"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

عالمی دارد/ندارد

چهارشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۴۵ ب.ظ

تازگی ها همه می گن، هی پسر!منم مثل تو دیوونه ام...دارم فکر می کنم که نه، همه مثل خودشون دیوونه اند! همپوشانی های جزئی و موقت نباید از ارزش دیوونگی منحصر به فرد من کم کنه!!به اندازۀ همه آدمهای روی زمین تنوع دیوانگی هم وجود داره! میگویید نه؟ برای نمونه:

پشت میزم نشستم‌ ،‌ با یک لیوان قهوه داغ (تلخ هم هست) !‌ سخت به دور دست می‌نگرم !!!! انچنان که گویی مسائل سخت و پیچیده ـی مملکتی رو انالیز میکنم !! گوشهایم نمیشنود ،‌ چشمهایم نمیبیند‌ ، همانند مجسمه ـی هستم‌‌ ، یا موجودی که سخت در افکار پیچیده خود غرق شده !! همه کس در اطرافم تصور میکنند که مشغول فکر کردن هستم !!

اما فقط یک چیز در ذهن دارم‌‌ ،‌

چگونه به طور نامحسوس دست در دماغ خود کنم؟!‌‌

دیوانگی ام عالمی دارد

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۳۱
میرزا مهدی

دیوانگی

هذیان

نظرات  (۱۱)

شما که اینقد ذهنت درگیر اینه
خب یه سر برو دستشویی و برگرد
کارت راه می افته :)
پاسخ:
حل شد. نیازی به دستشویی نداشت. 
عالی بود😊
پاسخ:
:) مچکرم
راهشو به ما هم نشون بده!معمولا سر جلسات امتحان به دردسر میوفتم...

اتفاقا اومده بودم اینجا که بگم واییی خدا مرگم بده من یه شباهتهایی از دیوونگی خودم با آمیرزا میبینم... روم به دیوار!
پاسخ:
رو ناخنهات کار کن... :))
می یای تو وبم پیام میدی بیا جوابشم بگیر
پاسخ:
اعصاب نداریا. الان میام
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۴ بهارنارنج :)
اوه:)))من استادشکارلحظه هام هیچ چیزازچشمای تیزبین من دورنمیمونه:دی

پاسخ:
حتما همینطوره که میگی
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۱ همطاف یلنیـــز
سلام سلام
...
راه حل
براحتی دست را بالا برده یکی از انگشتان را نزدیک سوراخ دماغ ببرید و ... به همین راحتی (البته برای نامحسوس شدنش می توان از دستمال کاغذی بزرگ! کمک گرفت)
پاسخ:
واقعا فکر نمیکردم انقدر راحت باشه...
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۰۱ فروردین دخت
عالی بود عالی....😂
پاسخ:
میدونم
۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۶ پاک باخته
وای
حالم بد شد
پاسخ:
متاسفم:(
۰۱ تیر ۹۶ ، ۰۸:۳۷ مریــــ ـــــم
:|
بنظرم سوال کاربردی هست
پاسخ:
به جدّ 
۰۱ تیر ۹۶ ، ۱۰:۱۱ من الله التوفیق
نیابد اینقدر نگاه مردم برامون مهم باشه که حتی نتونیم دست تو دماغ خودمون کنیم ....
بابا مال خودمه نمی خوام دست تو دماغ تو کنم که اینقدر نگا می کنی ....

شما که اینقدر حساسی چرا اینقدر نگا می کنی ؟؟؟؟

یه چند وقتیه به این نتیجه رسیدم اونایی که اینقدرد نگاه دیگران براشون مهمه همش خودشون هم دارن بقیه رو نگا می کنن که چی کار می کنن
پاسخ:
خط آخر: با  نظریه ت تا حدودی موافقم... :)
۰۱ تیر ۹۶ ، ۱۹:۱۴ زیـ^ـــ^گما !!
یه همچین چیزی رو قبلا خونده بودم.دیوونگیتون زیاد خاص نیسیتش.[شکلک پشت چشم نازک کردن به شوخی]
پاسخ:
یه چیزی پشت چشمته؟ بیا بذار برش دارم