زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

نماینده ای چیز

سه شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۰ ق.ظ
یه جایی خوندم رییس جمهور عزیزم آقای حسن روحانی فرمودند: جنجال فیش های حقوقی صرفا به خاطر تاثیر گذاری بر انتخابات نود ششه. واقعا چقدر یه آدم میتونه فهیم باشه? آخه این همه قوه درک و فهم شعور، چطور ممکنه تو حجم کوچکی به نام مغز جا بگیره? واقعا ما ابلهان بیخرد گمان میکردیم جنجال از وقتی شروع شد که فقر و فحشا بیداد کرد. از وقتی که جمع کردن ضایعات از زباله دونی های شهر، شغل رسمی و شرافتمندانه قلمداد شد. از وقتی که بچه های شش هفت ساله به بهانه ی شغل آبرومندانه ی اسفند سوزانی بر سر چهار راه ها مواد مخدر به فروش میرساندند.از هر بار استرسی که بر سرپرستان خانوار به دلیل حذف چندغاز یارانه ایجاد میشد. چقدر ما نفهم بودیم واقعا. دم شما گرم دکتر. خوشحالیم که نماینده ی مقتدری چون شما داریم که انقدر حواسش به مملکت داری است که وقتی برای شعر و شاعری و حتی گوش سپردن به اشعار دیگران را هم ندارد. درود بر تو. درود بیکران برتو. و مرگ بر دشمنان تو.
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۹
میرزا .....

نظرات  (۵)

۲۹ تیر ۹۵ ، ۱۴:۵۶ بهانه گیر
سلام
نچ نچ از جونتون سیر شدین؟
میگن قدیما یه حاکمی همه مردم رو جمع کرد و گفت هر چی مشکل دارید و هست بگین، قول میدم تا سال آینده حل بشه
حسنک هم شروع کرد و مشکلات رو گفت، حاکم هم قول داد برای سال بعد
سال دیگه همه باز جمع شدن و باز حاکم خواست که مردم مشکلاتشون رو بگن... اما هیچ کی حرفی نزدن! گفتن پس مشکلات حل شد
رندی آروم زمزمه کرد: حسنک کجایی؟!!!
:-)
پاسخ:
علیک سلام. جانم فدای دوستان.حسنک کجایی که پدرشو دربیان نه?
۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۵ پاک باخته
سلام
واقعا که شوخی با حسن
الله اکبر
ایشون با سواد شناسنامه دارن
ایشون درست می فرمایند
والا
پاسخ:
خدا خیرش بده همیت باکفایت بودنشه که ما مطلب داریم برای نوشتن دیگه
۲۹ تیر ۹۵ ، ۲۳:۳۶ پاک باخته
بحث اینجاس خونه ما وسعتش زیاده
خونه ما مرزاش دینی ه نه جغرافیایی
خونه ما دیواراش نرده نداره....
پاسخ:
البته بیجواب نذاشتمتون
۳۰ تیر ۹۵ ، ۰۰:۴۴ بهانه گیر
نه
یعنی عوض حل مشکلات دهان حسنک بسته شد!
:-)
پاسخ:
اینطوری هم میشه برداشت کرد. :D احتمالا حسنک به روایت مرحوم منوچهر احترامی رفته بوده دنبال دزد و مرغ فلفلی و خبر نداشته توی ده شلمرود حاکم داره شترمرغاشونو درو میکنه. و الا حسنک آدمی نبود که ساکت بشینه. شایدم سرشو کردن زیر آب. یا لااقل فیلتر ش کردن.
۳۰ تیر ۹۵ ، ۲۰:۱۹ زیـ^ـــ^گما !!
:))) شوخی با حسن؟؟؟
روح وبلاگتون قرین رحمت...هیییی وبلاگ خوبی بودا
پاسخ:
خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد شادم کردی. منظورم روح وبلاگمه. :D