"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"


yellow_Kidd@
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

پیامکی راس ساعت 23:40 دقیقه

پنجشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۲، ۱۱:۱۲ ب.ظ

او : سلام . خسته نباشی بیداری؟

من: علیک سلام . بله که بیدارم . نگهبان که نمیخوابه . درمونده نباشی

او: عزیزم شنبه برا نهار (مثلا) بلقیس و کلثوم و دو تا دیگه از همکلاسی هام میان خونمون

من: عه خوب به سلامتی. قدمشون رو چشم

او: نمیدونم نهار چی بذارم

من: ماهی بذار. ماهی هات خوشمزه میشن

او: نه بابا بلقیس رشتیه. ماهی خوره اونوخ باید برم ماهی ( از اون گرونا) بخرم

من: خوب آخه چی بگم؟ این غذا محلیه چی بود اسمش؟ اونم خوب میپزی

او: نه کلثوم خودش خدای پختن اون غذاس. گاف میدم جلوش.

من: قیمه؟

او: نه

من: قرمه سبزی

او:نوچ

من: آبگوشت بذار. منم یه حالی میکنم چند وقته آبگوشت نخوردم

او: تو؟

من: آره دیگه. خیلی وقته نخوردم دیگه. کِی بود؟ دو ماه میشه؟

او: آره دوماهه . ولی تو؟

من: من چی؟

او: تو مگه شنبه کشیک نیستی؟

من: عه آره . یادم نبود. میخوای بگو یه شنبه بیان.

او: ببین گفتم بلقیس و کوثر و دو تا از همکلاسی هام ها. نگفتم عباس آقا و رمضون قصاب و دو تا از اراذل محل که

من: آهان :)) یعنی من نیام؟ نباشم؟

او: نمیدونم دیگه. شعورت چی میگه؟

من: شعورم میگه بندازش یه شنبه. آبگوشت بزنیم تو رگ و تو صورت هم گاز پیاز آروق بزنیم.

او:  اه گمشـــــــــــــــــــو نکبت نجس.

+نکته اخلاقی: عباس آقا


موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۱۵
میرزا مهدی

نظرات (۲۲)

قصاب محل باید سیبیل تاب دار داشته باشه,یکی از نشونه های بارز ارازل بودنم هست دیگه...
با عباس آقا و رمضون قصاب مهمونی دوره همی بگیرین...سبزی و غیبتم باشه تکمیلین ;)
پاسخ:
واه خدا مرگم بده. غیبت؟ من؟ حالا من هیچی! رمضون قصاب و غیبت؟ :)) 

همین امروز:
بابام: خونه ی دوستت خوش گذشت؟ 
من: بله، خیلی
بابام: بزن برقصم بود؟ 
من: آره:ی
بابام: خب فیلمم گرفتی؟
من: بع له! 
بابام: خب بده منم ببینم دیگه:ی
من: نمیشه که
بابام: چشم تو چشمه،  چشم من چشم نیست؟ :|
پاسخ:
والا. خوب راست میگه. میدادی ببینه. چی میشد؟ همین شما ها هستین که باباها میرن معتاد میشن
ولی بالاخره قرار شد چی بپخن؟ یعنی بپزن؟!
بالاخره شنبه شد یا یه شنبه؟!
بالاخره کلثوم یا کوثر؟!
خیلی کم مشغله فکری داشتم، به درگیری های ذهنیم اضافه کردی:-/
پاسخ:
قیمه پُخید
شنبه شد :((
کلثوم کلثوم ببخشید اشتباه لُپی بود
مرا ببخش :))
سلام میرزای عزیز،مکالمه ی جالبی بودولی آخرش...راستی آبگوشت باگوشت یخی که نخواستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
برزیلی حتی. :)) آهان. از اون لحاظ؟
مطمئنی اینا اس ام اس بوده؟شما در پیشبرد اهداف مخابرات نقشی بنیادی دارین:)))))))

پاسخ:
بخدا قصد داشتیم تلگرافی باشه ولی این شاسی تلگرافمون خراب شده
کی بود حالا ای بارو؟
پاسخ:
عباس  آقا دیگه 
کلا مث اینکه پیشنهادا جواب نمیده ;)
یکی از دوستان متاهل میگفت خانوما وقتی هم صحبت میشن یا دردودل میکنن صرفا ی هم صحبت و گوش شنونده میخان اکثر اوقات، به من میگفت زیاد سوال و کنکاش نکن همیشه، گوش کن فقط (نیشخند)
یا خدا، این کیه !؟
پاسخ:
آره موافقم
این منم :)

:))))

پس همه ی آقایون دوس دارن تو مهمونیهای خانوما سرک بکشن!:))

(من که باور نمیکنم هدفتون، آبگوشت بوده باشه:)))

پاسخ:
تو نمیری هدفم فقط همون آروغه بوده
این آروغه رو خیلی پایه ام حاجی
پاسخ:
همین که یه گوریل پایه باشه، کلی صفا داره برام.
میگم بهتر نیس اصن دور همی یه آروغ پارتی بگیریم؟؟؟؟؟؟ :)))))
پاسخ:
دنبال پایه میگردم. 
اخرش رات دادن یا نه؟؟؟؟
پاسخ:
یا نه
بالاخره ناهار چی داریم؟؟!!
این عباس آقا چقد زشته آدم میبینش سیر میشه چقد شبیه یه بنده خداییه : ))
پاسخ:
آره شبیه همون بنده خداست
:D
۱۸ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۰۶ منه پابرهنه
:))
با آروق موافقم میرزا
پاسخ:
آروق هم با تو موافقه پابرهنه
از دست شما! :)))))
پاسخ:
کدوم دست دقیقا؟

واقها ابگوشت با پیاز خوبه!!!!!:))))))))))
پاسخ:
و آروق
۲۰ اسفند ۹۲ ، ۱۰:۲۶ جوجه اردک زشت
:D

پاسخ:
:D
خخخخخخخخخخخخ...چه پیامکی...جدی آبگوشت دوس داری...آبقگوشت مرغ چی؟؟؟؟؟:))
پاسخ:
خخخخخ نداره که من آبگوشت ماهی هم دوست دارم.اصن هر چی که آب داشته باشه دوست دارم
دی:
:))))))))
=))))
عکس کیه؟ دی:
پاسخ:
من من :))
میرزاجان از سبد خانواده کلن پرتت کرده بودن بیرونا! طفلی حتا! :)
پاسخ:
:))))))))))))
۱۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۸:۴۲ امیرحسین رعایی
سلام
کل وبلاگتون رو زیر و رو کردم تا بفهمم پسرید یا دختر
حاجی یه نشونه ای، چیزی...
تازگیا این دختر خانومه ها هم اونقدر اسمای عجیب غریب می ذارن که صد تا لغت نامه هم می گفتن میرزا اسم پسره یا دختر آدم متوجه نمی شه
اینجور وقتا جوابای کامنتا هم گاهی می گه طرف پسره یا دختر، ولی ماشاءلله واسه شما اونم جواب نداد
کی باید پاسخگو باشه
البته بالاخره از این پست حدس زدم از جنث مذکر تشریف دارید.

ضمنا، گمان نکنم بنده بعدع دوباره بیام اینجا بگردم ببینم از کدوم پست فهمیدم  شما برادر هستید تا ببینم چی جواب دادید، اگه خواستید جواب بدید تشریف بیارید خونه ی ما مثل دو تا مرد رودررو صحبت کنیم!


پاسخ:
سلام خیلی ناراحت شدم. من یه پارچه آقا هستم
شما یه لطفی کن به خلق       همیشه بنویس!

آروق پیاز 
اییییییی :(

پاسخ:
عه حال میده که

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی