بدید ^_^
پاسخ:
اون دسته جارو نیست. دسته کُلَنگه. اقتدار ما اینجوریا خدشه دار نمیشه. اصن هیچ رقمه نمیشه. چون اصن اقتداری نیست
ای بابا میرزا حالا من مریض شدم الان ۱۴ ساعتی میشه نتونستم غذا بخورم...فقط نصف لیوان آب :))) 
پاسخ:
دو ساعت دیگه صبر کنی میتونی بری آزمایش هم بدی
من pipe میخواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
بگو واسه منم درست کنه
ار خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پاسخ:
مدتهاست که نیست. خبر ندارم ازش
میگم احیانا ورشکست نشدی اینقد میخوری؟ :دی
البته دست کمی ازت ندارم
وقتی غذا میخورم سیرم. دو دقیقه بعد معدم قارو قور میکنه :))
پاسخ:
برو تیروئیدتو بده تعمیر. مال من قار و قور نمیکنه. عر میزنه :))
عر زدنشم باحاله :))
پاسخ:
:D 
چه نتیجه ی اخلاقی مهم تر از شکمو بودن 99 درصد آقایون ...پایه  ضعیفه که با نهار توپ درست نمیشه.
پاسخ:
آقایون چی پایه؟ هااااااااااان؟ :))) 

سلام بر میرزا

 بابا تو دیگه کی هستی من ک این چند وقت تا به حال خوشحال نشده بودم تا این پست های جدیدو دیدم لذت بردم واقعا کولاک کردی موفق باشی روحیه جدید امروز صب گرفتم .با دیدن پست های جدید شما.

خوشحال میشم ب وب منم گاهی سر بزنید و مثل بقیه دوستان راهنمایی کنید .

  • زیـ^ـــ^گما !!
  • الان نفهمیدم میثم کیه دقیقا؟
    [شکلک من این جا چیکار میکنم؟درسم مونده]

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">