"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"
instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************
آخرین نظرات
سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۶:۰۳ ب.ظ

بسی رنج برده ست در آن سال سی....

و من هم به سهم خودم

 به مناسبت روز پاسداشت زبان پارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

 
دانی که ایران نشست منست؟ 
جهان سر به سر زیر دست منست؟
 
هنر نزد ایرانیان است و بــس 
ندادند شـیر ژیان را بکس
 
همه یکدلانند یـزدان شناس 
بـه نیکـی ندارنـد از بـد ، هـراس
 
دریغ است ایـران که ویـران شود 
کنام پلنگان و شیران شـود
 
چـو ایـران نباشد تن من مـباد 
در این بوم و بر، زنده یک تن مباد
 
همـه روی {سکون ی} یکسر بجـنگ آوریـم 
جــهان بر بـداندیـش، تنـگ آوریم
 
همه سربسر، تن، به کُشتن دهیم 
بـِه از آن که کشـ  ــور به دشمن دهیم
 
چنین گفت موبد که مرد بنام 
بـه از زنـده، دشمـن بر او شاد کام
 
اگر کُشــت خواهــد تو را روزگــار، 
چــه نیکــو تر از مـرگ در کـــار زار؟

نظرات (۸)

یاد شاه نامه خوانی ها به خیر ...
پاسخ:
آره واقعا.... نوجوون که بودیم یه استادی داشتیم تو تئاتر... خیلی اصرار به شاهنامه خوانی داشت....
برای یکی از دوستان ِ  حاضر هم گفتم قبلا" نمیدونم تزش چی بود؟ فازش چی بود؟ واجب کرده بود قصه های شاهنامه رو براش خلاصه نویسی کنیم. ما هم از سر علاقه و -ترس از استاد- تا جایی که نفس داشتیم میخوندیم و خلاصه میکردیم. هیچکدومو به خودمون بازنگرداند... نامرد. :))
الان برید سراغش :)
پاسخ:
هیچ خبری ازش ندارم...:) پدرم کتابخونه ی خیلی خیلی بزرگی داره.... یادمه اون زمان یه سری کتابهای صادق هدایت ممنوع بودنو بابای من چاپ قدیمیشونو داشت. استاد ن امرد همه رو از من گرفت و پس نداد. خدا رو شکر میکنم از زیر دستش اومدم بیرون والا یا دزد بودم یا...:))
بابای منم تا وقتی من بزرگ نشده بودم خیلی کتاب امانت میداد که سرونوشتشون نامعلوم میشد!  :)
بعدش دیگه خساست من در این قضیه یکم بهش رسیده الان


پاسخ:
کتاب باید خونده بشه.... اینکه من یه بار یا دوبار بخونمش و بعد بذارمش تو کتابخونه هیچ معنی ای نداره جز تلنبار کردن یه تُن کتاب روی هم..... بابا تو هر بخش و زمینه ای کتاب داره. همَشون هم خونده. از فلسفه و عرفان و منطق و ادبیات و رمان و معماری و پدیده های گیاه شناسی و ..... اصن یه وضعی.... درمورد همه چی صاحب نظریه برای خودش.... کلا دو سال رفته مکتب. همین. اونقدری که بتونه بخونه براش کفایت میکرده. (انگار میخواد بیاد خواستگاریت دارم ازش تعریف میکنم :))) ) خواستم اینو بگم کتابا رو روی هم تلنبار کرده. من اینطور نیستم. کتابخونه ی من فشرده و چرب و چیلیش که کنی سی تا کتاب توش جا میشه... اون هم لا اقل ده تاش ادعیه و مناجات و از این دسته.... کتاب و طاق میزنم با هم سُراهام. درسته جنایت میکنیم در حق ناشر و نویسنده ولی چاره چیه با این گرونیه کتاب و کاغذ. نمایشگاه امسال باور کن یه کتاب هم نخریدم. باور کن یه دونه هم نخریدم. با باجناقم اومدم تهران اون یه خاور کتاب خرید. من حَمل کردم براش. ازش میگیرم میخونم....
یه جمله ی مثلا روشنفکرانه:
برای اینکه سرانه ی مطالعه ی کشور پایین نیاد، بهتره کتاب هدیه بدید.... مخصوصا به آنهایی که پول خریدنشو ندارند. بنابراین: بابلسر خیابان شهید چمران..... :)))
به از ان که کشور به دشمن دهیم...
تو این روزگار باید خیلیا این شعر رو چندباره مرور کنن یادشون رفته
زیبا بود موفق باشی
پاسخ:
ممنونم . آره واقعا...
بی ادب :|
پاسخ:
:)) 
چرا؟
بی ادب و بی تربیت فکر میکنم بدترین اهانتیه که میشه (خطاب به یه نفر) ولی (اشاره به پدر و مادر اون نفر) کرد.
:))

خودت میدونی !
پاسخ:
:)) 

روانی :)))
پاسخ:
گرت زیــن بد آید گناه منــست
چنین است و این دین و راه منست
برین زادم و هــم برین بــگذرم
چنــان دان که خــاک پی حیــدرم (فردوسی دیگه. تابلوئه که)

من دوستت دارم ولی... چرا؟ چون یه جا دیگه میگه:

همان دوستی با کسی کن بلند
که باشد به سختی تو را سودمند 
هستی سودمند


اصلا هم ربطی به پدرمادر آدم نداره :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی