"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"


yellow_Kidd@
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

پربیننده ترین مطالب

همیشه که خَره خُرما نمیرینه

پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۳۸ ب.ظ

شنیدین این ضرب المثلو؟

همیشه که خره خرما نمیرینه.

حالا من خر. گاهی میبینی به طور اتفاقی یه خیری به یکی میرسونی و یه محبتی میکنی و فکر میکنی طرف سپاسگذاره و یه کم که میگذره میبینی که برعکس، انتظارش بالا رفته و مدام طلب خیر و محبت داره. محبت کردن که خرجی نداره ولی عامو خره (من) که همیشه خرما نمیرینه.


یه بابایی که خیلی هم وضع مالیش درب و داغون بود و تو دار دنیا فقط یه خر لاغر مردنی و نحیف داشت، تصمیم میگیره اونو به بازار ببره و بفروشه تا بتونه چند صباح دیگه زندگیشو اداره کنه و یه چیزایی بخره برای خندق بلای خودشو خونوادش...

اما هر بار که به بازار میره و روز و به شب میرسونه، میبینه که کسی به خر لاغر اون نگاه هم نمیکنه. چه برسه به اینکه بخواد قیمت بگیره و چه برسه به اینکه بخواد بخردش...

فردای یکی از همین روزا با خودش یه تدبیری میاندیشه. با تَتَمه ی موجودیش یه مقدار خرما میخره و مقعد خره رو چرب میکنه و به زور همه رو فرو میکنه اون تو.... بعد بلافاصله خر رو میبره بازار و شروع میکنه به جار زدن که {خر من خرما میرینه}

(فکر کنم با عقل و درایتی که در شما سراغ دارم، دیگه لازم نباشه باقیه داستانو بگم. اما ممکنه یه عده مثل من بی هوش و درایت هم باشن که براشون ادامه ش رو میگم)

مردم دورش جمع میشن و میگن: مگه ممکنه؟ خر؟ خرما؟ واه و واه و واه چه حرفا؟ چه چیزا؟ ...

اون هم میگه چگونه نداره. کمی صبر کنید. این گوی و اینم میدون. حالا میبینید که خر من به جای سرگین خرما ....

در همین لحظه حضرت خر یه تیزی از خودش صادر میکنه و زوری میزنه و مقداری از اون خرما ها رو استخراج میکنه جهت نمونه ...

مردم که انگشت در دهان نگاه میکردند، بنای قیمت گذاشتن رو نهادند.هر کی یه قیمتی میداد تا اینکه یه ابلهی(باز هم مثل من) به قیمت خیلی گزافی اون خر بدبختو خرید و به منزل برد و به اهل و عیالش گفت که قراره تجارت خرما راه بیاندازند. خر هم همون لحظه باقی مانده ی خرما ها رو تقدیم کرد و آنها هم شستند و خوراک عصرانه شان محیا شد.

تا آخر شب هم مثل یه دستگاه یک میلیاردی خر بینوا رو غشو کردند و نوازش و آب و خوراک مشتی دادن و رفتند که بخوابن.

 صبح اول وقت همه با هم به طویله که چه عرض کنم به قصر جناب خر تشریف بردند تا کیسه ها رو پر از خرما کنند و روونه ی بازار بشن.

اما به محض باز کردن در کاخِ والا مقام، تنها چیزی که به چشمشون خورد سرگین بود و تنها چیزی که به مشامشون خورد بوی متعفن متاع ذکر شده. 

اون بابا هم بلند میشه میره بازار یقه ی صاحب قبلیه خر رو میگیره و داستانو تعریف میکنه و صاحب قبلیه خر هم که اونو ساده دیده بود میگه: من که موقع معامله نگفتم خره همیشه خرما میرینه که. .... و الخ

همین....

حالا گاهی هم میبینی مثلا در زمینه ای که تخصص ندارم (من خره هستما) یه کارایی میکنم مثلا یه تابلوی نقاشی رو به زیبایی و همینطوری خرکی و شانسکی میکشم. بعد اون میشه مورد معامله ی یه دلال و یه بی نوا. منم میشم خره. دیگه ادامه ندم. پُست متعفنی شد. برم یه دوش بگیرم.


فرهنگ لغات:

سرگین: پِـهِـن... پی پیه خر... کار خرابی.... شما چی میگین؟ همون. مدفوع... بابا ولم کنین.:))


مخاطب اصلیه این پست خودمما....بخدا

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۲
میرزا مهدی

ضرب المثل

نظرات (۱۸)

حالا ما این ضرب المثل رو میگیم :«خر یه بار خرما فلان» حالا فلانش همونه که تو عنوانه. حالا اگه این اصلشه یا اینی که شما نوشتی پسرخاله؛ نمی دونم. اگه می دونی بهم بگو.
پاسخ:
سلام:D
راستش من اینطوری یاد گرفتم... استاد امیر قلی امینی هم که معرف حضور هستند، ایشون هم رو همین تاکید دارن. چیزی که شما گفتی آهنگش شبیه  اینه که میگه "مرگ یه بار شیون یه بار" :)

چوب کاری هم نکن. شما خودتون یه پا استادین
جالبه ک هنوز ما در گیر همون قصه ایم !
کی قراره حل شه ؟!
ما احتیاج به مغز داریم ن خرما !
کاش سرگین خره مغز بود ن خرما ! 
پاسخ:
البته چشمها را باید شست. جور دیگر باید دید. سرگین هم دارای مغزه. باید کمی به بطنش دخول کرد.:D

عصاره ی مغزه
وعلیکم السلام
اختیار داری.
درسته. پس اصلش همینه که نوشتی.
پاسخ:
:)
نکته جالبی بود !
پاسخ:
:)
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۴ Shahtot 🍇🍇🍇
من به شدت دارم تلاش میکنم که بفهمم ://
خیلیم دارم فسفر میسوزنم :(( 
میام دوباره میخونم ... تا متوجه نشم نمیگم خوبه :(
یه راهنمایی ...
پاسخ:
راهنمایی شاتوت؟ مگه تو سفر نیستی؟ اینجا چه میکنی پس؟ عجبا!!! برگردی راهنمایی هم میدم
سپاس!
پاسخ:
قربان شما
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۴ Shahtot 🍇🍇🍇
خوب اومدیم هتل منم حوصله ام سر رفته :((
گفتم بیام سری به بلاگریا بزنم
+ در ضمن نت نیز مجانی است :)))))) خخخ
پاسخ:
سفرتان بی خطر خوش بُگذرد.
راهنمایی: اووومممم ...آهان

من همیشه که خرما نمیدم خدمتتون گاهی هم حلوا میپزم.  :)) چی بگم: شب جمعه است یقرأ مع الفاتحمةالصلوات/. 

تا میتونی فیلم دانلود کن. یهو میبینی هتلتون همیشه اینترنت رایگان نمیده ها. بچسبون تا داغه. خمیرو به تنور.
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۷ Shahtot 🍇🍇🍇
خیلی ممنون از راهنمایی اصلا کاملا فهمیدم ://
عه چه اسون بود :// 
ممنونم و حتما :)
پاسخ:
:)) خواهشمندم
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۰۵ جناب مستطاب سروش الدین سخن ور عیلامی
so buti
kheili ziba v berooz bood
:)
پاسخ:
my dear friend!
Everything should always be in place
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۱ بهارنارنج :)
اق خ ضر المثل قحط بود؟؟
منکه ددیگه خرما ببینم حالت تهوع میگیرم:|
پاسخ:
چرا مگه شما خرما رو نمیشورین؟
همون کامنت بهارنارنج!
اخه گشتین بین این همه پیامبر جرجیس رو پیدا کردین؟؟:)
عیدتون هم مبارک
یاعلی
پاسخ:
یادم باشه فردا برات داستان ضرب المثلی که گفتیو بنویسم.
این ضرب المثل رو توی کاشون خیلی زیاد استفاده می کنن و البته همین جوری که نوشتین درسته:))

تو شهر ما به سرگین اغلب می گن تَـپّـِه:)) 
پاسخ:
ممنونم. خیلی چیزای دیگه میگن البته... تَـپّـِه هم باحاله تشدید داره غلیظ تر بیان میشه
۱۳ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۱۱ دل‌آرام محمودی
یه مدته یه چیزی داره اذیتت می‌کنه! :پیش‌گویی مثلا!
پاسخ:
بزن قدش...میدونستم یکی متوجه میشه
حالت تهوع و اینا :||



+
در اینجا شاعر خطاب به خریدار می فرمایید :
اگر عقل نباشد جان در عذاب است.


++
سلام 
عید شما مبارک
پاسخ:
سلام عید شمام مبارک
اول اینکه اینقدی که تو ضرب المثل بلدی تو کتاباهم نیست.
دوم اینکه توام با این داستانات و مخاطبات که معلوم نیست کی هستن
سوم اینکه حالمونو به هم زدی، آخه اون خرما خوردن داره :////
پاسخ:
اول اینکه حسودی نکــِن
دوم اینکه مخاطبام همیشه خودمم در چنین موارد متعفنی..
سوم اینکه شما یه بار امتحان کن مشتری میشی:))
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۲۷ مریــــ ـــــم
داشتم خرما میخوردم
:|
یه جعبه پرازخرما هم جلومه
:|
پاسخ:
نوش جونت... چیه؟ مگه؟ اصل مطلبو همه ول کردن چسبیدن به اون جای خره :))
پی پی خوبه :D
پاسخ:
آره خوبه... :)) سلام میرسونه:D
منم خوبم. بچه محلا خوبن؟
همه خوبن اومدنی بهشون سر زدم روبراهن...
پاسخ:
:))))))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی