"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"
instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************
آخرین نظرات
سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۴۵ ب.ظ

تَق


تکرار مکررات و تحریم  ها و کمپین هایی که مدام و گاه به گاه به گوشمان و گوشتان میخورد و باعث رنجشتان میشود را بنده ی حقیر ، از طرف تمامیه حرّافان و مدعیان علوم و خود بزرگ بین ها و خویشتن ندارها عذرخواهی میکنم و اذعان میدارم تا میتوانید بترکانید و بسوزانید تا چشاتون دراد. 

بچه ی انسانی که با هیچ گونه زبان رایج دنیا، نمیفهمد که آنچه که در پی آن است چه خطراتی در پی دارد، همان بهتر که بسوزدو بترکد. نه. بترکد و بسوزد. یا بسوزد و نترکد. نمیدانم. هرآنچه که لایقش است. و در نهایت بر بالینش رویم و او را خطاب قرار دهیم و بگوییم: آخه اُزگل الان چی شد؟ چی شدی؟ آخه چرا؟ واسه چی؟ 


والله به قرآن








قدیما دارتو میگرفتیم با یه ترفندی گوگرد کبریت میریختیم توش مینداختیم هوا میفتاد زمین میگفت : تق. همین . تق. ته ته خطر ما همین بود. تق.

باور کنید همینطوری پیش بره ده سال دیگه آرپیچی میارن برامون. 

پسره الدنگ الان رد شد یه سیگارت انداخت تومغازه سر خورد اومد زیر پام ترکید.


نظرات (۲۵)

امثال من که ترسو هستن امروز و فردا اصن از خونه بیرون نمی رن والسلام! :))
پاسخ:
ترس؟ تو؟
ما یه سال با مامانم و خواهرم بزرگم رفتیم یعنی بلندتر از صدای ترقه صدای صلوات و یا ابوالفضل گفتنشون بود:))) دیگه بعد از اون نرفتم:))
تو شهر ما فردا عصر، یعنی عصر چهارشنبه چهارشنبه سوریه:)
پاسخ:
:)) شهرتون کجاس مگه ؟ اونور مدار فرضیه زمینه؟ (مزاح)
استان بوشهر، شهر گناوه:)
امشب یه پاتک هایی میزنن اما کلا چهارشنبه سوریمون فرداست:)
پاسخ:
با این تفاصیل فردا باید منتظر گزارشت باشیم..
اخه ممکنه خودشونو نسوزوننو نترکونن به جاش بقیه رو بسوزونن و بترکونن.
پاسخ:
اغلب خودشون میترکن. 
حرف حق که جواب نداره..... :دی
اگه همین طوری پیش بره باید یک ویدئو تهیه کنیم ازینا و  منتشر کنیم تا امریکا بداند ما به بمب اتم نیازی نداریم.(صرفاً جهت شوخی)
پاسخ:
واقعا هم نیازی نداریم. ما خود چون بمب اتمیم
البته تو کاشون برخلاف چهره مذهبی اش امشب ملت میرن اطراف به بزن و بکوب عوض ترقه و اینا!!! یخده هم آتیش روشن می کنن و فشفشه و از این قبیل. ترقه ها بیشتر در سطح شهر هست! 
امشب کویر مرنجاب خبره:))

آره من ترسو هستم در این جور موارد! مگه عقلم رو از دست دادم سلامتی ام رو بذارم روی خودخواهی بعضی آدما؟
پاسخ:
کویر مرنجا.. امسال که گذشت. باشد دیدارمان سال آینده. Dj هم دارن ؟:))
۲۲ اسفند ۹۶ ، ۲۰:۲۲ زمستان ‌‌..
ترقه بازی به خودی خود مشکل نداره! این روح بی نهایت خواه آدمه (همون کرم و مرض) که از ترقه میرسه به نارنجک  
پاسخ:
جهله
میرزا اخه خودشون نمی ترکن که میندازن زیر پای بقیه تو ماشین بقیه تو مغازه بقیه
مادربزرگ خدا بیامرزم زنده بود میگفت
الله بولاری اُز بلالرینه گتی....
پاسخ:
خدا رحمتشون کنه. این "اُز" خیلی با فشار از هنجره میاد بیرون دیگه نه؟ :دی
دیروز پیاده داشتم میرفتم خونه یه آقای گنده حدود 50 ساله داشت بازی میکرد!
یه چیزایی مینداخت زمین میترکید. بهش گفتم آقا توروخدا یه دقیقه ننداز من رد بشم. گفت برو خانوم خیالت راحت. رد شدم . دقیقا پشت پام یه دونه انداخت.:(((( زهرترک شدم. بهش گفتم خدا شفات بده واقعا. گفت دعا کن پول بده!!
پاسخ:
:))) 
:)))  :))) واقعا دعاش کن بهش پول بده. اون کارش از شفا گذشته. اینا خوب نمیشن.

ولی تو شهر ما شکر خدا دیشب خبری نبود. ته تهش من شخصا یکی دوتا تق شنیدم.

من که نمیرم فقط صداشون میاد:) گزارش صداشون رو بدم؟:))
پاسخ:
آره دیگه ولی دقیق. :))
باشه
مثلا دیشب تو کوچه:
تق تق...تق‌تق‌تق‌تق...تق
تق
تق
تق‌...تق...تق‌تق‌تق‌تق‌تق‌تق
تق...
:)))
پاسخ:
:))) فکر میکنم توق تاق و بمب و این چیزام باشه ها. اونجا گناوه ست آخه
۲۳ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۴۰ مریــــ ـــــم
میرزا این چه عکسیه
:|
نذاربابا
دیشب نذاشتن بخوابم
کلی جلوی خودمو گرفتم سرمو از پنجره نکنم بیرونو فحششون ندم
خواهرم میگه بذار خوشال باشن
ماکه شادی نداریم
میگم برن توخون هاشون ویسکی بخورن شاد شن چرانمیذارن من بخوابم
:|
پاسخ:
کلا تو فاز دود و ویسکیو و از این قبیل ابزار آلات لهو لعبی ها...
چهارشنبه سوری هیچ جا تهران نمیشه:|
اره هست، کنار دریا جرعت ندارم برم میترسم به کشتنم بدن؛اداره‌ی آگاهی نزدیک دریاست همش تو رفت و امده:))
چند سال پیش یه ترقه‌ی زنبوری زدن رفته بود تو شلوار یکی از همسایه ها تا هنوز که هنوزه بنده‌ی خدا سوژه است:))) 
پاسخ:
:)))))))))))))))
نه میرزا هیچ فُشاری نیست عادی ادا میشه
 Uz در این حد 😁😁
میرزا....
پاسخ:
UZ? یا uz? :)))
هیچی هیچی
پاسخ:
:))
دیشب نزدیک بود صورتم آتیش بگیره :(((( اونم به خاطر این رییس احمقم
پاسخ:
چرا؟ رو میزت سیگارت ترکوند؟ آخ کاش بودم میدیدمت اون لحظه
۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۲:۵۷ مریــــ ـــــم
میرزا من خیلی خوشجالم برگشتی
و بچه زرد دوباره شده بچه زرد
گفتم بیام بهت بگم
پاسخ:
خدایـــــــــــــا:))
نه خیر. منو تا ساعت 7 سر کار نگه داشت. ساعت 8 رسیدم خونه. تو راه در دو قدمی من یه سطل اشغال آتیش گرفت.
پاسخ:
:))
فکر کردی تهرانم مثل شهر خودتونه ملت بریزن بیرون چوپی برقصن و ته تهش فشفشه رو پشت بوم روشن کنن؟ نه عامو اونجا  تهرونِس..... :)) خندم میگیره. چون از این سطل آشغالا خاطره دارم. :)) چه شبهایی! چه شبهایی!! واخ واخ
توام که از همه چی خاطره داری
پاسخ:
میدونی که من هردوتم
کار شما هم بدتر  از اونا است با این عکس تون :|
آخه اینم شد عکس ؟!:|


پاسخ:
عکس باید تاثیر گذار باشه
تو راه برگشت از مدرسه همش تصور میکردم الان یه ترقه میندازن تو ماشینمون، بعد داشتم فکر میکردم وقتی انداختن با دست بندازمش بیرون یا بهش دست نزنم یا خودمو بندازم بیرون یا بندازمش رو بغل دستیم! آخرم به نتیجه ای نرسیدم البته:|
پاسخ:
:))
تاثیرگذار :|
تاثیرش چرا من باید ببینم ؟
منی که هیچ وقت بسمت ترقه و انفجار و آتیش و اینا نرفتم :|
حداقل میذاشتین تو یه لینک دیگه :|
ممنونم 


سلام 
پاسخ:
جاش خوبه :D
تورهای شب یلدا و چهارشنبه سوری داره، اما دی جی رو نمی دونم والا:)) خودم نرفتم تا به حال!
پاسخ:
برو حتما. این آخر عمری رو خوش بگذرون. :))
نداریم... پوووول نداریــــــــــــــم... آخر عمری کف گیرمون خورده به تــــــــــــــــــــــه دیگ... 
پاسخ:
اَی تُف به این شانس
۲۶ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۳۵ کنت مونت کریستو
من فکر کردم عکسه زامبیه!
پاسخ:
:) شبیه هم هست اتفاقا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی