زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

عوارض یک جنس خوب!!!

پنجشنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۲، ۰۷:۳۹ ب.ظ

امروز صبح رفته بودم با دوستان شکار. ولی به جای شکار بازیشون گرفته بود. شبیه سازی کرده بودن مث این مسابقات تیر اندازی یه قوطی پرت میکردن رو هوا و اون یکی باس میزد میترکوندش. خوب همیشه هم میترکوندن. چون تفنگا ساچمه ای بود و با هر شلیک شونصد میلیون ساچمه میپاچید بیرون. 

داشتم فکر میکردم که اگر یه تیر باشه ، تیر انداز باس تخمین بزنه که تو چند ثانیه آینده نسبت به سرعت و جهت باد و سرعت شتاب گلوله و هزار تا دلایل دیگه ، اون شی قراره کجا باشه و تازه اگر درست تخمین بزنه و درست هدف بگیره اون جای فرضی رو ،حتما به هدف اصابت خواهد کرد.

بعد فکر (که خیلی هم سیاله) رفت به یه عالم دیگه. "تخمین" ها و "اتفاقات آینده" و (حالا یه زور چپونی کنم  و بگم "تقدیر ها)" .

بعد به این فکر کردم که خدا هم چند ثانیه که هیچ، تمام آینده رو میدونه چون خودش نوشته. (اینطور به ما آموختند و بنده  هم باور دارم)  

بعد یهو این وسط یاد اون شعر کتاب فارسی افتادم که میگفت هم نامه ی نانوشته خواند هم نمیدونم چی چیه نا نوشته .... (یه همچین چیزایی بود که اصن یادم نیست ولی تو فکرم هم ناقص گذشت) بعد به این فکر کردم که اون که پرتاب میشه مثلا یه پرنده باشه.

خوب.

خدا هم که میدونه قراره اون تیر شلیک بشه.

همه چی هم طوری برنامه ریزی شده که پرندهه کشته بشه.

باد.

جهت باد.

سرعت باد.

تیز هوشی تیرانداز و مسیر پرنده.

بعد باز فکرم که ول کن نبود که رفت و به خدا گفت: خدایا الان جوجه هاش......

بعد خدا حرفمو قطع کرد و گفت: باشه مسیر پرنده رو به یه دلایلی تغییر میدم. بعد گفت چشاتو ببند یاد نگیری.

تو این فکرا بودم که روز رستاخیز و قیامت اومد تو ذهنم.

گفتم مثلا خدا از بدو خلقت یه شهاب سنگ گُنده و خیلی پدر مادر دار رو از تفنگ مخصوصش که فقط ملائکه دیدنش، شلیک کرده و پیش خودش تخمین زده که مثلا چند میلیون سال؟ میلیارد سال دیگه  ، این گردالی (زمین،) با این همه موجوداتی که قراره روحیاتشو آسفالت کنن، قراره تو چه نقطه ای باشن ، تا ترکیده بشن.

تو این فکرا بودم که قوطیه که پرت کرده بودن، خورد به ملاجم و از فکر اومدم بیرون و دیدم عه باس برگردیم.

لُب مطلب :

اینکه خداوند چیزی را بی منطق و بی اساس خلق نکرده ، قطع به یقین برای همه واضح و حل شده ست.

اینکه هیچ اتفاقی بی اساس و بی در نظر گرفتن علوم مختلف (حالا هر چی که باشه) رُخ میده، برای همه واضح و حل شده ست.

اینکه برای هر عمل و اتفاق و هر ممکنی دلیل علمی ای وجود داره، برای همه واضح و حل شده ست.

اینکه مث این فیلما رستاخیز یا قیامت هم بخواد به هر دلیلی به وقوع بپیونده برای همه واضح و حل شده ست. 

..... میخواد طوفان باشه.

سونامی (؟) باشه

میخواد اون قلقلی آتشین مرکز زمین فوران کنه و همه رو به آتیش بکشه .

میخواد این زبونه های خورشید (حیوونکی زبون بسته) باشه که همه رو جزغاله کنه.

میخواد یه صاعقه ی خَفَن باشه 

هر چی که باشه، 

نباید بی دلیل و منطق و بی اساس علم باشه. یعنی اینکه همینطوری خدا ویرّش بگیره بزنه ما رو بترکونه.

چقدر حرف زدم؟ کلا میخواستم بگم : 

پس

روزی که به روز رستاخیز یا روز قیامت نام گذاری شده

 (که به وقوع پیوستنش برای همه واضح و حل شده ست) ،

قبل از به وقوع پیوستنش

(مدتها قبل از به وقوع پیوستنش

) (خیلی مدتها قبل تر)

. (شاید حتی ده ها سال قبل تر از آن،)

دانشمندان از به وقوع پیوستنش آگاه خواهند بود.

و همه را ،

همه ی جهانیان را

آگاه خواهند کرد.

با این ویژگی که نه جهانیان و نه دانشمندان و نه هیچکس دیگری جز خدا،

نخواهد دانست

که

این اتفاق

(  که همه پیشا پیش به وقوع پیوستنش را با علم و دانش و تکنولوژی روز)  

پیش بینی کرده اند، همان روز رستاخیز و یا روز قیامت است.


اینو گفتم که اگه یه روز بعد از شونصد میلیون سال دیگه که بعید میدونم شما ها نباشین، یه همچین خبری رو شنیدید،  برید همه جا جار  بزنید که آسفالتین. چون این همون روز رستاخیز یا قیامت است.

صلوات




موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۱۵
میرزا .....

نظرات  (۹)

تیتر???نفهمیدم!!!
پاسخ:
منم نفهمیدم به خدا
اولین تفسیر بچگیم از آخر راه آدما یا حدااقل خودم...یه آسمون خاکستری روی بالکن خونه ی قدیمی...از 4 سالگی میدونستم و میدونم اونجاست که باید فکر کنم.
پاسخ:
فکر رو خوب اومدی
واقعن جنسش خوب بوده:))
یاد اون موقعا افتادم که میرفتیم اون باغچه هه ملت گنجیشک میزدن.
اگه یه جنس بهم رسیده بود الان شاید منم نویسنده بودم
پاسخ:
بـــــــــــــــــــَـــــــــــــــــــ
یعنی تو الان خود خود مینایی؟ 
تو که عزیزم به جنسی نیاز نداری که بخواد خوب یا بد باشه. تو خودت اصل جنسی
سلام میرزای عزیز،افکارجالبی بوداون قوطیه هم شوک بیداری!!!!!!!!!!! اون شعرهم:هم قصه ی نانموده دانی/هم نامه ی نانوشته خوانی...مرسی تفکربرانگیزه...ولی ازخداپنهون نیست ازشما چه پنهون خیلی ازنوشته هاتونونمی فهممم...بعضی جاهاشومی فهمم،این میهن بلاگ شماهم که شکلک نداره واسه خودم نیشخندبذارم،به جاش می نویسم:نیشخند...
پاسخ:
از خدا که پنهون نیست از شما چه پنهون. من خودم هیچکدومشو نمیفهمم

میدونید من از چی روز قیامت خیلی میترسم؟

قیامت همون روزیه که :

 

"یوم تبلی السرائر" - روزی که اسرار، آشکار می شود.

 

پاسخ:
ترس نداره که. والا. مگر اینکه... 

پرده، بالا رفت و دیدم: هست و نیست

راستی، نادیدنیها، دیدنیست..........

 

یعنی خدایی که یک عمر "ستارالعیوب" بوده، دیگه فرصت رو تموم میکنه ....

پاسخ:
قرآن و کلا از حفظی؟
بسیار جالب و قابل تامل و به فکر فرو برنده ....
پاسخ:
میدونم :D

این مطلبو برای همسرم خوندم، نظرشون اینه:

قرار نیست انسان به تمام آنچه علم خداوندیه، برسه و زمان قیامت، برای انسان قابل پیش بینی نیست .

پاسخ:
با همسرتون مخالفم به طرز وحشتناکی. درسته که آدمی از آینده خبر نداره. و آینده ترین مورد هستی، همون روز قیامته. ولی روز قیامت هم باید یه اتفاق باشه. هر اتفاقی هم دلیلی برای خودش داره. نمیخوای بگی که کارای خدا بی دلیل و برهانه؟
 
میرزاجام چی زده بودی حالا؟ هرچی بوده بدجور فکرتو راه انداخته ها! بگو ما هم (من و همسر) بزنیم حتا! 
پاسخ:
ببین تو نخورده مستی. :)))
هم من میدونم. هم علی :P