زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

Absurd امروز اولیش

جمعه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۳، ۰۶:۳۱ ق.ظ

من: یه روز تو کافه با ساموئل نشسته بودم...

اون: جیلوید ساموئل؟

من: نه.

اون: ساموئل اتوئو؟

من: نه بابا

اون: ساموئل خاچیکیان؟

من: عـــــَــ .. نه

اون: ساموئل اسمایلز؟

من: یه چی بهت میگما. نه

اون: ساموئل بکِت؟

من: آره بابا ماییدی گارو

اون: خوب

من: زهر مار و خوب. یادم رفت چی میخواستم بگم.

اون: داشتی میگفتی با ساموئل نشسته بودی تو کافه

من: اتوئو؟

اون: نه. بــِــکــِــت

من: آهان. خوب. دیگه چی میگفتم.

اون: هیچی بابا. بگذریم. چی میخوری؟ 

من: من گه بخورم. هیچی. من میرم.

اون: کجا میری؟ نکنه فکر کردی الان هم تو کافه ای!
من: عه :)) پس بذار بگم. با ساموئل نشسته بودم تو کافه

اون: رو یه میز

من: نه بابا

اون: جُدا؟

من: آره

اون: پس ولش کن نمیخواد بگی.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۲۹
میرزا .....

نظرات  (۸)

اخرش با اسمال آقا نشسته بودی چه می کردی؟!
پاسخ:
داشتیم درمورد سبک نویسندگیش حرف میزدیم. Absurd
ببخشید عزیزم فرزند لطفا" بدون سینی ;)
پاسخ:
با یخ خنک باشه یا بدون یخ ;) 
آخرش چی شد.....
پاسخ:
تموم شد.
روسینی گل داشته باشه یا نداشته باشه؟
پاسخ:
نداشته باشه
الان اون کیه...؟:))))))))))
پاسخ:
کی کیه؟
اینا چیه نوشتید اخه؟! :|

پاسخ:
:D
عکستون منو یاد عینک خودم انداخت! یه بار از همینجا شکسته بود:)
پاسخ:
واقعا؟ مال من همیشه از همینجا میشکنه
حتما با همین قیافه ام نشسته بودی ؟ :|
پاسخ:
دقیقا