زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

شاخ

دوشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۲، ۰۶:۰۰ ب.ظ

وقتی هنوز سی روز از شروع آشناییمون نگذشته، چطور میتونی به خودت اجازه بدی و بگی: این دو سه روزه چقدر اخلاقت عوض شده!!!!

خوب عزیز جان برادر! مگه چند روزه منو میشناسی؟ مگه چقدر با خصوصیات اخلاقی من آشنایی؟ مگه چقدر میدونی در شرایط خاص ، چه واکنش های خاصی قراره از من ببینی؟ مگه چقدر میدونی ......... مگه اصلا میدونی؟ مگه تو کی هستی؟ مگه کجای زندگیه منی؟ ای بابا عجب گرفتاری شدیما.



پیوست1: ندارد آقا جان. ندارد. عـِـهـِِـِـه!!!

پیوست2: یه سری از آدمایی که جدیدا پاشونو گذاشتن تو این شرکت، خیلی رو مٍُخَن. روزی که از کارگزینی اومدن و صاحب میز شدن، ما خیلی بشاش بودیم . انتظارشون رفته بالا. فکر میکنن ما غم و غصه نداریم. درد و رنج نداریم. گیر و گرفتاری نداریم. زارت و زورت باس با نیش باز بشینیم روبروشون و .........  عجب گرفتاری شدیما

پیوست3: ندارد

پیوست4: ندارد

پیوست5: این را هم بخوانید  کلیلک

 پیوست6: گیر دادینا. پیوست مــِــیوست ندارد کلا



موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۰۵
میرزا .....