"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

یه مادره دوتا پسر شرور داشته. انقدر تعداد شکایتا زیاد میشه که دیگه میرسه به اونجاش. (اونجای معروف) دستشونو میگیره میبره پیش کشیش و میگه : پدر یه کم باهاشون حرف بزن بلکه آدم بشن. کشیشه که از قبل هردوشونو میشناسه، یکی یکی میبره تو اتاق تا ببینه میشه باهاشن حرف زد و آیا تاثیری داره یا نه! اول پسر کوچیکه رو میبره, بهش میگه: پسرم میدونی خدا کجاس? یهو پسره انگار که متوجه چیزی شده باشه ، وحشت زده میزنه بیرون و به داداشش هم میگه فرار کن. از ده که خارج میشن، بزرگه میگه چی گفت مگه? کوچیکه میگه نفهمیدم دقیقا. ولی یه چیزی گم شده انگار فکر میکنن ما برداشتیم. بزرگه میگه چی? کوچیکه میگه : خدا. ((( کاری به لایه های زیرین و رویین این داستانک ندارم. ولی از یه زاویه دیگه الان شدم مث کوچیکه. تا تو اخبار، روزنامه ، توییتر یا هرجای دیگه میبینم یه جا تروری ، کشتاری، یا خونریزی دسته جمعی ای شده ، سریع میرم تو جزییاتش ببینم انگ ایرانی-آلمانی یا ایرانی- بلژیکی و..... رو به چندتا از تروروسیتا زدن)) داشتم فیلم عروسی یکی از اقوامو نگاه میکردم. عروس دوماد قرار بود برن تو خونه. قصابه با یه چاقوی کند و با ایجاد صدای خرخر از خرخره ی ببئیه و پاچیدن خون و دست پا زدنشو سر آخر هم شکستن گردن اون حیوونکی، صحنه ی وحشتناکی ایجاد کرده بود که وصف ناشدنیه. همین
  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۹)

ایرانی امریکایی تا حالا داشتیم؟
پاسخ:
هیچ چیزی غیر ممکن نیست
  • زیـ^ـــ^گما !!
  • نه بابا خانوم"نرگس هستم" کسی که خون آمریکایی تو رگاش داشته باشه هرگز از این کارا نمیکنه کههههه...!نگین اصلااا
    پاسخ:
    سلام. فعل معکوس بود دیگه. ‎:D‎
  • گمـــــــشده :)
  • بعد کسی که فبلم عروسی تنظیم می کرده نمی تونسته اون صدا رو حذف کنه؟
    پاسخ:
    منظورت مونتاژه? نه اون کسی که مونتاژ(میکس) میکرده این کار رو نکرده
  • گمـــــــشده :)
  • هوم. منظورم همون مونتاژ بود. ولی فک کردم شاید مونتاژ اشتبا باشه عوضش کردم نوشتم تنظیم. که عمومی تره.
    :|
  • زیـ^ـــ^گما !!
  • یه چیزی تو مایه های گابی (شخصیت برنامه کلاه قرمزی)..:D
    پاسخ:
    دیو? میگم تو دیگه چرا نمینویسی?
    از ببئیه شب عروسی که بگذریم پیت جونداری بود...
    قلمش مانا
    پاسخ:
    جونم اگه بخواد برات بگه، میگه: (پست جون دار، قلم جون دار میخواد, قلم جوندار هم صاحب جون دار. صاحب قلمی که بخواد پست بنویسه، جونی براش نمونده.) واسه همین نمیتونه بگه چون جونی براش نمونده که بگه
    پست/ پیت
  • زیـ^ـــ^گما !!
  • بله دیو
    ویروسی شدم:))))
    پاسخ:
    بلا به دور. آنتی بیوتیک بخور
  • زیـ^ـــ^گما !!
  • مینویسم اما خارج از بلاگ...
    خوشم نمیاد میان میخونن و هیچی نمیگن...همش تصور میکنم فکراشونو اینکه چرا هیچی نگفتن...اعصابم خورد میشه،ناراحت میشم،پاک میکنم...همش از توهمات علکیه...ویروس جدیده

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">