"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

دیالوگ های محشر آقــ ـا زا ده و آقا جونش

سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۱ ب.ظ

سلام! همین امروز ظهر یه بابابزرگی (یکی از کله گنده های آموز و پرورش شهر ما که تقریبا معرف حضور اغلب مردم هستند) حدود شصت ساله دست نوه ش که میخورد هفت سالش باشه رو گرفته بود و سلانه سلانه میرفتن (احتمالا) به سمت خونه. منم پشت سرشون.چرا پیاده بودن و بادیگارداش همراهش نبودنو نفهمیدم)

بابابزرگ: نه آقا جان تو حواست نبوده اشتباه کردی. من که میدونم. اینطور نیست؟ (با لهجه مازندرانی بخونین. نقی تو سریال پایتختو یادتونه؟ توجه کنید به جای حرف "ر" از "لام" استفاده کنید. و دقت کردین کلمه "کمک" دوتا "ک" داره؟ اولی رو یه جور بیان میکنید و دومی رو با یه آهنگ دیگه. امتحان کنید. حالا جفت "ک" ها رو مثل اولی بگید. هرچی "ک" میخونید مثل اولی بگید. "گاف هم به همین شکل بیان کنید. مثل گاف اول کلمه ی گرگ)

بابابزرگه: نه آقا جان تو اشتباه کردی. من که میدونم اینطور  نیست؟

نوه: (خیلی با هیجان) نا بابا بزرگ! (موقع تلفظ "لام" به جای "ر" تا میتونید زبان را لوله کنید. اونقدر که داغون شید اصن)

بابازرگه: نگاه کن منو! تو چرا نمیفهمی؟ من میگم که تو حواست نبوده اشتباه کردی و اشتباهی اون پاک کنو گذاشتی جیبت.

نوه: نا بابا بزرگ.. اشتباه نکردم که... دُزدیدمش. خیلی کِیف داد.

بابا بزرگه: (یه کم به اطرافش نگاه کرد و باز به نوه نگاه کرد و گفت) : برات تُرشک نمیخرما... (لواشک منظورشه) وقتی میگم اشتباه کردی بگو چشم آقا جون. من که میدونم تو حواست نبوده و اشتباهی پاک کن دوستتو برداشتی.

نوه: (یه کم عصبی شده بود) ااااه چرا تُرشک نمیخری؟ (گریه ش گرفت) به زور میخوای من دروغ بگم مگه؟ (لهجه ی نقی تو سریال پایتخت فراموش نشه) من هی میگم دُزدیدمش تو هی میگی اشتباهی برداشتیتش؟ من اصلا اشتباه نکردم. دُزدیدمش. میفهمی؟ (کلا پسره اعتقاد نداشت که دُزدی هم یه اشتباهه) (بعد با لگد زد با پای بابابزرگه دستشو کشید و دوید و دور شد. بیچاره بابا بزرگه هم هرچند خیلی پیر نبود لا بلای جمعیت میدوید و داد میزد: ) 

بابابزرگه: باشه آقا جون هرچی تو بگی تو دزدیدیش.... اشتباه نکردی که.. دزدیدیش. بیا اصلا به خاطرش بهت جایزه بدم...(داد میزد) ابوالفضـــــــــــــــل کجه بوردی؟ (کجا رفتی؟) ناخوشی بگیری!!!!!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۱۹
میرزا مهدی

نظرات  (۱۱)

۱۹ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۷ دلارام 🌻
واقعا ما اینجور که شما میگید حرف میرنیم؟:)))
پاسخ:
واقعا شما اینجور که ما میگیم حرف نمیزنین؟ :)))
۱۹ دی ۹۶ ، ۱۷:۲۰ خانومی ...
اصلا لهجه مون به هم ریخت :/
من به تنبیه بدنی اعتقاد ندارم ولی این بچه رو باید سیاه و کبود کرد . چقدر پررو و رو اعصاب بود ، اه
پاسخ:
سیاه و کبودو خوب اومدی باهات موافقم. الان لهجه ت ریکاوری شده یا همچنان در هم بر همه؟ :دی
۱۹ دی ۹۶ ، ۱۷:۲۸ بهارنارنج :)
:||||

خدایا توبه:|
پاسخ:
:)))
۱۹ دی ۹۶ ، ۱۷:۳۲ ضــِــد !!
یاد ضحی افتادم،اون جا که داشت درباره شمالیا نظر میداد و من زدم بهش که ادامه نده بعد برگشت به من گفت...:))
پاسخ:
:)))). با اینحال از خودت با هوش تره
۱۹ دی ۹۶ ، ۲۰:۰۶ بیست و دو
البته شاید جدای از آقازاده بودنش داشته به بچه میقبولونده که اشتباه کرده بلکه بچه متنبه بشه و دیگه تکرارش نکنه. 
پاسخ:
البته در این که شکی نیست. آدم قابل احترامیه و درس پس داده تا شده معاون آموزش و پرورش یه شهر... در این شکی نیست واقعا... 
من همش یاد اون پلو خوشمزه ای بودم که شمال خوردم دو سال پیش؛ بعدش یادم رفت با لهجه بخونم! در نتیجه کاشونی شد متنتون!
پاسخ:
واقعا متاسفم... یعنی انگار زدی نمکدون اون نمکو شکستی... پلوشونو خوردی لهجشونو قورت دادی؟ :)) پلو شمالی با لهجه کاشونی میخوری؟ چه شفته ای بشه اون....
۲۰ دی ۹۶ ، ۰۹:۲۹ پـــــر ی
بعله :/
پاسخ:
:دی 
۲۰ دی ۹۶ ، ۰۹:۴۵ مریــــ ـــــم
بروووووووووو
توروخدا؟؟؟
پاسخ:
جاان مریم!!!
میرزا جان خوش‌حال شدم دوباره برای این وبلاگت دست به تایپ شدی....
چشم انتظار پست‌های بعدیت هستم :)
پاسخ:
سلام آقا حامد عزیز. تن سالم باشه چشم. چشمتون به انتظار اتفاقای خوب در زندگیتون باشه. خوب و خوب تر. پست های من چه به درد بخورن آخه....تنتون سالم
سلام.
چه عجب،برگشتین بالاخره میرزا.
پاسخ:
علیک سلام! رد میشدم گفتم عرض ادبی بنُمایم.

۲۳ دی ۹۶ ، ۱۱:۳۸ خانومی ...
ریکاوری شده :)
پاسخ:
:) خدا رو شکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی