"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

نحوه ی خواب دیدن من!!!

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۶ ب.ظ

مثلا دارم خواب میبینم که مهمون داریم. مهمونا نشستن و من میرم براشون چای میارم. یکی یکی جلوشون چای میذارم و نوش جون میکنن. از اون اتاق همسر صدام میزنه و میگه بیا دارویی که برای گردنته بمالم به گردنت الان وقتشه. دراز بکش. دراز میکشم روی تخت. پمادو میماله یه قــِل میخورم موبایلمو برمیدارم میگم ساعت چنده مگه؟ میگه ها؟ بعد روشو اونور میکنه و میخوابه. میرم سراغ مهمونام. نیستن. به جاش بابام نشسته داره روزنامه میخونه. میگم سلام بچه ها کوشن؟ کی اومدی میگه رفتن. الان اومدم. بیا ببین چی شده. ایران زده پدر داعشیا رو دراورده. {خوب طبیعتا میترسم و چون توی خوابم نمیترسم که عربده بکشم}  شروع کردم به عربده کشیدنِ از ترس. با صدای عربده م ، صدای همسری میاد که میگه چیه؟ چت شده؟ مگه خواب زده شدی؟ بر میگردم تو اتاق موبایلمو از رو بالشت برمیدارم میشینم رو تخت. نگاش میکنم میگم هیچی هیچی نشده بگیر بخواب.....پتو رو میزنم کنار یه بالشت رو بالشت اضافه میکنمو چشمامو میبندم. صدای بابا میاد میگه: الو ... الو.... الو.....الو..... مهدی جان..... صدای بابام رو مغزمه حسش نیست جوابشو بدم. اگه کار داره میگه دیگه انقدرالکی صدا نمیزنه که. دارم به سقف نگاه میکنم که یهو یه موشک از سقف میاد میخوره رو چشمم. همه چی سیاه میشه. تلفنم زنگ میخوره بر میدارم. باباس. میگه چرا جواب نمیدی؟ میگم ببخشید نشنیدم. میگه چی کار داشتی زنگ زدی؟ بابام مدام حرف میزنه میگم من زنگ زدم؟ زنگ نزدم؟ چی شده؟ چرا حالا زنگ زدی!!؟ الان میام تو هال دیگه...شارژ مفت داری زنگ میزنی دو قدم راهو؟ میگه چرا هذیون میگی؟ تو زنگ زدی جواب ندادی نگران شدم. 

بلند میشم برم ببینم چی میگه. تو هال نیست. روزنامه ش هم نیست. همسرم با دوستاش و مامان خدا بیامرزش نشستن و دارن گریه میکنن. میگم تو مگه اون تو خواب نبودی؟ میگه آخه مامانم اومده. میگم مامان مگه شما فوت نشدی؟ میگه چرا خوب.. اومدم ببینم ماست خریدی برای اقدس خانم؟ میگم صبر کن ببینم تو یخچالو. شاید نخریده باشم. میرم سمت یخچال. یهو چراغ آشپزخونه روشن میشه. همسری پشت سرمه میگه بازم طپش قلب داری؟ عرق بهار میخوای؟ میگم نه دنبال ماستم. میگه ماست برا چی نصفه شبی. میگم مامانت پرسیده. میگه عزیزم خواب دیدی. مامان فوت شده فردا هم چهلمشه....با تعجب نیگا میکنم دورو برمو میگم ساعت چنده؟ میگه وقت پماد مالیدنته. 

تمام/.

حالا ببینید اونجاهایی که بُلد شده من واقعا خواب بودمو خواب میدیدم. اونجاهایی که بُلد نیست، واقعا داشتم اون کارها رو انجام میدادم. این مرز بین خواب و بیداری منه. شمام اینطوری اید؟ یا من فقط اینطوریَم؟ دارم میمیرم؟ خوب میشم؟

موافقین ۷ مخالفین ۱ ۹۶/۰۳/۳۰
میرزا مهدی

خواب

خواب دیدن

نظرات  (۲۷)

۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۰۴ آقای سر به هوا ...
چقدر عمیق و زنده خواب میبینید . این یه جور اختلال خواب هست و نیاز به درمان داره ...
اگر تشخیص نمیدن چه چیزی رو تو خواب دیدین و چه چیزی رو تو واقعیت یعنی دچار این اختلالین ...
پاسخ:
دستت درد نکنه. خواستم مطمئن بشم. ولی جالبه.. هر وقت دلم بخواد بیدار میشم میرم یه سیب میخورم (مثلا) بر میگردم میام میخوابم. تازه تو ی خواب هنوز سیبه رو دارم میجوم. مثلا تو کویرم گیر کردم بیدار میشم میرم یه بطری آب بر میدارم از یخچال. بعد همون بطریه تو خواب دستمه. فرا سورئال خواب میبینم  و دیگه تو کویر کمبود آب ندارم...:)))) میدونم خوب نمیشم. میگن یکی اینطوری بوده مُرده
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۳۴ گمـــــــشده :)
:))))))))))))

نه واقعا حتی یه بار هم این حالتو تجربه نکردم. فقط شما این طوری هستی
گناه داری خدایی
:دی
پاسخ:
پس گناه دارم......
وحشتناک شد که :|
پاسخ:
کُجاش؟
سلام
میبینم که خواب دیدنتون هم شبیه ... :-)

راستی دلم براتون سوخت بابت پست قبلی....
گفتم که دنیاتون با یه ترقه بهم خورد... آخی چقدر طفلی هستین


+ راستی داستان پدر و پسری که به همراه مرکبشون تو یه راهی میرفتن و سوار میشدن مردم یه چی می گفتن، پیاده میرفتن یه چی دیگه و ...
داستان دوستان شماست و ترقه بازی و موشک و ...
پاسخ:
علیک سلام
حالا دقیقا کجای این خواب و بیداری واسه وبلاگای ما کامنت میزاری میرزا؟؟؟؟؟؟؟
منظورم دیگه از شدت وضوح نمی دونه چیکار کنه :))))))))))
پاسخ:
دقیقا همونجایی که از خواب بیدار شدمو دنبال ماست میگردم..... 
عجبا، تو خواب راه هم میرید؟؟
من خواب میبینم یهویی بیدار میشم میخوابم ادامه اشو میبینم. یا خواب میبینم، گوشیم زنگ میزنه یا جواب نمیدم تا تو خوابم مشکل ایجاد نکنه یا جواب میدم و تا دلتون بخواد سوتی میدم بعدش یادم میره فوقش یادم بمونه فک میکنم خواب دیدم :))
در کل وقتی خواب میبینم میدونم که خواب میبینم.
خدا مادرخانم اتونم بیامرزه.
پاسخ:
خدا رفتگان شما هم بیامرزه....
کل کامنتتون وضعیت من، و خیلی های دیگه هم هست. این نشونه ی سطح بالای هوشیاریه شماست... بعدا راجع بهش توضیح میدم
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۲ مــیـمـ‌‌‌‌ ‌‌‌‌
😂من فکر میکردم پرچمدار خواب های پرت و پلا منم نگو شما با اختلاف 60 پله از من جلو ترید:-/
پاسخ:
خواب پرت و پلا یه چیز دیگه ست ها.....
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۲ زیـ^ـــ^گما !!
یه چیزی فراتر از شام سنگین بوده فکر کنم.:-)))
پاسخ:
زدی تو خال:))))
خواب های من اینجوری نیست ...
چه جالب خواب میبینید ها :))
پاسخ:
مرسی..:D
۳۰ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۲۸ دل‌آرام میم سین
یا خدا!
به نظرم باید ازتون چندتا سوال می‌کرد و بعد یه چیزایی در راستای خوابتون می‌گفت که مرز فهمیدن خواب و بیداری رو براتون خراب می‌کرد! :شیطنت آمیز
پاسخ:
سلام. راجع به کی حرف میزنید؟
ترجیح میدم هیچ وقت اینجوری نباشم
:)
پاسخ:
حس خوبی داره.... 
خدا بیامرزه مادر خانمتون رو
:(
چقد سخت...
پاسخ:
خدا اموات شما هم بیامرزه.
کجاش سخت؟
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۶:۳۴ من الله التوفیق
کاش خیلی از واقعیت های دور ورمون هم خواب بود ....
پاسخ:
آره واقعا. بزن قدِّش
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۵۷ مریــــ ـــــم
واه
این چه خوابیه؟
گرخیدم عصن
پاسخ:
چرا گرخیدی؟ از کجاش گرخیدی؟
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۳ گمـــــــشده :)
چرا نظرمو حذف کردین؟
:|
حقشه تحریمتون کنم دیگه نظر نزارم.
پاسخ:
جاش اینجا نبود. ....... هنوز هست اگه خیلی اصرار  داری بذارمش مجددا. 
خب بد وقتی کامنت میزاری میرزا
اینجوری میشه که اونجوری میشه :)
پاسخ:
کدوم جوری؟ :D
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۱ مریــــ ـــــم
همه جاش
خو واقعا این چه خوابیه
من از این جور خوابا میترسم
درهم برهم
گرخیدن داره!
پاسخ:
اینطور فکر نمیکنم. شما اگه ببینید کنار دستتون یه نفر خوابیده، و حتی ببینید چه خوابی میبیبنه، و با رفتارهای احتمالیش، مقایسه کنید، وحشتناکه؟ 
شما اون قسمتهایی که قرمزه رو بخون.... فقط قرمزها...ببینید چیش وحشتناکه. بعد یه بار سیاه ها رو بخون. قرمزا خوابیه که میبینم. (که مثلا میبینم) سیاه ها وضعیت مکانی و فیزیکیه منه زمانی که خوابم...
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۶ مریــــ ـــــم
الان نه
اینجوری خوندم ترسناک نبود
:|
ولی سرهم خیلی بدبود
مث فیلمای ترسناک فراطبیعی بود
پاسخ:
:)
همونجوری دیگه :)
پاسخ:
مشکوک شدی..... 
میدونید الان که فکر میکنم بنظرم من تو خواب هام دخالت میکنم یعنی از دوز ناخودآگاه بودنش کم میکنم، طوری که دوست دارم پیش میبرمش :)
پاسخ:
منم این کارو میکنم.....فکر میکنم خیلی هم ای کارو میکنن. خواب دیدن مقوله ی پیچیده ایه.... و من اطلاعی ازش ندارم. ولی اینکه وسط خواب دیدنم میدونم که الان باید بیدار بشم، اگه نشم میمیرم. اگه نشم بد میشه اگر نشم فلان و بهمان، خیلی هم خوبه. درسته اختیاری به خواب رفتن و خواب دیدن ندارم، اما این اختیارو دوست دارم که هر وقت که دلم بخواد قطعش میکنم و میزنم بیرون. این یه موهبته. نیست؟
آره خوبه :)
پاسخ:
پس بزن قَدِّش!!!! تنها نیستی.
۳۱ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۷ آقای سر به هوا ...
دور از جون آقا منظور من این نبود :(
انشالله همیشه سالم و سلامت باشی سورئال من :))
پاسخ:
میدونم برادر... تنت سلامت...:))
نه دیگه امیدی نیست:دی
پاسخ:
:)) 
۰۱ تیر ۹۶ ، ۱۰:۲۰ من الله التوفیق
عزیزم پ چرا برا پست قبلی امکان نظر‌دادن رو برداشتی ؟؟؟؟

شما می گی حرف بارم می‌کنن ؟؟؟؟ خوب اونا مهم نیستن از هر قشری باشن، ما که دعوا نداریم ، اگه طرز تفکر هامتفاوت هست که دعوا نداریم تفکر ما همومن ایرانی هستیم و مسلمون .... 
باید تفکر هم رو فهمید نه این که با عناد به وقول شما حرف بار هم کرد، اینو به اونایی می‌گم که شما گفتید می‌ترسید بیاند و حرف بارتون کنند ...
ازکجا  معلوم که کدوم اشتباه می‌کنیم....ولی اگر با تفکر هم اشنا بشیم ممکن بفهمیم که شاید فکر اون بهتر باشه ...


سخت به خواب ربطی نداشت...
سخت اونجاش که آدم بی مادر میشه...
:(
پاسخ:
آهان.... آره آره :((
۰۲ تیر ۹۶ ، ۱۴:۳۶ گمـــــــشده :)
بولد شده ها رو که می خونم واقعا یه خواب معمولیه.
ولی این که مدام بیدار می شید ترسناکش می کنه
پاسخ:
بیدار شدنها هم بی دلیل نبوده. دقت کن یه بار دیگه
۰۴ تیر ۹۶ ، ۲۰:۴۴ نویسه های یک پسرایرانی:))
من اگه ازاینخوابامیدیدمم،کلامامینداختم توهواوالا