"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

عَن دَر عَهوالات طوُآلط

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۳ ب.ظ

عَن دَر عَهوالات طوُآلط (صاحب دارد)

جمعه, ۳ آبان ۱۳۹۲، ۰۹:۴۳ ب.ظ

 

یه مطلبی داشتم در مورد {مُستراح} که خوب به نظر میاد خونده باشینش. اینم یکی دیگشه.

یه جور دیگشه. 

آبرو و حیثیت آدما ، وقتی به راحتی میره که تو توالت نشستی و تو فکری و برای آینده ت برنامه ریزی میکنی و محتویات بِـلا استفاده ی فکر و خیال و دل و روده و مثانه رو همه رو با هم تخلیه میکنی که یهو یکی در رو باز میکنه و میاد تو و فقط میگه: عه ببخشید.

اونوقته که رشته افکارت که هیچ؛ همه رشته های در حال فعالیت در اون لحظه ، همه و همه با هم پاره میشن و تو میمونی و استیصال(!) اینکه پاشی؟ همونطوری بشینی؟ داد بزنی؟ و .... . خلاصه چی کار باید بکنی؟ 

حالا باز خوبه که آدما عادت ندارن گَله ای برن توالت. و اینجور مواقع فقط یکی میاد تو. ولی اسفبار ترین حالتش اینه که نشستی با همون وضعیت ذکر شده ، داری برنامه ریزی و ...... که یهو  اون پلاستیکی که با اطمینان خاطر نصب کردی به جای درب نداشته ی مُستراح ،باد میزنه و میره بالا و یه جایی هم گیر میکنه و دیگه پایین هم نمیاد و درست لحظه ای این اتفاق میفته که نه میتونی از جات تکون بخوری  نه میشه همونجوری نشست. نه کسی هست سرش داد بزنی و فاجعه ی این جریان اینه که حدود هفت هشت نفری هم دقیقا روبروت نشستن و دارن یه چی میخورن و دو سه تاشون هم جنس مخالفن. 

آخ کاش زمیــ... نه فاضلاب دهن وا کنه و بری  توشو این روزو نبینی.

***



منبع:یه مشت حرفای خب که چی گونه http://mirzaeesm.blog.ir/

موافقین ۵ مخالفین ۷ ۹۶/۰۴/۱۲
میرزا مهدی