زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

Untitled

سه شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۳، ۱۲:۵۵ ق.ظ

میگه: (کی میگه؟ نمیدونم) امر به معروف سه حالت داره

یک: یکی که امر به معروفی میکند که خودش در منکر آن ، سری در سر ها دارد. 

دو: کسی که معروفی میکنه و خودش هم به تبعیت امر کردنش معرفت میابد.

سه: کسی که معرفتش در راس است و سپس امر به معروف میکند. 

میگم: یعنی تا خودمون اصلاح نشدیم سعی بر اصلاح کسی نکنیم.

میگه: تقریبا همین مضمون رو داره. ولی برای اصلاح، اول باید خودت رو بشناسی.

میگم: من خودمو خوب میشنام.

میگه: آفرین. (بعد رویش را بر میگرداند و به کارش مشغول میشود)

میگم: حرف بدی زدم؟

میگه: نه.

میگم: رک بگو. چی شد ؟ چرا ول کردی بحثو.

میگه: برای اینکه خودت رو بشناسی اول باید خدا رو بشناسی. خدا رو میشناسی؟

میگم: اوهوم

میگه: اینو تو میگی

میگم: پس کی باید بگه؟ خدا؟

میگه:   اعمالت

(اینبار من روی بر میگردانم و به فکر فرو میروم. براستی که حرف حق زد. کدام اعمال من نشانه ی خدا شناسیه من است؟)

میگم: یعنی از جزء به کل؟

با لبخند میگه: نه. این بار از کل به جزء

میگم: یعنی من خدا رو کامل بشناسم تا بدونم چه میخواهد و چه انتظاری داره و بعد خودم رو بشناسم و بعد رفع معایب کنم و بعد اصلاح کامل کنم و بعد امر به معروف کنم؟

باز لبخند میزنه و میگه: تقریبا.  

میگم: چند وقت پیش چند تا جوون یه پارچه ای میچسبوندن رو دیوار که روش نوشته بود: "ما نه تنها میخواهیم انقلابمان را صادر کنیم، بلکه میخواهیم کاخ سفید را به حسینیه تبدیل کنیم" . این چه معنی ای داره؟

میگه: خیالات واهیه. (کمی به فکر فرو میرود) : انقلاب ما با انقلاب حسین زمین تا آسمان توفیر داره. و اصلا چه ربطی داره به کاخ سفید؟ 

میگه: کاخ سفید هم مثل خانه ی همسایه. وقتی ما خانه ی خودمونو هنوز خونه تکونی نکردیم، چطور به فکر خونه تکونیه همسایه ای هستیم که رغبتی برای خونه تکونی نداره؟

میگه: میدونی وقتی میگن رطب خورده را منع رطب چون باید یعنی چی؟

میگه: میدونی وقتی میگن چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه یعنی چی؟(عصبانی میشه)

(انبردست را به میز کارش میکوباند و رو میکند به من)

میگه: اینا حرفای یه مشت شاعره. شاعرانی که فقط شعار بلدند. 

میگم: خونسرد باش من جوابمو گرفــــ...(حرفمو قطع میکنه)

میگه: دهنتو ببند. (قاطی کرده) اونجا بلاد کُفره. کاخ سفید کی میتونه حسینیه بشه؟

میگم: چه ربطی داره؟ کعبه هم یه زمانی محل محافظت بُت ها بوده؟

میگه: تو سعی نکن این چیزا رو به من یاد بدی. خودم اینا رو حفظم. اینا خیلی مرد هستن عدالتشونو درست کنن. 

میگم: الان عصبانی هستی میخوای من برم؟

میگه: گند زدی به اعصابم . حالا کدوم گوری میخوای بری؟

میگم: معذرت میخوام . همچین قصدی نداشتم. برم یه چند جا کار هام مونده

میگه: اس ام اس بده . ولی نرو. بمون.

میگم : زشته . 

(با لگد میزنه به میز کارش . موبایلشو در میاره و )میگه: نیگا. دو بار به من پیام داده. نه به من. بلکه به همه. 

میگم: کی؟ 

میگه: روحانی. کی؟ از کجا اومده این پولا؟ به چند تا مشترک پیامک زدن؟ ضربدر دو کن. چقدر میشه پولش؟

میگم: آهان. برا منم اومده. خیلی خوب. خونسرد باش. من میرم

میگه: گمشو اگه میخوای بری برو

+اینو ببینین . خیلی آموزنده ست

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۳/۰۶/۱۸
میرزا .....