"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

یعنی الان همه، همه رو به چشم اسمال رنگرز میبینن

چهارشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۴۲ ب.ظ

دیگه وقتی یه دختر بچه ی کوچولوی تپل مُپُلو تو خیابون میبینم و به همسری نشونش میدیم و دلمون غش میره و نگاش میکنیم و لبخند میزنیم و تو دلمون میگیم ماشالله،

یهو  باباش با سیبیلای  مخملی جلومون سبز میشه و .......

***

خانمه اومده داخل مغازه میگه : عکاس خانم دارین؟ همسرمو نشون میدم میگم ایشون هستند. بعد میگه صبر کنین الان میام. میره یه جثه ی کوچول موچول پنج شش ساله رو لحاف پیچ میاره تو آتلیه و عکسشو میگیرن و میره. همسری میگه دختره پنج سالش بود. مامانه ترسید یه وقت تو..........

***

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۶/۰۴/۲۸
میرزا مهدی

نظرات  (۱۶)

خوبه باز 
امیدوارم ادامه پیدا کنه
پاسخ:
بله... ولی تفریط  هم خوب نیستا
یعنی تف به این جامعه!
هی میگن امنیت! کدوم امنیت!
ایران شده بدتر از تگزاس آمریکا!
پاسخ:
تفتان مستدام....
اگه ایران بشه مثل تگزاس، میرم دوغوز آباد پناهنده میشم
حرفی ندارم :/
پاسخ:
خوب الان چی باید بگم؟ :))

|||||:
پاسخ:
گفت: یازده هزار و یکصد و یازده؟
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۰:۴۶ پـــــر ی
ماجراهایی داره این آتلیه شما ؛)
پاسخ:
کجاشو دیدی؟
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۱:۵۱ گمـــــــشده :)
هان؟
:/
پاسخ:
آهان
ای بابا ... 
دوره زمونه انقد خراب شدن مادر پدرا موندن باید چیکا کنن 
بچه شون هرچقدرم بتونه گلیم خودشو آب بکشه دل نگرانیه تا اخر تو دلشونه
پاسخ:
دلنگرانیه زیاد هم خوب نیست. نتیجه ی معکوس میده
۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۴:۱۶ شرف الدین
همیشه میگند حس ناامنی بدتر از خود ناامنیه
پاسخ:
بزن قَدِّش
۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۰:۳۱ هانیه شالباف
هیچی نمی‌تونم بگم...
پاسخ:
من چی باید بگم؟ :)))
۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۲:۴۲ بهار پاتریکیان D:
یکی بیاد منو با خاک‌انداز جمع کنه :| پودر شدم :|
پاسخ:
جارو برقی هم قبوله؟
۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۵:۰۲ پـــــر ی
ندیدمش 
یه چیزایی شنیدم و خوندم ازش :))))
پاسخ:
به وقتش در وبلاگم مینهم و بخونش
نگران نباشید چند وقت دیگه همه یادشون میره ؛ میشه مثل سابق
این مردم زود فراموش میکنن
پاسخ:
خوب اینکه بله البته درسته کاملا:D
۳۰ تیر ۹۶ ، ۰۳:۱۶ حضرت کازیمو
عکس :))))
پاسخ:
:))) 
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۵۷ مریــــ ـــــم
بنازم به این تدابیر امنیتیش
:|

پاسخ:
تو رو خدا تو نناز.:)))
۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۹:۰۱ هنوز... هنوز...
آتلیه قطعا از نگهبانی بهتره
پاسخ:
آره آره .... منظورت از نگهبانی چیه؟
یا به چشم قاتل آتنا میبینن ؟ :|
پاسخ:
دقیقا