"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

توهم شبه روشنفکران فرا پست مدرنیته

جمعه, ۱۵ فروردين ۱۳۹۳، ۰۴:۲۲ ق.ظ


فقط خواستم بدونی من مثل همیشه همه ی مطالبت رو میخونم

........... عزیزم. نمیدونم اینا که مینویسی یعنی چی؟ امیدوارم منظورت مینیمال نبوده باشه. و اگر فقط حس لحظه ای که در اون قرار داری رو تخلیه میکنی که هیچ، ولی من به عنوان خواننده اگر برات ارزشی دارم باید بدونم که مثلا ثبت یه پست با تک کلمه ی"دلم" چه معنی ای میتونه داشته باشه. دلت چی؟ گیره؟ درد میکنه؟ یا مثلا کلمه ی "عجیب".

.............عزیز م

امیدوارم تو هم مثل این وبلاگ نویسای مُدی، اسیر تقلید از موج جدید و موجود مزخرف نویسی نشده باشی.

اونایی که فکر میکنن اگر یه چیزی بنویسن که کسی نفهمه، روشنفکرند. حکیم شده اند. دیگه آخر آخرای فرا پُست مُدرنند.

خواهش میکنم  خوب بنویس. من نمیگم تک کلمه های تو که به تنهایی یک پست را تشکیل میدن ، بی معنی هستن.

هیچ کلمه ای وجود نداره که بی معنی باشه و یا لا اقل بی خاصیت باشه.

من میگم اگر یک تک کلمه هم ثبت میکنی ، فرای معنی، باید در من خواننده لا اقل یک حس ایجاد کنه یه چیزی مثل "خیانت" هیچ توضیحی نمیخواد. متوجه میشی؟

اصلا بیا به این فکر کنیم که لازمه بنویسیم؟ چرا اون حسی که داریم رو به نقاشی تبدیل نمیکنیم؟

چرا یه دوربین عکاسی، یا همون موبایلت که جدید خریدی رو بر نمیداری اون حست رو با یه سوژه به عکس تبدیل کنی؟

اصلا چه کاریه؟ اون حست رو برو جلوی آینه با عضلات صورتت به خودت نشون بده. غمه؟ شادیه؟ گریه ست؟ خنده ست؟ چیه؟ اونقدر صورتت رو نگاه کن تا ارضا بشی و از سرت بگذره.

....... عزیز و مهریان!

تو قبلا ها خوب مینوشتی و مطمئنم استعداد ، علی الخصوص هوش و نگاه ریزبینانه ی تو میتونن در خلق آثاری با ارزش دخیل باشن.


این خواهش دوستیه که سالهاست از کنارت عبور کرده و نوشته های تو را خوانده. یا خوب بنویس و یا دیگر ننویس. تشویقی! در کار نیست، چون خوب میدانم که استعدادش را داری و فقط و فقط اسیر موج شبه روشنفکران شبه وبلاگ نویس شدی که متاسفانه استعداد این را هم داشتی.

  • مَـهدی (میرزای قدیم)