"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

به پایان آمد این دفتر... وبلاگم را حذف نکردم به دلیل اینکه آرشیو و یادگاری های شما در زیر آنها، برای همیشه باقی بماند. پاینده باشید و مانا. "مهدی فعله گری-میرزا"

"بچه زرد"

instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آخرین نظرات

تهوع

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۵۶ ق.ظ

تهوعِ مصادره شده از خلایقِ لایق،

روزهای به ارث رسیده از تمام ِبودن ها و نبودن ها،

روزهایی که روزی لحظه بود و الان شده گذشته ،

چیزی که یواش یواش روی آن را غباری می گیرد و تو سعی می کنی با ذهنت در گیر بشوی و باشی که حفظ اش کنی؛ یا تف کنی کفِ یک دستمال، و قاطیِ باقیِ کثافت های بشری بریزی به چرخه ،

که شاید و شاید بازیافت بشه این گذشته ،

ته این بازیافت یک سری اصطلاح درهم بیرون می آید با یک سری اصواتِ گنگ که نمی فهمی خشم است یا هیجان ؛ درست مثل صدای بی هنگامِ همسایه ها که توی تاریکی ناپیدا بین سوسوی یه چراغ _که شک داری طرح بودنه یا دکور برای اجرای نقش_ ...

حالا می فهمی تمام چیزهایی که یک عمر برای خودت رج کردی پشت هم یک سری خاطره شده است و تو باید به فکر آینده باشی!آینده ای که در معرضِ گذشته است...

 

 


*این روزا با تمام لحظه هایش یک سری اراجیف از ذهنم می گذرد که ترجیح می دهم تفشون کنم روی این هذیان ها ،تا قورتشون بدم و برایم بشوند خلطِ حاصل از استفراق.

برای تمام لحظه هام -که سعی در سرازیر کردنشون دارم - یک خاطره و یک لحظه ی گنگ می دود که دارم تمام و تمام با خودم کلنجار می رم که از توی ذهنم پاک اش کنم.

این روزها که دارد به اوج شنبه/یکشنبه/...شنبه/یکشنبه...بودنش نزدیک می شود می تواند جزو تکرارِ مداومِ خطِ شروع و پایان من باشد برای این طرح بی معنی *بی مصرف*

می بینی دوست عزیز ؟... شکی نیست که توام درگیر این یکه به دوی تودر تو شدی ،برای من، قاطیِ تمامِ لحظه هام هیچ تلنگری نیست که بخواهد برایم هدف بسازد...لبخند می شود ذهن مسخره من اگه ببیند چیزی پیدا کردی بین تمام این یک به دوها که بتوانی بهش بگویی هدف.




موافقین ۳ مخالفین ۰ ۹۶/۰۳/۲۱
میرزا مهدی

نظرات  (۱۰)

۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۸ مریــــ ـــــم
تنها ادم هایی اشفته و بدحالن که نمیتونن هدفی پیداکنن برا زندگیشون و یا اینکه نمیخوان پیدا کنن
پاسخ:
گاهی هدف، همون گشتن دنبال هدفه.... البته که غلطه.... ولی... حس و حال گذرای آدما (مخصوصا من) نتیجه ش میشه این نوشته. گذراست

اینده ای که به گذشته آویزونه وتو باید در «حال »زندگی کنی!:/:))
پاسخ:
اوهوم
۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۵۲ دل‌آرام میم سین
اِ زرد استعارى شد وبلاگتون ؛)
گذراست ولى دوباره تکرار مى شه :(
پاسخ:
زرد استعاری یعنی چی؟

۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۳۸ زیـ^ـــ^گما !!
یعنی قالب وبلاگتون دیگه زرد نیست فقط اسم وبلاگ زرده..
پاسخ:
وبلاگم ذاتش زرده. درونش زرده...
والا اگه فک کنید این دم افطاری مغزم نمیکشه دیگه نه!!!!
من هر چی گشتم
تو متن
متوجه هیچی نشدم...
آخرش دارید از یه چیزی فرار میکنید
یا زندگی تون شده تکراری
یا
نمیدونم...
گیج شدم کمی تا قسمتی

+سلام

+نظر لطفتون بود کامنت آخر
شرمندم کردید
من همیشه شما رو به چشم یه نویسنده قوی دیدم
و
قدرت نوشتنتون همیشه قابل تحسین بوده و هست
چوبکاری فرمودید
پاسخ:
سلام بابت اون نظر که: چوبکاری نبود.واقعیت بود. تهوع نتیجه ش یه چیزیه به اسم استفراغ. معمولا کسی نگاهش هم نمیکنه که بخواد چیزی دستگیرش بشه. مگر اینکه طبیبم باشه. حبیبم. باشه. بیچاره طبیب و حبیبم.
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۰:۰۲ بهارنارنج :)
چقدراین درگیری با گذشته وتلاش برای پس زدنش برای رویارویی با آینده سخته..اگه به گذشته فک کنی وبمونی لجنزارمیشی اگه بخوای اون حجم ازگذشته کامل نگهداری و آینده روهم اضافه کنی نتیجش تهوعه..باید یجوری این گذشته رو مثه خواب بد به آب روون سپرد ورهاکرد
پاسخ:
پیشنهاد خوبی بود :)
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۲ عماد الدین
میرزا جان سلام
از این پست تهوع ت جدا سر در نیاوردم ولی پشگست قبل و قبل تر و قبل تر تر...
همه شان خوب بودند.
خصوصا آن پست مینیمالی کع درباره درآمد یک روره ات بود...
موفق باشی
پاسخ:
این کمال محبت شماست
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۵۳ عماد الدین
غلط های املایی را خودت اصلاح کن لطفا
با گوشی آنلاینم...
پاسخ:
آخه من به قربان خوبی هات برم! چگونه میشود غلط املایی گرفت. مهم اینه که اصل محبت شما دریافت شد حالا چه با غلط املایی چه بی  غلط املایی. مهم اینه که خودت غلط نباشی که نیستی
۲۲ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۵ زیـ^ـــ^گما !!
متن دقیقا تمام اون احساسی که داشتین رو منتقل میکنه!
یه جاهاییش انگار یه نفر داره خیلی تند حرف میزنه نمیفهمم چی میگه!:))
ولی در کل هدف های کوچیک فکر نکنین...لبخند نشود ذهنتون!به هدف های بزرگ فکرکنین:))
پاسخ:
چشم چشم :))
۲۳ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۳۵ گمـــــــشده :)
با بی خیالی سپری کنین میگذره
:دی
پاسخ:
:بهمن