"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"


yellow_Kidd@
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

I Love You Tomato

دوشنبه, ۱۸ فروردين ۱۳۹۳، ۱۱:۱۸ ب.ظ

مسکن مهر :

در راستای اجرای مفاد بند یک مصوبه ی شماره فلان، مورخه 18 فلان نمایندگان ویژه رییس جمهور و نیز ماده 15 آیین نامه اجرایی فلان فلان فلان فلان.......

متقاضیان باید داری شرایط زیر باشند:

1: فاقد مسکن (خلاصه ش) از سال 84 خونه نداشته باشن از بهمن 57 هم به اینور، هیچ تسهیلاتی بابت مسکن نگرفته باشن.

خوب؟ ولی چیزی که الان میبینیم:

اگر در مقیاس کوچکتر نگاه کنیم ، همین مجتمع که 100 واحده، بالای هفتاد نفر، شرایط اول رو ندارند. (تا همین جا داشته باشین)

2:متاهل یا سرپرست خانوار(خلاصه ش) متاهل که متاهله. سرپرست خانوار مثل خانم های بیوه و مطلقه که باید حتما بالای سی و پنج سال باشند و معلولینی که بالای بیست سال باشند و بهزیستی و سازمان نخبگان اونا رو معرفی کرده باشن.

خوب؟ ولی چیزی که الان میبینیم:

لا قل تو این 100 تا واحد سه نفر رو میشناسم که در سنین هجده و بیست و یک و بیست و دو سالگی مطلقه شده اند و صاحب این خانه ها هستند. و افرادی که مراجعه کردند و اون شرایط رو داشتند ، فاقد شرط اول بودند.(اینم تا اینجا داشته باشین)

3:دارای حداقل پنج سال سابقه ی سکونت در شهر مورد نظر

کشکه. لا اقل تو این 100 مورد که من میبینم دقیقا 55 نفر اصلا ده روز هم تو این شهر زندگی نکردن

(داشته باشین)

4: توانایی پرداخت اقساط را داشته باشند

هاها

و 

5:توانایی تامین ما به التفاوت هزینه های اجرایی با تسهیلات بانکی متعلقه

اینو اصلا نفهمیدم.

من میگم آدمی که دارای شرایط اولی باشه ، بدبخته. بیچاره ست. یعنی نداره. یعنی شرمنده زن و بچشه. یعنی تا ابد باس اجاره خونه بده. یعنی نه ارثی بهش رسیده و نه قراره برسه. کسی که لا اقل تو این انقلاب پر شکوه جمهوری اسلامی عزیز ما { :) } بی خانمانه  و بی خانمان مانده ، تمام چشم و امیدش به همین مسکن مهره. دمشون گرم.

این آدمها یا متاهل بیچاره ای هستند که دستشون به زور به دهنشون میرسه و یا متاهل های بی نوایی هستن که حقوق بخور و نمیر دارن و اکثرن یا کارمند دون پایه هستن و یا کارگر روز مزد بی نوا. این آدمها جون به جونشون کنی و بچلونیشن، خیلی هم زور بزنن سالی یا دو سالی یه بار یه سفر شاه عبدوالعظیم و یا به کوه و کمر های اطراف شهرشون میرن و مسافرت براشون یه رویای دست نیافتنیه. این جور آدما همه ی چشم و امیدشون به این مسکن مهره. من که نمیفهمم داشتن توانایی تامین ما به التفاوت هزینه های اجرایی با تسهیلات بانکی متعلقه یعنی چی؟

 فقط خوب میفهمم که این بند چهار م ، گند زد به تمام آرزوهای اون بدبخت بیچاره. بند چهاری که در تبع اون ماده ی 17 ای در اساسنامه مسکن های مهر نگاشته شد که هر کس توانایی پرداخت حق السهم خود را ندارد اخراج است و شخص شخیص دیگری که تواناییش را دارد جایگزینش میشود.

فردی که تمام هَّم و غم خودش رو گذاشته و بیش از سه سال از شکم خودشو زن و بچه ش زده تا تونسته تا اینجای کار رو دنبال کنه و بالغ بر بیست میلیون تومان ، ماه به ماه ، قسط به قسط پرداخته. تورم سنگین مصالح رو به دوش کشیده، به خاطر دوماه دیر کرد پرداخت حق السهم، طبق فلان ماده ی فلان اساسنامه اخراج میشه و شخصی باید جایگزینش شود که اول اون بیست میلیون رو پرداخت کنه بعد ادامه ی راه را با بقیه سهامداران طی کنه.

خوب اون بدبخت بیچاره ها کدومشون این پول رو یه جا دارن؟

هیچکدوم. یا میرن نزول میکنن که میفتن تو دام بلا. یا میرن خودشونو بدبخت تر میکنن از یه جایی میدزدن و و یا انصراف میدن. نه انصراف دهنده، حتی شخص درخواست دهنده ی جدید هم به همین شکل.

پس کی میاد جایگزین میشه؟

کسی که بیست میلیون   بیکار تو حسابش افتاده و نمیدونه باهاش چی کار کنه. و به همین ترتیب یک به یک غربال میشن و متمول ها جایگزین میشن. 

بعد این متمول ها شروع میکنن به  فروش سهامشون. خونه لازم ندارن که. خودشون بهترین ها رو دارن. تازه یادشون میفته حیفه پولشون بخوابه. چرا تو مسکن مهر سرمایه گذاری کنن؟ با این ساخت و ساز مزخرفشون. پس میرن از یه شهر دیگه مشتری پیدا میکنن که نفهمه این نقطه نقطه ی پرت شهرشونه.  خوب مشتری که پیدا شد. کاری نداره که یه قول نامه ی تقلبی صادر میشه که مثلا فلانی بیست ساله ساکن این شهره. عه چه خوبه که یه سودی هم ازش بگیریم. این میشه که به جا بیست میلیون ، با بیست و پنج میلیون میفروشه و یکی دیگه جایگزینش میشه. یه مدت میگذره اون جدیده میبینه اینجا آش دهن سوزی نیست. بهتره آبش کنه. اونم یه چیزی میکشه روش و به یه باقالیه دیگه میفروشتش. مثلا سی میلیون. همینجوری قیمتا میره بالا. بعد اینجوری میشه که ماهیت مسکن مهر محو میشه و یه شکل دیگه پیدا میکنه. فقط این وسط یه مسکن مهر هایی ساختن که اون مایه دار ها خونه دار بشن و بتونن بی دردسر و دغدغه یه وام کلون مسکن بگیرن و بسازنش و بعد اجاره بدن به اون بدبخت بیچاره هایی که از اول مالک اصلیه اون خونه ها بودن. بعد به قیمت خون باباشون اجاره بها بگیرن به این بهونه که 100 میلیون براشون آب خورده یه ساختمون 40 میلیونی.

واقعا هیچی ندارم بگم جز اینکه همه ی دغدغه ی من اینه که :

بابای بابابزرگ من معلوم نیست موقعی که تقسیم اراضی میکردن تو کدوم سوراخ مفقود شده بوده که لا اقل یه هکتار. فقط یه هکتار زمین به اسمش بخوره تا بین 5تا بچش تقسیم کنه و نفری دو هزار متر بهشون برسه و بابابزرگ من  نتونه دو هزار مترشو بین ده تا بچش تقسیم کنه تا نفری دویست متر برسه و بابای من هم نتونه بین پنج تا بچش تقسیم کنه که نفری 40 متر بهمون برسه که سر ارث و میراث من بکشمش بالا و حق خواهر برادرامو بخورم و تو اون روستا برم توش گوجه بکارم که مجبور نشم امروز هفت تا دونه  گوجه بخرم که بشه یک کیلو و به ازای هر کیلو سه هزار تومن بدم. 

مسکن بخوره تو سرم. 

اینجاست که از خدا میخوام یه انقلاب بشه تا بتونم برم یه خونه ای غصب کنم و صاحب خونه بشم

و من الله توفیق/.


موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۱۸
میرزا مهدی

نظرات (۱۴)

I loooooove you too mirza
پاسخ:
mi tooooooo ayda 

باز شما 7 تا گوجه خریدید 3000 تومن. قبل از عید برای ما مهمون سرزده رسید. من مجبور شدم رفتم از مغازه سر کوچه 3 تا فلفل دلمه خریدم شد 7000 تومن...

به اسم بالا رفتن قیمت دلار، هر کی هر چقدر خواست به قیمت اجناسش اضافه کرد و تنها قشری که سرش بی کلاه موند، کارمند جماعت شد که نه تنها حقوقش به اندازه تورم بالا نرفت، بلکه به بهانه وضعیت بعد اقتصادی و رکود شرکتها، پایین اومد...

پاسخ:
درد داره ها
ﺳﻪ ﺯﻥ ﺩﺭ ﺩﻧﯿﺎ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﻨﺪ:

ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ ﺗﺼﻮﯾﺮﺵ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﻭ ﺳﺎﯾﻪ ﺍﺵ

پاسخ:
بله. اینم یه حرفیه
میخونمت...
خاموش !
پاسخ:
چشمات روشن 
اقا ما گرفتیم ، همه مفادش هم داشتیم... :|
پاسخ:
نوش جونتون. جزو سه درصد هستین شما
با اجازتون من سکوت!
پاسخ:
خواهش میشه
۱۹ فروردين ۹۳ ، ۱۳:۴۷ فیروزه ای ....
حق دارید. اصن من قانع شدم انقلاب کنم
پاسخ:
اینه
سلام میرزای عزیز،واقعا خوب مسائل روحلاجی کردید،کاش خودت رئیس کل مسکن مهربودی،دردما از اینه که مسئولااز همون طبقه ی ...بگذریم...آفرین خیلی زیبا به گوجه ربطش دادی ،بهتراز این نمی شد...موفق باشی وشاد
پاسخ:
سلام. ببینید دوست دارم پیشنهادتونو قبول کنم ولی وقت ندارم :D
ا................
ونا...
همونایی که گفتی شرایطشونو ..
همون قضیه ی شرمندده ی زن و بچش..و 

منم.
ماییم.
گریه ها
 و غصه ها
و جهیزیه خواهرمو
 و ارزوهای برباد رفته ی منه.
پاسخ:
الهی بمیرم. الان خوبی؟
چیشده ؟ کیو باید بکشیم ؟ شاه برگشته ؟ 
پاسخ:
برو سرتو بکن تو آب یخ
هه هه !
خونه رو به شرطی می دن که بی پول و نیازمندش باشی، به شرطی که پول خونه خریدنشو داشته باشی!

حکایت همون تاس انداختنه که1 تا 5 بیاری میبازی، 6 هم بیاری جایزه داره باس دوباره بندازی !

آدم بعضی وقتا دلش میخواد ...
پاسخ:
دقیقا همینه
:|
پاسخ:
:)
///
پاسخ:
|||
بیاید همگی یه کودتایی برپا کنیم بلکه یه خونه برسه بهمون
پاسخ:
شما بیفت جلو... :D

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی