"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"


yellow_Kidd@
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

پربیننده ترین مطالب

مَجُنب که گَنجی!

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ

آ با لهجه ی اصفهونی بخونیندش: 

یه وختی یه شاهی بودس برا اینکا کورا وا عاجزا تو ملکش نباشند، حُکم میکونِد دم دروازا کا هرکی می آد واردی مملکتیم بشد، اگه به تنش یه عیب باشد، می باد یه تومن بدد؛

آمخصودش این بودس کا عاجزا تو ملکش نیاند.

یه رو اینا که دم دروازه ماموری این کار بودِند، میبونند یکیس می کُلـِدا* میآد. به هَما میگند:"یه تومن اومد" 

پیشتر که می آد میبونند یه دَسَم ندارِد. میگند: "آی دو تومن" خوب کا نزدیک تر میشد میبونند چشاشام کورس. میگند: " آ این سه تومن"  صداش میزنن: " از ای راه بیا" میبونند کَرِم هس. میرن جلوشا میگیرند کا پولا را ازش بستونن، یِ صدای بلند میکُنِد، میبونن گنگِس. دندونام کا ندارِد... میگند: "عامو نَجُم کا گنجی"


*=میشلید. لنگ میزد.

من در طفولیت

حالا این شده حکایت من بی نوا که دوستان بلاگر از دور نشستند و بنده ی ناچیز و حقیر را میجورند و میکاوندو در نهایت ایراداتی میگیرند؛ و یه مطلبی خلق میکنند برای نوشتن و در دلشون خطاب به من میگویند : آمیرزا نَجُنب که گنجی.

یعنی از بس ایراد داری تو نوشته هات که ما میتونیم تا ابد برات نقد بنویسیم. 

البته یه سری ها انقدر دلچسبند که واقعا آدم حظ میکنه. ولی خوب ایراده دیگه. یکی میلنگه یکی نمیلنگه. یکی میشنگه یکی شیلنگ... (اوه عذر میخوام) یکی نمیشنگه. و الخ


موافقین ۶ مخالفین ۱ ۹۶/۰۵/۱۹
میرزا مهدی

ضرب المثل

نظرات (۳۷)

۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۴۶ بهارنارنج :)
خب خب:دی
پست قبل اومدم کامنت بزارم دوبار نتم کند بود نشد منم اعتصاب کردم:دی
راستش انصافا نه اونقدرا حساسم نه جدی میگیرم نه برام اهمیت داره که بخوام اوووه نقدم بکنم:دی
همین
پاسخ:
شما که با محبتی و لایق ندونستید که بنده رو نقد کنید تا بحال.... اما اون اعتصابت در پست قبل و کامنت نذاشتنت در دلم ماند. نمیبخشمت. :))
خوبه اصفهانی ام و‌خوندن متن برام با مکث همراه بود !!!
پاسخ:
خوبه که اصفهانی هستید.... :)
پوستم کنده شد تا خوندمش...
:)
چه با نمکه این عکسه:)
پاسخ:
اون عکس منه...:))
ممنون که خوندی به قیمت کنده شدن پوستت
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۱۸ مریــــ ـــــم
واقعا منم سخت خوندمش
لهجه فقط کرمونی
:))
میبینم شلوار بلاد کفری هم پوشیدی و...
آمیرزا بجنب 
:)

پاسخ:
کرمونی همونه که میگه : کَره مُربا میخوری؟ :))

اون موقعها بلاد کفر نبود آخه... بعدش شد بلاد کفر...
چقدر سخت بود خوندش !!! :/

پاسخ:
بله....:)
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۴۲ Fatemeh シ‌‌‌‌‌
واقعا یکی از لذت‌بخش‌ترین بخشای وبلاگ شما همینه که انقد قشنگ ضرب‌المثلارو با داستان خودشون، به اتفاقات واقعی ربط می‌دین :)
واقعا خیلی حس خوبیه خوندن این جور نوشته‌هاتون در کنار حس خوب نوشته‌های دیگه :)
پاسخ:
ممنونم.. الان این نظر شما به منم کلی انرژی داد. لااقل یک نفر هم حس خوب دریافت کنه برام لذت بخشه. ممنونم. 
فکر میکردم اصفهانی اسونه فقط یه س اخرش اضافه میکنن الان دیدم نه،پوست سرم کنده شد تا خوندمش:))
شما خوب مینویسید فقط گاهی زیادی دیگه رک مینویسید:||
یاعلی
پاسخ:
خوب دو پهلو حرف زدن و در لفافه نظر دادنو به در گفتن تا دیواره بشنوه رو من بلد نیستم. یه هنره که من ندارم...
اصفهونی هم سخت نیست. همش یه همون سینه. یه آ هم بذار اولش..
{الان اصفهونیا میان اینجا رو تخته میکنن}
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۱۱ פـریـر بانو
چرا اینقدر لهجۀ اصفهانی شیرینه آخه؟ :))

و عجب حکایت خوبی و ضرب المثلی...

عکس بچگیای دهه 50 و 60 یه جور نوستالژیه... شیرین... یاد بچگیام میفتم و اون معرفت و صمیمیت و خنده های واقعی که تو همین عکس شما هم هست...
پاسخ:
آره واقعا. اونموقع ها میگفتیم پارک فرح آباد الان شده پارک بعثت. تهرانه نزدیک ترمینال خزانه..

ممنونم بابت نظرتون درمورد حکایت و ضرب المثل
من به خاطر شما ترغیب شدم به خوندن کتاب صرب المثل... :)) 
از نوشته هاتون ، خصوصا رک بودنتون در برخی موارد حض میکنم :) ادامه بدید 
پاسخ:
آره حتما باید بخونید. گاهی مثال زدن خیلی بهتر از کلی وراجیه مثل وراجی های من....
ممنونم خ.د
حکایتا رو هم زیاد ربط میدی ب خودت :دی
پاسخ:
خودم پوستم کُلُفته. من میخ و جوالدوزو میزنم به خودم.
سلام
سخت نبود اونقدر :)

کتاب ضرب المثل ها رو دارم ولی اینجوری که شما توضیح میدین نیست :))


پاسخ:
یعنی چی؟ یعنی انقدر افتضاح توضیح میدم؟
قدیم ها عینک ها واقعا این شکلی بزرگ بود :))
بعد کم کم قالب هاش کوچک شد :))


چهره خندان شما ، منو یاد کودکی یکی از اقوامم مون انداخت :)
منتهی ایشون دختر بودند :)))


ایشالا همیشه شاد و خندان باشین :)
و کودک درونتون عین کودکی هاتون فعال :)

پاسخ:
مچکرم. من تا دوران خدمت سربازیم، فکر کنم اون موقع شما نبودید تو این دنیا، عینکم از هیمن ها بود.... یه بار یکی از فرمانده ها گفت چرا نعلبکی گذاشتی به چشمت، منم به غرورم برخورد و ... باریکش کردم
نه منظورم اینکه تو کتاب ها اینقدر خنده دار توضیح نمیدن هر چند بعضی از ضرب المثل هاتون ریشه کردی داره به گمانم که تو کتاب ضرب المثل ها اونجوری که شما گاهی نوشتین ، توضیح نداده :))
در کل خوبه در هر صورت بنویسین :))


پاسخ:
ممنونم چشم. امید دادید.
ماشالا چه خوبم اصفهانی بلدی پسرخاله. به جز بعضی موارد (مثلاً بودِند نمیگیم) بقیش رو عالی نوشتی.
پاسخ:
نخیرم ما نایینی ها میگیم بودِند... آقا ما مگه به جَخ گفتن شوما کار داریم وا... :))
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۱۶ من الله التوفیق
چی چی میگویی یه س بزار یه آ بزار (بالهجه اصفهانی)...

می دونی هنر کسره دادن یعنی چی؟ 
البته نمی خوام بگم سخته ولی یا باید ذاتی داشته باشیش یا هنرشو داشته باشی...

پاسخ:
غلط نکن بِچه اصفِهونی :))
شما کاری میکنین من حساس بشم و سنم رو بگم که نمیگم :)))
من تا سال اول دانشگاه خودم از عینک استفاده میکردم که بعد از اون خدا رو شکر دیگه عینک رو برداشتم :))
با عینک شکسته حتی رفتم سر جلسه کنکور :|:)


+
خواهش میکنم :)
پاسخ:
من چی کار به سن شما دارم؟ :)) شوخی کردم. شما کجا ؟ ما کجا؟ :)) اتفاقا سرباز که بودم یه خانم پیری یه بار کرایمو حساب کرد... یادم بنداز پولتو بهت پس بدم.. مدیون نباشم:)))
عجب :|
خیلییییی بدیننننن !!!:/
من دیگه شما رو خاموش میخونم شک نکنین :|:)
یا علی 
پاسخ:
علی یارت... ای بابا!!! مگه من لامپم؟ :))
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۰ گمـــــــشده :)
خب ضرب المثل که حرف نداشت 
اما ایراد نوشته شما از نظر من خواننده قدیمی اینه که ثقیل مینویسین البته  چند وقته قابل فهم مینویسین
خخخخخ
پاسخ:
سلام بر خواننده ی قدیمی!
آلبوم جدید ندادی بیرون..؟
چند وقته دارم از خودم مینویسم شاید اینه که قابل فهم تر شده... سنم هم رفته بالا مثل اون قدیما نیست که. کِی بود؟ هشت سال میشه نه؟ :))
اصن نخوندمش.
{صرفا جهت ناراحت کردن میرزا}
حلالت نمیکنم اگه حلالم نکنی 
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
حلالت میکنم.... رو به قبله:))))
میشه ساده تر بنویسی !!!!!!!! موفق باشی!!!
پاسخ:
والله چه عرض کنم؟
با لهجه خاصی نوشتی !!خوب ارتباط برقرار کردن قدری سخت بود!!سپاس بابت زحمتتون!!!!
پاسخ:
اصفهونی بود. چشم. زین پس....
به نظر میاد خوب نیستم
می ترسم بنویسم
حال بدم
حال بقیه رو هم بد کنه
خیلی تلخ شدم این روز ها
ملتمس دعا
پاسخ:
محتاجیم به دعا....حالا نکته نگیرید ها. ولی معمولا حال بد شما حال خوب کُنَک ماست.. :D
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۳ گمـــــــشده :)
می گم کاکا اون عکس طفولیت شما چه ربطی به قصه داشت دقیقا
:))
پاسخ:
این عکس مثل این ( ! ) میمونه. من وقتی شما رو خطاب قرار میدم مینویسم : یسرا! 
این عکس هم برای مخاطب مطلب حکم همونو داره... الان میاد یه چی بهم میگه :))
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۷ زیـ^ـــ^گما !!
نمیدونم چرا ولی متن رو راحت خوندم اتفاقا.:)
دلم برا داستاناتون تنگ شده.من برخلاف بقیه بیشتر دوست دارم یه داستان باشه بدون هیچ توضیح دیگه ای.
البته این فقط نظر منه...
بیشتر دوست داشتم کامنت پاک باخته رو بذارم الان.
پاسخ:
کامت پاک باخته چیه اونوخت؟
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۴۱ دل‌آرام محمودی
اِ چه بامزه! فقط اِسکِیل آپ شدی! :دی
پاسخ:
عب نداره فدای سر شما :دی
یه جا خونده بودم که اولین قاعده لهجه اصفهانی اینه که نگی اصفهون. اصوان یا اصفان درسته. :دی
پاسخ:
نه من کلا اینطور میگم. اصفهون... تهرون... کرمون.... سیستون... حتی ایمون....:D ربطی به لهجه نداره... فکم باز نمیشه بگم آ
کامنت پاک باخته چیه اون وخت؟؟؟!!
:)))
پاسخ:
:)))
۲۰ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۱۵ زیـ^ـــ^گما !!
نمیدونم از پاک باخته بپرسین:))
الهییییییی چه بامزه بودی میرزا:)
پاسخ:
آمین . شور بود...:))))
در دسترس نیست
حالا شما بفرمایید
والا
معتقدم یکی از مهم ترین ویژگیهای لهجه اصفهانی، فراز و فروداشه!
و با یه اس و وا و تبدیل فتحه به کسره و ... و بدون رعایت اون فراز و فرودا چیز خوبی از آب در نمیاد اون لهجه... یعنی خیلی ناشیانه میشه در واقع
و بنابراین باید طرف یا اصفهاتی باشه، یا خیلی دمپر اصفهانیا باشه یا به هر روش دیگه ای واقف باشه به لحن و فراز و فرود که بتونه متنو با لهجه درست بخونه :))))
بعله! اینجوریاس!!!!
پاسخ:
شما استاد مُسَلَمی....
البته آمیرزای اصفهونی پسرخاله ی بنده... که همینجا کلام زیباشون میدرخشه، تایید کردند که لااقل از لحاظ نوشتاری بی نقصس
اختیار دارید! درس پس می دیم! 

روی صحبتم با اون تیکه س که میگه با لهجه اصفهانی بخونید
که یعنی به این راحتیا کسی نمی تونه با لهجه بخونه

والا
پاسخ:
:) ملتفت شدم...
از طفولیت در الان فقط ابعادتون بزرگتر شده همین :))) (البته فقط از لحاظ ظاهر میگما)
حالا عامو شوما که گنجی یه نقد هم من بوکنم، خو پسرخاله اتون میرزاه کافیه من نمیدونم موقع خطاب کردنتون چی صداتون کنم خو.
پاسخ:
شما مجاز هستید هر عنوانی که دوست دارید، خطابم کنید... میرزا مهدی، مهدی، میرزا ژوزف، عمو ، دایی، آقاِ اوهوی.... هرچه که باشه به دل مینشینه... والله
:)
خوبه چقد حق انتخاب...
پاسخ:
قابلی نداره
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۳ زیـ^ـــ^گما !!
داریم مگه؟!
پاسخ:
نه....
۲۲ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۵ ام شهرآشوب
دوساعت طول کشید تا متن اصفهانیتونو بخونیم!!!
پاسخ:
شرمنده
نه خیر بامزه بود :)
پاسخ:
خدا رو شکر

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی