"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

یه تماس ساده (صرفا جهت ثبت رویداد)

پنجشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۳، ۰۶:۲۵ ب.ظ

دختر خاله بزرگه: پسرخاله میرزا! عکس آبجیم که بچگیش انداخته دست شماست. لطف بفرمایید پست کنید . یا بدهید دست کسی بیاورد. صلاح نیست دست شما باشد. همانی که پیچوندیش.

من: به به و علیکم السلام بر دختر خاله ی عزیز! پیچوندیش یعنی چی؟ این چه طرز حرف زدنه بعد از دو سال بی خبری؟ ضمن اینکه خودم خوب تشخیص میدم چی صلاحه و چی صلاح نیست باید بگم که دست من نیست. و باید بدونی که ترجیح میدم عکس بچگی های همسرم رو داشته باشم تا دختر خاله کوچیکه رو (همسر سابق)

دختر خاله بزرگه: اولا شما اگر میدونستید صلاح چیه وضعتون این نبود. دوما جای خوشحالیه که عکس همسرتون رو ترجیح میدهید. ولی خوب چیزی که بدون اجازه برداشته شده بهش میگن پچوندن.

من:عزیزم چرا گارد گرفتی؟ حالا چرا انقدر لفظ قلم؟  چرا یقه رو گرفتی؟ مگه الان وضع من چطوریه؟ خیلی هم همه چی خوب و خوش و خُرمه. همشیره شما اصرار داشتن که وضعشون اینطور باشه. منم حرف گوش کن بودمو حرفشو گوش کردم و طلاقش دادم. بهشون بفرمایید دلیلی نداره عکسشو بپیچونم. اگر چیزی برا پیچوندن بود، طبعا اون خودش بود که نپیچوندمش از شما. عکسش هم به هیچ دردم نمیخوره. ضمنا بفرمایید انقدره پیغام پسغام نفرسته یه بار به خاطر خنزل و یه بار برای پنزل. بگو اینطوری احساس میکنم سرش خورده به سنگ. اونوقت غرورش جریحه دار میشه ها.

دختر خاله بزرگه: چرا جبهه میگیری؟ باشه خوب اگه از نظر همسرت موردی نداره نگهش دار. اصن بذارش رو طاقچه.

من: :)))) رو طاقچه؟  ببین ما رو طاقچه مون فقط کاکتوس نگه میداریم که خیلی هم عاشقشونیم. فقط کاکتوس . چیزهای ضمخت و خشن نگه نمیداریم.

دختر خاله کوچیکه: گوشیو بده به من. به من میگی ضمخت؟ من ضمختم؟ من هی پیغام پسغام دادم؟ انگار خیلی اعتماد به نفــــ......

من: :)))) اوه اوه . صبر کن تند نرو. من با تو فقط در حضور همسرم حرف میزنم . و الان هم میخوام قطع کنم. 

دختر خاله کوچیکه: از اولش هم زن ذلیل بودی

من: من اگه زن ذلیل بودم که.(مکث میکنم)ببین من دهنم نجسه. بازش نکن(و قطع کردم)

  • مَـهدی (میرزای قدیم)