"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"
instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************
آخرین نظرات
پنجشنبه, ۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۳۸ ق.ظ

گر تو بهتر میزنی، بستان بزن

پیشگفتار: 

سلام! نظر به سوال دوستی ، (البته سوال که نبود بیشتر....."چیز" بود) که دیروز برای بنده ارسال کردند و درمورد ضرب المثلها سخن به میان آورده بودند باید عرض کنم که:

از بچگی به اصرار پدر بزرگوارم، زیاد ضرب المثل میخوندم. هر ضرب المثلی رو سعی میکردم حفظ کنم و بدونم دقیقا کجا استفاده میشه کرد. به جرأت میتونم بگم بیشتر ازچهارصدتا ضرب المثل بدلم که در هر زمانی، بدون اینکه کار سختی داشته باشم، تو ذهنم هایلایت میشه و بیانش میکنم با یه داستان که میچشبونم تنگش.


عنوان: 


گر تو بهتر میزنی بستان بزن.



متن: 



(خلاصه میکنم میرم سراغ حضرت مولوی و دو بیت از مثنوی تقدیمتون میکنم )

آن یکی نایی که خوش نی میزده است

ناگهان از مقعدش بادی بجست

نای را بر کــ....ون نهاد او که  : {زمن

گر تو بهتر میزنی بستان بزن}


خاطره:

 دیروز یه اتفاق فوری ایجاد شد و باید میرفتم برای عکاسی. یه جوون هفده هجده ساله که برای دیپلم گرافیک میخونه و به عنوان کار آموز عکاسی چند صباحی مهمون منه، با من اومد به محل سانحه. برای برای من خیلی سخت بود. جا نبود. همهمه و تردد زیاد بود. منم که چــــــــــــاق!!! خلاصه سخت گذشت. وقتی برگشتیم مغازه، پسر جان عکسا رو میدید و برای هرکدوم تز میداد و میگفت اگه اینطور میگرفتید بهتر بود. اینجا رو میرفتید اونجا میایستادید بهتر بود و غیره.

بی هوا بدون رعایت ادب و جایگاه ، دوربینو دادم بهش و گفتم: بیا گر تو بهتر میزنی بستان بزن. 

حالا خطاب در شعر مولانا یه جایی بود و خطاب من یه شخصی. :D

پینوشت: 

خطابم به دوستی که در پیشگفتار از ایشون سخن به میون اومد  همین. 




********

صلوات را حذف  نمودم

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۰۵
میرزا مهدی

ضرب المثل

نظرات (۲۰)

۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۰ کنت دراکولا
خیلی خوبه اینهمه ضرب المثل بلدید!
مثلا خود من شخصا یه عالمه فحش اینگیلیسی بلدم:دی
پاسخ:
:)) طاق میزنی؟ 
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۴۱ بهار پاتریکیان D:
ینی انصافاً طرف خودش بیاد این پستو بخونه تا سالها سکوت می‌کنه عکاسی رو هم میبوسه می‌زاره کنار :))))
پاسخ:
:D 
سانحه چیشی بود :/
پاسخ:
سانحه دلخراشی نبود...
😂😂😂😂 عااالی بود 
من تو ضرب المثل ۰ ام 😑
پاسخ:
مچکرم. من تو ضرب المثل . ام مربع یهنی چی؟ :D
:))
میگم عکسای چند پست قبل محشر بودنا.
طفلی بچه، به اعصابتون مسلط باشین خوووو...
پاسخ:
همه ی عکسا مال شماست ناقابله. من فقط ثبت وقایع کردم. 
اتفاقا اینجور مواقع خودمو میبازم. ضعف دارم:))) حس میکنم.... نه ... نه.. حس نمیکنم. تازه میفهمم که هیچی بارم نیست
یعنی صفرم... :)) اون مربع ایکون poker face که سیستم شما رویتش نمیکنه و به شکل مربع میبینه...
مرسی :)
یه چیز عذاب وجدان طور :))
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۵ مریــــ ـــــم
میگم میرزا
یادم رفت
:|
یادم نمیاد
یه چیز خوبی بود
یادم امد میام بهت میگم
تقصیرهمکارم شد وسط فکرکردن ونوشتن من میاد میگه بامداد خمارو خوندی؟
:\
پاسخ:
خوب میشی:))
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۸ گمـــــــشده :)
تو فکر اون ۴۰۰ تا ضرب المثلی ام که حفظ هستین
خدا بده از این پدربزرگا والا
منیش توام
😑😑
پاسخ:
هیچکدوم از پدر بزرگامو ندیدم. پدربزرگوارم عرض کرد. :)) چهارصدتا حفظ نیستم. بلدم.
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۵ مهدی صالح پور
آدرس قبلی مشکل داشت، آدرس صفحه وبلاگم رو عوض کردم. قبلی رو الان بزنین هیچی نشون نمیده. همه چی منتقل شده به آدرس جدید
الان به همین آدرس mimsadonline.blog.ir سر بزنی، بدون مشکل بالا میاد.

۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۷ مهدی صالح پور
این جمله آخر (صلوات) رو نگرفتم داستانشو
پاسخ:
یکی از دوستان وبلاگی که تقریبا همه میشناسنش تشریف بردند کربلا. برای سلامتیشون صلوات خواستم. :)
۰۵ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۴۳ ϻιss мσнαммα∂ι
سلام دوست عزیز وب خوبی دارید لطفا به وب منم سر بزنید و اگه مایل بودید منو دنبال کنید
پاسخ:
چشم
یه زمانی مسؤول ثبت ضرب المثل های کاشونی توی یکی از سایت های گردشگری شهرمون بودم. 
استفاده از ضرب المثل ها موقع حرف زدن واقعاً عالیه. فقط چیزی که هست همشهری های آدم گاهی متوجه نمی شن چی می گی! به من که میگن مث ماجون های صد سال پیش کاشان حرف می زنی!!!

عکاسی ظاهراً آسون به نظر میاد ولی واقعاً کار سختی هست. استعداد می خواد.
پاسخ:
ضرب المثل خوبه. خیلی هم خوبه. اغلب جلوی توضیح بیشتر درمورد هر موضوعی رو میگیره. اصلا خیلی خوبه. 


کاشونیا یه ضرب المثل توپی دارن که میگه اَ خَر میپُسی شمبَه کیِّ؟ (چه وقتیه؟) 
وقتی از یه نفر که اطلاع و آگاهی از یه چیزی نداره و مورد سوال قرار میگیره. شنیدیش دیگه..
لهجه باحالی  هم دارن یکی دیگه بود نمیدونم درست ادا میکنم یا نه. 
تُمبو آ کُن آدم میکنَ :)) سماجت و این حرفا.... کلا باحاله. اصفهونیا هم زیاد مثل دارن.
اما من همون موقع که خوندم صلوات فرستادم!
پاسخ:
از بس که خوبی
من دیگه حرفی ندارم :)
پاسخ:
باعث شعفه....
سلام
خیلی خیلی لطف کردید
ممنونم
ان شاءالله عاقبت بخیر و شاد باشید کنار خانواده محترمتون
لطف شما کم نشه
التماس دعا
پاسخ:
خواهش خواهش محتاجیم.
واقعا که میرزا
پاسخ:
واقعا که چی؟:D باعث شعفه دیگه. وقتی یه چی میگیم براش حرفی نداری شعف ناکه
دقیفا یه میرزای دیگه نوشته بود برام دعا کرده
بعد من اومدم از شما تشکر کردم
شما هم تشکرمو جواب دادید
الانم چند دقیقه اس همینجوری ریسه میرم از خنده
پاسخ:
ببینید من وقتی یه چیزی رو خیلی شنگول جواب میدم دوبار یا بیشتر تکرارش میکنم. اتفاقا یه مروری کردم دیدم چیزی نشده که. چی میگه؟ جریان چیه؟ هوا چرا انقدر گرمه....:)) گفتم شاید خواب نما شدید. گفتم نه شاید یه کار مثبتی کردم... نمیدونم کلا خواستم جواب داده باشم. :))) دست شما درد نکنه. شما سرکار نذاشته بودید منو که بعلههههههه
۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۵۰ سیدرضا میرمحمدی
کارتون عالیه 
موفق باشید

پاسخ:
سپاس
۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۱ زیـ^ـــ^گما !!
سلاام:)
سامان پاش خشک شد از بس توی تاریکی واستاد!
پاسخ:
سلام. میاد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی