"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

جانمازش آب کشیده. یا جانمازش آب میکشه

پنجشنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۲ ب.ظ

سلام 

 مقدمه: 

اینکه بنا رو بذاریم بر اینکه این حقیر در این وبلاگ صرفا به بیان ضرب المثلها میپردازم و هدفم فقط بازخوانی و عنوان داستانهای امثاله، کمی کم لطفیست در حق بنده.

حقیقت و درستش اینگونه ست که بنا بر اتفاقات روزمره و یا گفتگوهایی که در طی روز داشتم و یا اخباری که از مسائل فرهنگی و اجتماعی و حتی سیاسی روز به گوشم میرسه، ضرب المثلی که به ذهنم میخورد و از صدقه سریِ پدر عزیزم که در نوجوانیه بنده مدام بر سرم میکوفتند که این کتاب را بخوان (داستان امثال) ، خلاصه ای از آنها را تقدیم میکنم.

و اما داستانها: با یک مراجعه ی سطحی به داستانهایی که خدمتتان ارائه میکنم، متوجه میشویم که نه در تاریخ و نه در افسانه ها و حتی ادبیات کهن ما هیچیک اعتباری ندارند. اما چیزی که شیرینشان میکند(لااقل برای من حقیر) این است که نحوه ی پرداخت به داستانها خود نشان میدهد که از سرچشمه ی روح توده و روح بلند پرواز عوام و افراد بیسواد این کشور، چه آثار فریبنده و جذابی تراوش میکند که میتوان گفت با بهترین آثار  ادبی نویسندگان و شاعران بزرگ، هم سطحی میکند. ای کاش میتوانستم عین داستانها را برایتان نقل کنم که واقعا از حوصله ی بنده و شما خارج است. 

ما در این داستانها میبینیم که مثلا یک نفر عوام بازاری با قوه ی خیال و سادگی فکر خود چه درهای حکمت و گوهر های فضیلتی را در آن داستان مزبور پنهان کرده است و ......

این مقدمه ی دست و پا شکسته را تقدیم کردم تا تقاضا کنم  به تاریخچه ی اتفاقات و نا هماهنگیه زمانی و مکانی وقایع توجه چندانی نکنید و اصل داستان را لاقید مکان و زمان با دل و جان مطالعه بفرمایید.(طولانی شد ببخشید)


اصل داستان جا نماز آب کشیدن.

حتما این ضرب المثل را شنیدید و خوب میدونید که کجا کاربرد داره و کجا استفاده میشه اما برای مرور عرض میکنم که این مثل درمورد کسانی که از درِ زهد و ریاکاری در میآیند و به عبادت بسیار تظاهر میکنند و خود را مقدس و دائما مشغول به ذکر خداوند وانمود میسازند، گفته میشود و به طور تمسخر آمیز هم بیان میشود که مثلا: طرف جانمازش آب کشیده. یا جانمازش آب میکشه.

که البته بعضیا به غلط اینطور ادا میکنند که طرف جانماز آب میکشه. در حالیکه اینطور نیست. درستش این است که خود جانماز آب میکشه.و بیانش به اینگونه ست که طرف جانمازش آب میکشه.


یه بابایی تو یه جمعی نشسته بود فرصت رو غنیمت دیده بود تا به دروغ (حالا واسه چی رو نمیدونم) از عبادتهای شبانه ش و نمازهای شبش حرفی به میان بیاره...اما چون درمیان جمع یه عده آدم پر چونه و پر حرف هم حضور داشتند، این بابائه نمیتونست حق مطلبش رو ادا کنه و حرفش نیمه تموم میموند. 

هربار مجال صحبت به اون میرسید تا میخواست برسه به شب زنده داری هاش، بخاطر پرچونگی اون عده، بحث عوض میشد و به یه شاخه ی دیگه ای کشیده میشد.

و چون  ظهر هم غذای خیلی چرب و چیلی ای زده بود به رگ، و مدام تشنه ش میشد، از صاحب مجلس طلب آب میکرد.  یه چند ساعتی که گذشت، باز طلب آب کرد و صاحب مجلس گفت: ای بابا تو چرا انقدر آب میخوری؟ اون بابائه گفت: مگه نمیدونید شب زنده داری و عبادت های شبانه برای اینکه خیلی کار سخت و مشقت باریه، آب بدنو میکشه. برای  همین منم تشنه م میشه.

خوب البته راست هم گفته بود اون غذایی که ظهر ریخته بود تو خندق بلاش، از بس سنگین بوده و برای هضمش اون معده ی بینوا به مشقت افتاده بوده، مدام تشنه ش میشده. این بابائه هم رندی کرده بودو اونو چسبونده بود به نمازهای شب و شب زنده داری.


غافل از اینکه بین نماز شب و شب زنده داری و پرخوریه یک غذای چرب، زمین تا آسمان فرقها وجود دارد.

حالا بیایم دور و برمان را نگاه بندازیم ببینیم چند نفر از آدمایی که میشناسیم، جانمازشون آب میکشه؟ چند نفر از آدمهای اطرافمون مدام در حال ریا کاری هستند و ادعای زهد و پارسایی دارند. چند نفر از آدمهای اطرافمون از این حربه استفاده میکنند تا به نوای دلشون برسن. چند نفر از آدمهای اطرافمون به این شیوه حق آدمای دیگه رو میخورند؟....

چقدر از دختر خانمهای ما زیر چادر هاشون...؟ چقدر از آقا پسرهامون زیر ریشهای بسیجی طورشون......؟ و چقدر و چقدر و چقدر از اطرافیانمون جانمازشون آب میکشه؟


روشنگری: ابدا قصدم اهانت به چادر نبود... لطفا روشن بخوانید

///.//../...



موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۲۶
میرزا مهدی

ضرب المثل

نظرات  (۱۹)

خاموش بمونیم چطور!!!!!!!!
پاسخ:
شما خاموشت هم اینجا رو منور میکنه
داستانش جالب بود !!سپاس!!
پاسخ:
ممنون:)
در خصوص همون خط اول
اصلا من نمیفهمم به کسی چه ربطی داره من شما یا هرکی چی دوست داره توو وبش بنویسه؟ 
اهمیت ندید.خواهشا اهمیت ندید.
پاسخ:
چشم چشم
چه داستان جالبی بود، خوبه از چیزهایی که استفاده میکنیم‌پیشینه اش هم بدونیم:)
ببینید یه چیزی که هست اینه که اونهایی که ظاهر مذهبی دارن مردم گاهی کوچک ترین اشتباهات اونها رو هم تو بوق میکنن در حالی که اونها هم ادم هستن و ممکن الخطا،چادر و حجاب اصالتش مقدسه چون یادگاری حضرت زهراست ولی هیچ کس نمی تونه بگه ادم زیرش هم مقدسه، ادم زیرش رو یه ادم ببینید با تمام ویژگی های یه ادم، اینجوری میبینید خیلی از خطاهایی که ممکنه بکنه از ادمهای دیگه هم ممکنه راحت و همیشه سر بزنه:)
+اینجا متعلق به شماست میتونید از هر چیزی دوست دارید بنویسید چرا الکی گیر میدن رو نمی دونم واقعا:)
یاعلی

پاسخ:
علی یارتون....
البته اون چادر فقط یه مثال بود.حجاب برای پوشش و مصون ماندنه. حالا هرکسی به نوعی بهره میبره. یه عده برای پوشش و مصون ماند، و عذع ی دیگه ای هم متاسفانه فقط برای پوشش و مصون ماندن
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۱ 🌸🌸 سَـمَـــر 🌸🌸
اتفاقن ابن مطالبتون خیلی خوبه.
جالب بود برام :]
پاسخ:
:) خدا رو شکر... قابلی نداشت
۲۶ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۵۸ ♕αяαмεsн♕ ...
جالب بود ...........ممنون میشم فونت رو بگتر کنید
پاسخ:
چشم اگر بشه چشم
متنهات همیشه عالیه میرزا جان 
ایشالله قلمت همیشه پابرجا باشه
راستی اون وزیر هم وزیر اونطلاعات بود (((:
پاسخ:
شما عزیز داش مهدی!

اوه اوه نه حالا که میبینم نمیخوام لبامو ببوسه اونطلاعاتیه :))
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۳۹ گمـــــــشده :)
من دوست دارم این قصه ها رو منتها یادم نمی مونن
:/
پاسخ:
این مربوط به سن میشه.... اینکه یادت نمیمونه:))
هردفعه که میام پست جدیدو بخونم میگم ای باااااابا باز ضرب المثله که:دی
ولی وقتی شروعش میکنم خوندنشو جذبش میشمو تا تهشو میخونم😅خیلی جالب بود داستان این ضرب المثل:))
پاسخ:
:)) امیدوارم همینطور باشه کی میگی... چشم کمتر ضرب المثل میگم. ولی واقعا برای اینکه چیزی رو بخوام شفاف توضیح بدم مجبور مثال بزنم. این وسط یه مختصری هم درمورد اون مثل حرف میزنم :)) پرچونه م
خیلییییییییییی آدما 
پاسخ:
من؟ تنها مثالی که از خودم اسمی نبردم همین بود. ولی خوب که فکر میکنم میبینم یکی از اطرافیان همتون خودمم.:))
۲۷ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۷ Shahtot 🍇🍇🍇
چه قدرجالب
من نمیدونستم قضیه این جانماز آب کشیدن که میگن چیه ؟! ممنون 
از تظاهر و دورویی بیزارم و واقعا درک نمیکنم انسان هایی که ادعای پارسایی و زهد دارن اما در باطن یه جور دیگه ان ... اما یادمه دین پیش دانشگاهی یه جمله ی خوب داشت که میگفت ...
اون افرادی که تظاهر به خوبی و پارسایی میکنن اما در باطن شکل دیگه هستن ... بالاخره یک روز اون
باطن خودشونو نشون میدن و نمیتونن پنهانش کنن :)) به خاطر همینه که میگن به همه زمان بدید تا
خودواقعیشون رو نشون بدن و عجولانه از روی ظاهر قضاوت نکنین ...
پاسخ:
دین پیشدانشگاهیتون خیلی هم خوب گفته. ولی بعضیا رو هر چی هم زمان میدی بروز نمیدن لامصبا
کاری به دور و بر ندارم
کاش خودمون اینطور نباشیم
پاسخ:
بله واقعا
روشن خوندم.....و اینکه مقدمه هم کمرشم شکسته بود.
من هنوز از تون داستان اون غوره موره رو میخوام.....ول کن نیستم :)

پاسخ:
منظورت گر صبر کنی ز غوره حلوا سازیه؟
صبر کن.. چشم
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۵ مریــــ ـــــم
کاملا باهات موافقم
بنظرم چندوقته دید روی چادری ها و ریشی ها بد شده
همش تقصیر ادمایه که فلسفه چادرو نمیدونن
اینکه میگن چادر حرمت داره واقعا قبول داره
حرمت میشکنن که تو خیابون به همه چادری ها بد نگا میکنن
یکی نیست بهش بگه اخه خواهرممم تو که میخوای این کارو کنی چرا چادر میپوشی اخه


پاسخ:
آفرین...مسئله همینه. اونایی که جانمازشون آب میشکه ، فقط یه ریا کار نیستن با این کارشون وجه ی دیگران هم خراب میکنند... مثلا همین خانمهای محترم با حجاب و چادری که به خاطر ریا  و دو رنگیه یه عده محدود، که با چادر و زیر چادر هر کاری میکنند، بد جلوه میکنند. (البته که چادر فقط یه مثاله و در مثال هم جای مناقشه نیست)
۲۸ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۲۵ مریــــ ـــــم
اوهوم،دقیقا
میگم میرزا روزت مبارک
ایشاالله فلش دوربینت به خوشی بزنه
:)))))))
میگم چرا ادامه اون پستاتو نمیداری؟همون که داشت برات تعریف میکرد،اسمشو یادم رفت
پاسخ:
ممنونم. ایشالله که به خوشی بزنه. 
انشالله به وقتش تقدیم میکنم
یادش بخیر قدیما کوتاه می نوشتید 

انرژی نیس که این همه رو خوند والاع
پاسخ:
روز به روز پر چونه تر میشم بی بی!  
سلام 
روزتون مبارک:)🌹
یاعلی
پاسخ:
سلام دوست خوبم. ممنونم.
پر چونگیت مستدام مَرررد
روز عکاس رو به شما و نمایندگان اصلاح طلب غیر قابل اصلاح مجلس شورای اسلامی تبریک و شادباش عرض می نمایم... سلفیهاشان مستدام

پاسخ:
:)) سلام مچکرم . مچکرم مچکرم بی بی
این متنو خوندم یاد یه چیزی افتادم گفتم بگم:
تو حرم مشهد بودیم یه خانومی با سه تا بچه کنار من نشسته بود و هی بزور اشک میریخت. بعد یهو گوشیو از جیبش درآورد سلفی انداخت. همچی چشام چهارتا شده بود!
بعد یهو بمن گفت: ببخشید خانوم... این عکسو نگاه کنید.. معلومه گریه کردم؟:|
...
اصن داشتم شاخ درمیوردم!
پاسخ:
:)))) میخواستی بگی نه.. بده من ازت بگیرم...
باور کنید من اینجور مواقع خیلی حالشو میبرم اگه شد صد تا عکس ازش میگرفتم تا بهش بفهمونم گریه ت مصنوعیه باید بهتر گریه کنی.:))