زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

الهام جون

چهارشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۲، ۰۶:۴۲ ب.ظ

از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون! وقتی تو شکم خانجون غلت میزدم و وول میخوردم ، پدر محترمشون عمرشونو دادن به شما و زدن چش و چال ما رو نمکین فرمودند و خود دار فانی را وداع گفتند.

اینکه همه ی شما خوانندگان و همراهان عزیزم خوب و با صفا و خوشگل و تر گل و ورگل و صحیح و سالم هستید، اصلا ترس ندارد. نترس بابا. آهای با تو عــَم . نترس بگذار تمام شود عرایضم. 

این چشمان شور و ملیح بنده آُسیب های خیلی خیلی جدی ای به خویش میزند  و خوشبختانه کاری به کار اشخاص غیر، ندارد.. و بنده ی خبیث هرچه تلاش نمودم تلفاتی که ایجاد میکنم را به غیر! از خودم بزنم، نشد که نشد و همچنان طی این چند قرنی که از عمر بنده میگذرد، فقط و فقط خود را آسفالت نموده و ترس همیشگی در دل دارم که مبادا خدایی ناکرده بی هوا و نا خود آگاه از کاری که انجام میدهم خوشم بیاید و از خودم تمجید کنم. تمجید کردن همنا و به گـــ.. رفتن همان.

آری!
این چشمان قهوه ای با هسته ی مرکزی سبز (سبز؟)
اوووق  با نمره دو بیست و پنج صدم و آستیکمات و گاها با عینک فتو کرومیک، شرارتی در نهان دارد که خانه مان سوز است و همچون تلنگری بالای سرم ایستاده است و تا از خود مچکر میشوم ، بنده را همچنان میترکاند (فعل گذشته) که مرغان آسمان هم چیزهاشان را غلاف مینمودند تا نکند برایمان گریه کنند که دامان آنها هم بی نسیب نماند.

تا اینکه چند روز پیش که آخرین ضربه را از چشمان آهو صفتمان نوش جان نمودیم ، و هزاران آه و ناله و سرکوفت بر خود زدیم که لال میشدی و این حرف را درمورد خودت نمیزدی، ناگهان فکری به سرمان زد. که نکند خداوند متعال به این طریق به بنده ی ناچیزش وحی میفرمایند.

این شد که امروز صبح به محض اینکه مورد توجه خودمان قرار گرفتیم و بنای تعریف و تمجید از خودمان در دلمان نمودیم، لرزشی بر انداممان افتاد که :« عه وا خاک عالم نکنه الان چش زده باشم خودمو و بترکم؟!!» خیلی تیز و چست و چابک همچون عقـــــــــــــــــــــاب در پی پیشگیری آن عواقب شتافتیم که با چشمان درب و داغون نمکینمان دیدیم که بعله! چقدر هوش و ذکاوتمان به کارمان آمد و اگر دیر میرسیدم و دیر تر میجنبیدم حتما مراحل ترکیدن را تا نیمه هم رسانده بودم. 

این ها را گفتم که بگویم: چشمانم شور است اما قابلیت پیامبر شدن را دارم. بیشتر که میاندیشم میبینم که معجزه هایی هم داشته ام که به آنها نخواهم پرداخت. ریا میشه آخه


 اینجوریاست!!!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۲۱
میرزا .....

نظرات  (۲۳)

۲۱ اسفند ۹۲ ، ۱۹:۵۷ ایـــــ ـــس !
من که به دنیا اومدم مامان بزرگ پدری م فوت کرد.

چشمم از شوری جوریه که از هیچکس هیچوقت تعریف نمیکنم واقعا‌!
الان واقعا دستم به نوشتن نمیره ولی چشم ِ منم واقعا شوره...
پاسخ:
بیاو اینجا هم چشم و همچشمی؟ :D 
سلام
خب برادر من لطف میکردی و همون یه خط اخر رو اول میگفتی
عجبااااااااااااااااااااااااااا
اینجا چرا ایکن خنده و گریه و خلاصه این چیزا رو نداره ؟
پس چطوری بگیم حرفمون شوخی بود و خنده رو نشون بدیم
پاسخ:
ما که میدونیم شما چقدر آدم خوبی هستی و دل رحم هستید و (چشام فقط خودمو میگیره ها) هستید و هستید. بنا بر این شکلک هم نذارید میدونیم که در دلتان کدام آیکون یاهو ، همچین غنج میرود. :D
۲۱ اسفند ۹۲ ، ۲۱:۱۹ منه پابرهنه
الان دارم فکر میکنم چی بگم به تو !!

چطوری چشم قهوه ای وسطش سبزه؟ :دی
پاسخ:
یه طوری دیگه. من چه بدونم. :D
ریا که شد لیا به دل نمیگیریم الهام جنخخخخخ
خصوصی هم جواب داده نشد :پی
پاسخ:
عه شد واقعا؟
یه عرضی داشتم که بر طرف شد
سلام...چشم نزن خودتو خوب....به الهامات غیبی بیشتر گوووش بده خووو....احتمالا اگه یه چند قرن قبل تر به دنیا می اومدی پیامبر هم می شدی..:)))....
پاسخ:
آره والا. تو زمان به دنیا اومدن هم شانس نداشتم. :))
انرژی چشم خیلی جالبه.
پاسخ:
حتی زیادتر
من هیچوقت نفهمیدم اینجا نوشته ها طبق چه قانونی مارک میشن. دیالوگا، مهما، خلاصه ها، چیا !
سبز؟ سبز واقعن؟ رحم کن آقا! سبز آخه؟! 
دیگه از کلیت ماجرا هم با توجه به این جزئیات چیز زیادی نصیبم نشد. چشم شور بعد پیامبر؟ چرا من نمیفمم؟ 
پاسخ:
mina جان یه کم آروم باش. آره عزیزم . خونسرد. آها. ریلکس. ببینم تو باز بدون اینکه قرصاتو بخوری اومدی؟
۲۲ اسفند ۹۲ ، ۰۰:۰۳ من یه کرگدنم!
ببینم آ میرزا!این داستان برعکس هم عمل میکنه!یعنی مثلا اگه بگی فلانی عجب بدشانس و بدبخته!یارو خوش شانس و خوشبخت میشه؟ممنون میشم جواب بدید!رضا هستم از تهران
پاسخ:
:))))))))))))))))))))))
لعنت به تو رضا :)))))   نه آخه خوب گفتم که این چشا مختص خودمه. برا کس دیگه کار نمیکنه. باس به منو و تنظیماتش یه دستی بزنم. برنامه نویس مطمئن سراغ داری؟

باشد که زین پس کمتر خودتان را مورد تمجید قرار بدهید :)

ضمنا خداوند این چشم شور و سبز را برایتان حفظ بفرماید :)

پاسخ:
انشالله انشالله. بترکه چش حسود
سلام. من به چشم شور اعتقاد دارم چون از نظر علمی ثابت شده. ولی خوب سوال برام پیش اومده واقعا رنگ چشمتو راست گفتی؟
میگ هر وقت بهت وحی شد ما رو هم خبر کن بیایم پیشت هدایتمون کنی:)))))))))))))9
پاسخ:
ببین اینروزا هدایت کردن هم خرج بر میداره ها. گفته باشم. 
چیه؟ بهم نمیاد چشام قهوه ای باشه وسط سبز؟ تازه یه عالمه عکس هم دارم وسطش قرمزه
نشنیده بودم تا حالا که چطوری چشم کسی شور میشه!
چه جالب!
+البته هر کسی در چشم زدن خودش، توانمندی بسیار بالایی داره.
 مختص شما نیست میرزا.
پاسخ:
واقعا؟ پس یعنی بابا بزرگم بی گناهه؟
میرزا من هم اینو شنیدم {اون جملات اولو میگما}
خوب شد گفتی رو بقیه اثر نداره میخواستم در برم اخه از بس حوریه بهشتیم....خخخخ
بیشتر مواظب خودت باش
پاسخ:
:)) حوری!!! بهتره تو مواظب خودت باشی :D
من همچین چیزی نشنیده بودم!!!!!!



جناب شما این آرشیو لینک کرده های گوشه وبلاگتون کجا می ره؟! شاید هم دیگه نمایش نمی ده و فقط جدیدها رو نمایش می ده.
پاسخ:
دوست خوبم. عرض کردم وبلاگایی که دوست دارم رو تو اون لیست قرار دادم. و نسبت به آخرین ارسالی از طرف شماها تو آخرین زمانها تغییر میکنه. و سی مطلب آخر از وبلاگ شما ها اینجا قرار داره. به این شکل که اگر نفر سی و یکم آپ کنه نفر اولی حذف میشه و به همین ترتیب

سلام آمیرزا خوب هستین عایا 

+برای آگاهی دوستانی که پرسیده بودن میگم

من میشناسم کسی که چشماش قهوه ای هستش و رگه هایی هم از رنگ سبز داره 

+من دقیقا درک میکنم این حرف رو چون دقیییییییییییییییییییییقا اینجوری هستم کافیه به ذهنم خطور کنه به ثانیه نمیکشه که کله پا میشمو میترکمو ترکش هاش هم فقط و فقط به خودم اصابت میکنه 

پاسخ:
ای وای پس هم دردیم. پَ کو آدرستون؟
بله که بی تقصیره.
بهتره عیب و ایراد خودمونو گردن دیگران، مخصوصا مرگشون که دست خودشون هم نیست نندازیم! :)
پاسخ:
چشم :)
دقیقا این 29 خط رو نوشتی که بگی چشات سبز . خشگله ؟؟؟؟:)))))))))))))
اره ؟؟؟
این بود ارمان های امام راحل؟؟؟؟؟:)))))))))))))))))
کشیدی بالا رفته تو چشات سبز شده خو انقد پز نداره که !!:))
پاسخ:
یعنی نشستی 29 خط رو خوندی که به همه بگی کشیدم بالا تا چشام سبز شده؟ اگه دیگه من چیزی رو به تو گفتم!! 
سلام میرزای عزیز...درپیامبری شما شکی نیست...
پاسخ:
:Dعلیک سلام . تایید شدم یعنی الان؟
میگما؟میرزا؟
ربط این اسم با ایم پست چی بود؟:|
بعدم این چشمه تو داری؟زهرماره بخدا!! :|
پاسخ:
:)))))

این پست رو وقتی بذاریم کنار پست چیزوفرنی، دیگه باید ناامید شد...

پاسخ:
:)) مچکرم
خو علان سیز یا قهوه ای؟؟؟
ی ترکیب رنگ ناجوریه ک دی:
:)))
پاسخ:
یا قهوه ای. یا قهوه ای . :)
قابل توجه چشم شوران عزیز و گرامی ..نیاز مبرم به نگاه خانمان برانداز شما جهت دشمنان اسلام

و مسلمین دارم خخخخخ

میرزا یاد این آهنگ افتادم با اجازتون می خونم

میرزا میرزا چقد تو جنگل خوسی؟ خسته نبسی؟ تره گمه ای میرزا تره گمه میرزا کوچک خانا


پاسخ:
میگم برو سراغ یکی دیگه. من فقط به خودم آسیب میزنم :)) حال دادی. یه دور دیگه هم رد شدی بخون
شور نیست آقاجون ...نمکیه .
چرا خودزنی میکنی برادر؟
پاسخ:
ملیح حتی :))
میرزا جان، فسیل عزیز، ای چشم آهویی، ای همه چی خوب!

ستاد تعریف از میرزا درجهت ترقیب میرزا به چش زدن خودش!

آره میرزاجان، اینجوریاس!
پاسخ:
بترکی هی! :))