"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

نگرانم. نگرانم. نگران.

سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۰۱ ب.ظ

اومدم این مطابو بنویسم و مدام دست دست میکردم که دوباره تعدادی از دوستان میان و هرچی دلشون میخواد بارم میکنن. آقا گل عزیز که دست به قلم شد، پشتم گرم شد. کی جرات داره به آقا گل بگه بالا چشمش ابروئه. 

نگرانم آقا! نگرانم خانم! آبجی ! داداش! پدر من! خواهر من! مادر من!

به قول دوست عزیزمون جنگ سی ساله تموم شده. فقط اسمش تموم شده. رسمش هنوز هست... هنوز که هنوزه شهید میارن. هنوز که هنوزه مینهایی هستند که زیر پای عشایر و دامدار منفجر میشن. هنوز که هنوزه یه تعداد از جانبازای عزیز عمرشونو به همین خاطر از دست میدن. جانبازان شیمیایی، جانبازان اعصاب و روان ، و....

آره دفاع خوبه. سیلی خوبه. یکی خوردی شش تا بزنی خوبه... ولی تبعاتش چی؟ جنگ که بشه من میرم جلوی توپ دشمن میگم اینجا خاک منه. وطن منه. براش میجنگم. براش کشته میشم. اصلا تیکه تیکه میشم. دود میشم میرم به باد فنا... ولی تهش چی  میشه، بچه های ما چی میشن؟ تو اون هشت سال چی شدن؟ بعد از هشت سال چی شدن؟ جنگ نه ظاهرش خوبه، نه باطنش، دفاع مقدس اگه مقدس بود ، اگه شیرین بود، اگه شهداش هنوز زنده ن و در یادن، به خاطر نوع تحمیلیش بود، به خاطر اینکه دشمن وارد خاک شد و رفتند که بیرونش کنن. اگه مثلا ما به عراق میزدیم، اون همه شهید، شهید خطاب میشدن؟ یا مثل اشرار میگفتن، به هلاکت رسیدن، شروع کننده ی جنگ شروع کننده ی شرارته. نمیدونم اگر این شش تا آقا ذوالفقار اگه دچار نقص فنی میشدن و به جای کشور دوست و برادر، میخوردن به ملاج یه کشور محترقه، تکلیف چی بود؟ اگه دلشون میخواست شش تا هم اونا بزنن چی؟ کم نکشیدیم از جنگ؟ چقدر جنگ؟ هر سی سال جنگ؟ ما که جنگجو نیستیم. ما که دنبال صلحیم... ما که دنبال آرامشیم. ما که به انتحاری ها گفتیم ترقه، چرا جواب ترقه رو با موشک دادیم آخه؟ ما موشک داریم بله. ما سیستم دفاعیمون خفنه؟ بله. باید به دشمن نشون میدادیم چقدر ابر قدرتیم بله؟ این شکلی؟ خوب الان با داعش چه فرقی کردیم؟ نمیدونم. الان دارم بین یه خانواده ی شهید زندگی میکنم و یه جانباز عزیزی که روزانه ی صدای نفس هاش تو گوشمه. داریم لمسش میکنیم. حسشون میکنیم. داریم میبینیم که جنگ تبعاتش فقط و فقط مختص به روزهای جنگ نیست..... نمیگم تن بدیم به اهدافشون. بابا یه پشه تا نیاد تو خونمون که نمیکشیمش. راه نمیفتیم تو باغچه باغ و دشت و خیابون دنبال پشه که بکشیمش که...نمیگم تن بدیم به ذلت، نمیگم تن بدیم به خفت، نمیگم راهش غلطه یا درست، میگم نگرانم. من یه نفر نیستم قطعا. همه ی اونایی که صدای موشکبارونو شنیدن نگرانن. همهی اونایی که به تبع خون آلوده ی پدرشون الان آلوده ی جنگن نگرانن. آقا فرمود آتش به اختیار. ولی بعید میدونم گفته باشند، عقلتان بی اختیار، آینده نگریتون بی اختیار ........................................................ اه

بگذریم.... الان تیم والیبالمون حذف شد؟ نشد؟ میشه؟ نمیشه؟ چی میشه؟