زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

یه صحبت خصوصی

جمعه, ۸ فروردين ۱۳۹۳، ۰۱:۵۷ ب.ظ

به طور اتفاقی با همشیره ی محترم مرحوم منوچهر احترامی یه نشست کوچولو که مربوط به شغلم میشد، داشتم.

و به خاطر لطف بیکرانشون تعداد زیادی از آثار مرحومو  به بنده هدیه دادند. به ایشون گفتم ممکنه تو صفحه ی اول کتاب ها برام یه امضا بزنین؟

گفتند: چرا من؟ مگه من نوشتمشون؟ نویسنده ی کتاب ها منوچهره(پوزخندی زدند ). من چی کاره ام؟ فقط و فقط و فقط خواهرشم.

اینکه خواهر استاد که وکیل ایشون برای حق چاپ و نشر کتابهایشان هم هستند، و این نکته رو ظریف فرمودند، مرا وا داشت تا اینجا  به آن دسته از دوستانی که میفرمایند:

"میرزا ما هی میام کامنت میذاریم و تو حتی یه کامنت هم نمیذاری و حتی به ما سر هم نمیزنی" ، 

عرض کنم که:

وقتی مطلبی را شخص دیگری نوشته و شما فقط و فقط و فقط آن را منتشر میکنید و به نوعی کپی پیست میفرمایید، چه حس مالکیتی به آن دارید که دوست دارید نظری را از هر شخصی ، پای آن مطلب، در وبلاگ خودتان ببینید. من و یا ما چه بگوییم؟ نقد کنیم؟ ایراد بگیریم؟ به و به و چه چه بگوییم؟ چه کنیم؟ بنویسیم آمدیم؟ خواندیم؟ چه؟ حمل بر بی ادبی نباشد. اما به تو چه؟ به شما چه؟ 

حضورتان سبز. رو تخم چشم من جا دارید. اما اصرار نکنید لطفا. هر آن، من و یا هر خواننده ی دیگری احساس کند نوشته ی مورد نظر از ذهن خلاق شما متراوش شده، باور بفرمایید بی!  حتی یک تشکر خشک و خالی ، از وبگاه شما بیرون نخواهیم رفت/.

خدا بهتون توفیق بده. 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۱/۰۸
میرزا .....

کپی پیست ممنوع

نظرات  (۲۵)

۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۴:۳۳ آقای روان پریش
من بگم من کپی پست نمیکنم اااا   : دی


حرفات منطقی ا میرزا .. میدونی اما بعضی از مطالب ارزش کپی کردن و گذاشتن رو دارن البته از نظر من

یک برای خنده که هر چند کوتاه و لحظه ای باشه.
و دو یه مفهومی رو به مخاطب برسونه و باعث کمی فکر بشه...دقت کن بیان کننده یه حقیقت باشه

من خودم با خیلی از وب ها مشکل دارم اما گاهی بعضیا سلیقشون رو در انتخاب مطالب نشون میدن هرچند اگر کپی باشه..خودت خوب میدونی که خود همین انتخاب هم خیلیا به وضح خیلی افتضاحی انجام میدن.

خولاصه اگر من میام اینجا هدفم اومدن شما و نظر دادن نیست چون این شمایین که باید انتخاب کنید چی بخونین و کجا...ما از این وب با این شکل نوشتاری خوشمان می اید پس میآییم و میخوانیم و گاهی هم نظرات جست و گریخته ای میدیم و میریم. 

موفق باشی آ میرزا
پاسخ:
عزیزم تو بسیار زیاد لطف داری.
بله درست میگی کپی کردن خوب ایراد نداره. 
اصلا ایراد نداره. اصلا یکی ایران یکی چین. کپی قانونیه. :))
سوء برداشت نشه. خوب؟
اسم منوچهر احترامی رو تا حالا نشنیده بودم
نه که کتاب غیر درسی نمی خونم
خدا پدر و مادر حضرت گاگول ببخشید گوگل رو بیامرزه
رفتم تو نت سرچ زدم ببینم کی هستن
دیدم خیلی از آثارشون رو خوندم یا کارتونی چیزی راجع بهش دیدم
شما و عکاس باشی و آزی و ...
پستاتون همیشه معرکه اس 
حرفی هم که از دل بر آد لامصب راشو میکشه میره تو دل میشینه
من خودم شخصن هر موقع اسمتون رو تو وبلاگ بچه ها دیدم اومدم و خوندمتون
امان کامنت ندادم و رفتم دلیلش هم این بوده که یه جورایی عاغای خاصین نمی دونستم ادبیاتم باید چه شکلی باشه
اما بعد کلی کارِ کارشناسی یه کم راه افتادم 
باشد که رستگار شویم%
صحبت خصوصی تونم عینهو یه کشیده آبدار تو بود تو گوش قوانین کپی رایت کشور عزیزمون بود
که فیلماش قبل اکران رو پرده کنار خیابون دست دسفروشاس
یه مطلب به اسم چن نفر تو نت ثبت شده
یه مقاله به چند زبون
قبل اینکه یارو آلبومش رو بده بیرون تِرَکهاش رو نت قابل دانلودن و کلی کار خاک بر سری دیگر
شما خودشو ناراحت نکن خوب میشیم

پاسخ:
ببین تو خودت بلاگی هستی. این جریان بروز شده هایی که بلاگ علنی کرده باعث شده که یه کم سر خورده بشم. قشنگ با چشات میبینی که یه مطلب رو شونصد نفر ارسال میکنن. 
جدا از این . چوب کاری نکن. هر چی درمورد من گفتی خودتی :D
۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۵:۵۴ فیروزه ای ....
منوچهر احترامی :))
تایید میکنم که چون پست هام مال خودمه کامنت میرزا زیرشونه
پاسخ:
منوچهر احترامی هر هر هر هر هر؟ خدا مرگم بده. عه وا :D
تاییدیه ت مورد قبول ماست :D
سلام میرزای عزیز،به مطلب جالبی اشاره کردید...ولی متاسفانه ما ایرونیا ذاتا دزدیم با عرض معذرت از غیردزدای عزیز،وگرنه این همه میلیاردردزدنداشتیم...منظورم دزدمیلیاردره ها نه میلیاردر خالی...
پاسخ:
علیک سلام
البته بلا نسبت. 
یه وضعی هم پیش اومده که به کسی بگیم دزد نیستی بهش بر میخوده.
انگار فحش دادیم بهش و گفتیم عرضه ی دزدی نداری
فیروزه ای من الان به خودم شک کردم
یعنی چون میرزا افتخار میده برام کامنت میذاره پستای من مال خودمه
یعنی من مطمئن باشم دزد نیستم
یعنی تو واقعن دزد نیستی و من توهم زده بودم که دزدی
میرزا کیه دزدِ یا صاحب مال
الان یکی بگه کی به کیه؟!
پاسخ:
شما دو تا یکی از یکی دزد ترین. نذارین رو کنما :))
عهه
من اصلا نمی فهمم این بچه بازیا یعنی چی؟!
من برای شما کامنت میزارم، شما حتما باید بیاین به من سر بزنید و برای من کامنت بزارید؟!
این دقیقا مثل دید  و بازدیدهای عید مسخره هستش.
که چون من اومدم خونه ی شما ، شما هم حتما باید بیایا!
وگرنه من سال دیگه نمیام خونتون! گفته باشم!!!!
پاسخ:
آره دقیقا. ولی سوء تعبیر نمیخوام بشه
من میگم الزامی نباید باشه که وقتی یه مطلبی رو میخونی حتما باس کامنت بذاری
سلام
اوایل وبلاگ نویسیم همین کار رو میکردم هر چی مطلب جالب میدیم میذاشتم تو وبم تا اینکه یکی از دوستان وبی گفت : خودت بنویس     گفتم بلد نیستم        گفت هر چی از ذهنت میگذره بنویس

پاسخ:
و تو نوشتی. و چه خوب هم نوشتی. و چه دلنشین. مخصوصا اون شماره دار ها. عاشقشونم
سوء برداشت نمیشه.
منتها گاهی واقعا واقعا آدم هیچی به ذهنش نمیرسه که بگه خب!

پاسخ:
مرسی مریم جان. تو خوبی که متوجه میشی من چی میگم
۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۳۱ خانم هموستات
چه شغل باحالی.کتابی و انتشاراتی حتما آیا؟
من نمیدونم چرا گله میکنند؟تو دنیای حقیقی یکسره گله چرا نمیاید خونمون اینجا هم که چرا نمیاید وبلاگمون.
بابا انقد گِله نکنید بذار هر کس هرجور دوست داره زندگی کنه،دلش تنگ بشه میاد خونتون ،بخواد مطالبتونو بخونه میاد وبلاگتون
دیگه به این واضحی سوال و گِله گذاری داره آخه
خدا عقل دهد به ملت
پاسخ:
آفرین! بیا! خانم هموستات هم تایید کرد. کسی معترضه؟
۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۳۷ آقای روان پریش
خوصلاه من جزوه ادم خوبا شدم یا بدااا :))
پاسخ:
خوصلاه همون خلاصه ست؟
:))
شما جزو دوستای منی. و از نظر من هیچ کس بد نیست
۰۸ فروردين ۹۳ ، ۱۷:۵۹ آقای روان پریش
:)
پاسخ:
:*
میرزا شما با مایی یا علیه ما
یه جو آبرو داریم خووو به رومون نیار برادر من
مگه ما مثل شما ازوناشیم مغزمون روزی هزارتا موضوع از خودش تراوش کنه
مجبوریم بریم از وب این و اون بدزدیم بیاریم بچبسونیم به وب خودمون
ما فقط مهندسیم میفهمی مهندس(با لهجه غلیظ ترکی نوشتم شما هم با همون لهجه بخون)
با تشکر
پاسخ:
:))))
الان یعنی من از اوناشم؟ 
روح داری؟ :D
من یه دوستی داشتم که وبلاگ زده بود. خوشال خوشال آدرس داد منم برم ببینم. تاکید هم کرده بود که حتما نظر بذار. خب من فکر نمیکردم با همچین صحنه ای مواجه بشم ولی یه عالمه مطلب ِ قدیمی ِ صد دست چرخیده رو گل و بلبل دورش گذاشته بود گذاشته بود تو وبش که ملت بیان نظر بذارن مثلا نقد کنن نوشته شو:/
پاسخ:
چه کار خوبی؟ آخ جون آدرسش کجاست؟
عه مگه به شما نگفتم که
من به روح اعتقادی ندارم
عمه پیر و مریضی هم دارم که نه توان حرکت داره نه حرف زدن 
یه فسیل رو در نظر بگیرید دیگه خودتون:))

+بعععله شما دقیقن از اوناشید تراوشات ذهنیتون زیادِ وگرنه کی جرات داشت تو این مملکت این بحث رو راه بندازه خود وزیر فرهنگ تا حالا این جرات رو نکرده بود اصن
پاسخ:
:))) ببین خانم چرا بُهتون میزنی؟ من با عمه ت چی کار دارم آخه.

ما ل ماهم مال خودمونه
میرزا هم میاد تازشم میدونم
اما خب خیلی اشنا نیستیم مگه نه میرزا؟؟
:)
ایشون تازه همون چنتا کامنتم لطف کردن گذاشتن همونقد ک ما میخونیمشون کافیه :)
پاسخ:
الان چوب کاری کردی؟
یعنی چی؟ مگه ما مسخره ی توییم؟ یعنی چی که ما هی بیایم کامنت بزاریم تو نزاری؟
یعنی چی؟ مگه خون ِ آریایی تو رگات نیس؟
پاسخ:
خون آریاییه تو رگ هامو جوشوندی. واسا دارم میام :D
کلی خندیدم از خوندن کامنت "یه نفر" !
خدا خیرت بده.
خیلی جالب گفتی. :)
پاسخ:
بهله
خب میرزا جان صحبت خصوصی بود و میدونی که من از بس با فرهنگم اصن یه کلمه هم ازش نخوندم!
اونا هم که کپی پیست میکنن بلاخره زحمت میکشن! دزدی که شوخی بردار نیس که! تمرکز میخاد! دقت میخاد، هوشیاری میخاد!
تازه اینا یه هنر دیگه هم دارن، حرفای دیگرانو بلدن خوب بچسبونن به خودشون!
البته صحبت خصوصی بود و منم زیرچشمی خوندمش، وگرنه دل پری دارم از این کپی مپی ها!

راستی یاد بچگیام افتادم! ده شلمرود یادته میرزا؟ دزده و مرغ فلفلی؟ حسنی؟ گربه ی مصطفی بلاست؟ نخودیا؟ چه سوالی پرسیدما! میرزا جان اصن درجریانی یه روزی بچه بودی؟ کوچولو بودی؟ میرزا؟ گوشات سنگین شده؟ میرزاااااااااااااجان داداش هااااااااااااااااااااای میرزاجان! فسیل شدی رفته! :)
پاسخ:
:)) ببین ننه بزرگ انقدر به من نگو فسیل خودتو ببین.
آره همه رو یادمه. بچگی هامون با این قصه ها گذشت. از تو هم بیش از این حرفا انتظار نمیره. تو خیلی جاهای خصوصیه دیگه هم هستی. به کسی نمیگم نگران نباش:))
اصن شیطونه میگه این متنتو کپی کنم بذارم وبلاگم جهت فشار آوردن به فسیل و تبدیلش به طلای سیاه! :)
پاسخ:
تو این کارو نمیکنی مگه نه؟

سلام میرزای عزیز [گل]

عاغا ما به راه راست هدایت شدیم و در وبمان نیز اعلام فرمودیم [نیشخند]

پاسخ:
:D سلام
چیو؟
na vala agha mirza  cho bkarie chiiiiiii     vagheeyato gooftam 
shoma chi ....yani ax dokhtar mizashtam    ...... to postaye ghablim ax parria va yasna ro gozashtama
پاسخ:
عه ؟ پس بجنبم تا از چنگم در نیومده. 
خداییش خیلی خوب گفتی :)
پاسخ:
من همیشه خوب میگما
عاغا من قبول ندارم میرزا هی از خودش پست در میکنه بعد این بلاگ خر منو تو وبم راه نمیده فقط گاهی وب بقیه رو باز میکنه گاهی هم کلا سکته میزنه چیزی نشون نمیده....
خداوکیلی این انصافه......
پاسخ:
رمز بلاگت رو بده با لگد برم تو چشش:D
میرزا من منوچهر احترامی نمیشناسم...
خیلی دو وووو می باشم آیا...
برم مث جوجه سرچ کنم آیا........
روزی به کار آید آیا؟؟؟؟؟؟؟؟
دم شما گرم که هر چی می گی گُله....والا...:))
راستی خانوم خوب می باشن.....

پاسخ:
منوچهر احترامی خالق مجموعه داستان های حسنی هستن. 
حسنی ما یه بره داشت یکی از اوناست. سرچ کنی بهتره
جوابتون به اون خط آبیه رو دوس داشتم :)
پاسخ:
تو آخه خیلی خوبی