زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

راه دست

چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۲ ب.ظ
میگه: ایشالله جنگ بشه این جوونای غیور و غیرتمند مملکت صف بکشن و برن بزنن خارمادر هرچی تکفیری و آل سعود و صهیونیست و آمریکاییه (چیز) کنن. میگم: خوب تو چی کار میکنی? میگه: همون کاری که بابا خدابیامرزم عرضه نداشت بکنه میگم: چه کاری? میگه: دزدی . از آب گل آلود ماهی گرفتن. سرقت از خونه های جنگ زده. و خیلی کثافت کاری های دیگه. اونوخ بعد از جنگ واسه خودم میشم کسی. سری تو سرا درمیارم. (امروز همش تو فکرش بودم. عجب نکات ظریفی رو میبینن این رفقای ما)

نظرات  (۱۱)

سلام
می گم رفقاتونو عوض کنید!
پاسخ:
نه بابا چه کاریه? رفیق سخت پیدا میشه. مخصوصا باهوش و با ذکاوت پر ایده باشه. جاش باس ایدئولوژیمو عوض کنم. باس یه حمله انتحاری به خودم بکنم
۰۶ مرداد ۹۵ ، ۱۶:۳۷ فاطیما کیان
سلام
از این حرفش دهنم باز مونده جدا !
پاسخ:
چقدر باز مونده دقیقا?
۰۶ مرداد ۹۵ ، ۱۹:۳۰ © زهـــ:)ــرا خســـروی
هووم ! جالبه ولی جدا تا کجاها رفته ..
پاسخ:
آره واقعا خدا خیرش بده. فکرمو باز کرد ‎:D‎
:| هراس دوران کودکی ام جنگ بود...
اگه دوستان من چنین حرفی بزنن یه تو دهنی محکم نوش جون می کنن...
پاسخ:
سخت نگیر مشتی! اینجا هیچ چیز واقعی ای نمیخونی
۰۶ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۲۴ زیـ^ـــ^گما !!
رفیقاتون زاده ی تخیل شمان یا حضور فیزیکی هم دارن؟D:
پاسخ:
میتونی تصور کنی که خودم زاییده تخیل رفقام هستم. البته اگه عزیز مث خودت هم یکی از رفقام بدونی. تو. بهانه گیر. بازی آی. بی بی و .....
۰۷ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۱۸ فروهر فرداد
دوستت داره ب کیا تیکه میندازه؟!
پاسخ:
اونا که مث باباش نبودن دیگه.
جل الخالق چقدر تفکراتش مثل شماست
امثال این متفکرالمنور ها اگه صدای آژیرهای خطر سال ۶۸ بعد بیست و چند سال تو گوششون بود به خودشون اجازه دیدن این نکات ظریف رو نمیدادن









تازشم یه سریا هسدن تو این مملکت موقع جنگ وقتی بقیه جلو توپ و تانک بودن اونا تو سوراخ موش بودن الان صاحاب انقلابن، بچه هاشون به حکومت دینی اعتقاد ندارن با بهائیت عکس یادگیری می گیرن اینا یه عمر معایبشون زیر محاسنشون پنهون بود از امام خوبان برا خودشون خاطره هاااااا درست کردن و نون همین خاطره هارو خوردن

پاسخ:
لامصب چقدر سربسته کامنت میذاره. یه اسم میدادی مام بفهمیم. یا لااقل اینطور مینوشتی: ب ز یا مثلا ف ه یا م ه یا هرچی
:))) جل الخالقققققققققق !!
خدایا توبه
تاج بی بی ..
گذاشته سر کار مارو ! ب خاطر کامنت های پیشترش میگم
این جا در عین اینکه همه چیز رو نباید جدی گرفت ، بسیار جدی ست !!
پاسخ:
آره موافقم
عجب دوستانی! تبریک میگم..
D:
پاسخ:
D: