"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

کچبی دید عقابی خودسر

چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۴ ق.ظ

مثلا در یک مکان عمومی مثل اتوبوس نشستید و در حال بازی با گوشیه موبایل خود هستید که یک چیزی مثلا جا سوییچیه بدون کلیدی که لای انگشتانتان بوده، میافتد روی زمین... یه نیم نگاهی به آن میاندازید و به گوشیه موبایلتان سرگرم میشوید. هر از گاهی یک نیم نگاهی به آن میاندازید که در کش و قوس و خم و پیچ و کم و زیاد شدن سرعت اتوبوس، از مقابل دیدگانتان محو نشود. تا اینکه کلا دیگر نگاهی به آن نمیاندازید. چون دغذغه ی شما و گوشی و نفر آن طرفی و چت و فلان و فلان شما آنقدر رونق گرفته و به اوج رسیده که جا سوییچیه بدون کلیدتان، سیخی چند؟

خطابم اول به خودم و بعد به مسئولان مربوطه و نا 

مروبطه و غیره میباشد نه شما دوست گرامی و ادب دوست و ادب پرور و با ادبی که در حال مطالعه ی این نکته و مکان میباشید...

غوغایی شد در بعضی صفحات و کانال هایی که بُلد کرده بودن تندیس حکیم ابوالقاسم فردوسی را در یکی از خیابان های آنکارا....؛

چندی پیش هم تندیسی از ابن سینا و سالها پیش هم حضرت مولانا را از آن خود میدانستند....

من نمیدانم پس این آقایون مرتبط با این پدیده سر در کدامین، "چیز" دارند که خبر از سرقت های ادبی و ادیبان این مملکت ندارند. از اینکه بهانه میآورید که  مغز های متفکر و نخبگان و مخترعان را نمیشود به زور در مملکت نگه داشت، جای تعجب ندارد، اما شگفت آور است بزرگانی که قرن هاست در خاک این مملکت آرمیده اند را چطور به باد میدهید؟ حواستان کجاست؟ با که به گپ {چت} مشغولید که این بزرگان اینطور از مقابل دیدگانتان دور میشوند؟

اینها که دیگر خود پایی برای فرار مغزها ندارند..... دستی در کار است؟ بخداکه.

من نمیدانم این ترکیه هم گویی حالش خوب نیست. یا خوب است و ما ناخوشیم. نمیدانم شاید اول ترکیه ایران بوده و بعد ایران بوجود آمده. با این حال باز نمیدانم چطور اعراب، احساس تملک بر خلیج فارس دارند و ترکیه ی همسایه، دستش از آن کوتاه مانده است؟  یا شاید هم به چیزی بزرگتر میاندیشد: مثلا دریای مدیترانه ی دو "خزر"

به والله اگر همینطور  دست روی دست بگذاریم در بیوگرافیه خود باید بنویسیم: ملیت: ایرانی، مذهب: تُرک.. یا بلعکس. حالا هرچی....

بابا لامصب لا اقل پاتو بذار رو جا سوئیچیت، سرگرمیت که تموم شد، پاتو بردار. اون هم  بذار تو جیب خودت تا سُر نخورده نرفته اونور اتوبوس....

تو این دوره زمونه جا سوئیچیه بدون کلید به کار همه میاد.. مگه نمیدونی... میدُزدنِش ها...

نظرات  (۲)

بله همینطوره

خدا این بزرگان همیشه منتقد رو حفظ کنه،و به جمیعمون عقل بده عقل
پاسخ:
انشالله
۰۱ خرداد ۹۷ ، ۲۳:۲۴ همطاف یلنیـــز
سلام سلام
ژست این آدمک (تصویر)رو دوست دارم بسی
یادمان باشد از خواهرزاده بخواهیم یه همچین عکسی بگیرد از مان  به یادگار
پاسخ:
بیشتر این ژست به زنان فول روستایی ، زمانی که کنار تنور نشستن و نگاه میندازن تا خوب خودشو بگیره و نونو بچسبونن میخوره. با یه بلوز دامن گل گلیه قرمز و لچک مشکی با نخ آویز های فراوون. (چه کاریه لباس خانمهای کرد و عشایر و گیلان)