زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

هی تو!

دوشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۲، ۰۱:۵۵ ق.ظ

تا حالا شده احساس کنی از زباله های سر کوچه ، که کمی بعد از ساعت ۹ سر جاشون مستقر شدن و از سرویس جا موندن ، کم ارزشتری ؟!!؟!

تا حالا شده روزی هفتاد و شش بار آرزوی مرگ بکنی و از اصل خلقت خودت متاسف باشی ؟؟!!؟

تا حالا شده فکر کنی یه سیب کرم خورده و یه گلابی له شده خیلی کارآمد تر و با ارزشتر از تو هستن ؟؟!

تا حالا شده از عمق وجودت بخوای که یه رعد و برق بزنه و تو رو از پهنا قاچ بکنه ؟!!؟

تا حالا شده اونقدر شکسته باشی که نشه با صد من اخ تف و چسب و سریش به هم چسبوندت ؟!!

... اگه شده ، باید بگم که خیلی بدبختی !‌ اصلا نمیخوام جای تو باشم/.



پینوشت:

 کامنت ها غیر فعال هستند.

 تا اجباری نباشد برای اثبات حضورتان.

 که البته اجباری هم نبوده است پیش از این.

مخلصیم.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۲۸
میرزا .....