"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"


yellow_Kidd@
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

الله

پنجشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۲۵ ب.ظ

سلام

یه مدت نبودم . سیستمم عوض شده تنظیماتم به هم خورده دستم برای تایپ کُند شده حوصله م کم شده و مخلص کلام اینکه همه چی به هم پاچیده شده. اینه که به نظرم میاد چیزی که قراره از جلوی دیدگانتان عبور کنه خوشگل و مشتی نباشه.

اول یه فلش بک بزنم به دوران جاهلیت. اون هم نه زیاد دور یه چی همین نزدیکیا . حدودای مثلا هزار سیصد چهارصد یا پونصد سال پیش . اونوقتایی که خدای واحد برای یه عده ی کم مسجل شده بود و یه عده ی زیادی در بادیه ی عرب نشین مخصوصا،  همچنان بت میپرستیدن.

تو یه چندتا کتاب تاریخی خوندم که اون موقع ها قبل از رسالت حضرت ختمی مرتبت، پیامبر اکرم (ص)، تو ساختمون کعبه یه تعداد از بتها نگهداری میشدند که برای اهالی مکه مقدس بودن. و یه تعداد بت وجود داشتن که برای مسافران و تاجرانی که از راه های دور میومدن مقدس بودن. و خلاصه اینکه هر چیزی که مقدس شمرده میشد تو اون چهار دیواری نگهداری میشد. حالا اون چیز مقدس برای دوست بود یا دشمن مهم نبود. مهم احترامی بود که به مقدسات همدیگه میذاشتن. یکی از اون مقدسات، کلمه الله بود که روی پوست آهو نوشته شده بود. من شخصا وقتی این مورد رو تو ی کتابای تاریخی خوندم مو بر تنم (چیز) شد. خوب که چی؟ الان میگم.

از روزی که این انتخابات داغ میشه و تا تبلیغاتش شروع بشه و تا برسه به یه چیزی تو مایه های دیشب که آخرین روز تبلیغاته، زیر دست و پا و تو گل و لای و تو جوی کف کوی و باغچه و اینور و اونور تا دلتون بخواد کلمه ی مبارک الله رو میتونید ببینید. اصلا هم کاری به این ندارم که وظیفه ی شرعیه من و شماست که با دیدنشون جدا کنیم و به آب روان بسپاریم. و کاری هم ندارم که این روزا آب های روان همگی و متفق القول به فاضلابهای شهری وصلند. و کاری ندارم به اینکه وظیفه حکم میکنه که جداشون کنیم و با احترام لای درز دیوار بندازیم و باز کاری ندارم که با ازدیاد سهل انگاری در رعایت بهداشت شهری همه ی درزهای دیوار ها یا لونه ی موشهاست و یا توالت گربه ها و ...و یا اصلا تا چند صباح دیگه قراره اون دیوار تخریب بشه و برج ساخته بشه.

حقیقتا کاری با این ها ندارم.

فقط ذهنم متمرکزه به بیشعوری بعضیا.....توجه کنید...بعضی از کاندیدا ها که در یک کشور اسلامی قراره قانون گذار بشن و هنوز نمیتونن از کلمه الله به ساده ترین شکل ممکن مراقبت کنن و احترام قائل باشن. با احترام میگم خاک بر سر همشون. حکمشون اعدامه. به همین شدت. و وای بر اون بابایی که به لطف و کرم یه عده دیگه آیت الله نامیده میشه. و وای به حال اون آیت الله ای که روی پوسترهاش مینویسه : آیت الله فلانی و یه پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران با بیست و دو تا الله و اکبر و یه الله گنده وسطش که هزاران جوون و پیر برای احتزازش خون دادن، چاپ میکنه و میندازه زیر دست و پای مردم سر به هوای امروزی که نمیدونن پا رو چی میذارن. مردمی که پا رو حقوق شهروندان و پا رو دل و چشم و زبان و خواسته های دیگران و حتی خودشون میذارن و هیچی درک نمیکنن ، یعنی نازکی یه کاغذ رو زیر رد گل آلود آج های کفش هاشون میتونن حس کنن؟

شاید به نظر مسئله ی زود گذر و ساده ای باشه. شاید شما هم مثل تمام آدمهایی که وقتی منو میدیدن که چطوری نام مقدس الله رو از زیر دست پای مردم میکشم بیرون و با تعجب نگاهم میکردن باشید، شاید شما از اون دست آدمهایی باشین که حاضرین خون خودتون رو برای حفظ دین محمد(ص) که برای زنده نگه داشتن نام الله برپا شد، فدا کنید. کسی چه میدونه. شاید هم از اون دست آدمهایی باشید که گردن بند صلیبی که از گردنتون آویزون شده تا سنگینی زنجیرش رو به رخ دیگران بکشید و نا  خواسته پا روی قلب همه ی مسلمین -حتی خودتون- میذارید باشید. کسی چه میدونه. واقعا کسی چه میدونه شاید روزی به طور اتفاقی و ناخواسته ، اما با اراده ی خداوند تبارک و تعالی رهبر مملکت یه دستوری بدن و این فضاحت رو جمعش کنن تا بعد از یه راهپیمایی میلیونی برای بیست و دوم بهمن، مثل گاو نو من شیر ده ، اون هم در جوامع بین المللی گند نزنینم به هرچی که رشته کرده بودیم . وای به مملکتی که پرچم کشورش  مزین شده به نام خدا و روکش صندلی بغال پیری باشه که دست بر قضا موذن مسجد محلشون هم هست. وای به روزی که همه ی ما مورد استنطاق قرار بگیریم اون هم نه در مقابل خدا که قطعا بدبختیم. در مقابل صاحبان واقعی این پرچم و نام مبارکی که روی اون حک شده. شهدا.

دیگه حرفی ندارم. چون به طرز مزخرفی شبیه شعار شد. و از من بر نمیومد. شد دیگه. همین

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۴/۱۲/۰۶
میرزا مهدی

نظرات (۶)

۰۶ اسفند ۹۴ ، ۱۴:۳۲ فروهر فرداد
حرف شما درسته ولی یبار سر یه کلاس یه استادمون تعریف میکرد
که اون قدیما حضرت علی گفته بوده قران برای عمل کردنه اگ قرار ب حرف خدا به مفهومش پی نبریم و راه اشتباه بریم چی فایده داره و حضرت علی گفته بوده این قران و بزن سر نیزه...یه هچین حرفی معذرت میخوام از همه اگر اشتباه گفتم ولی معنی حرفش این بوده که چیزی که بهش عمل نکنی بنداز دور...
حالا من برام سواله اینایی که قران رو تو سایز نوک سوزن تا کره زمین درست میکنن ولی عمل نمیکنن بهش چ فایده داره؟
خداوند هم خودش حافظ اسم و همه چیز هست...دنبال عمل باید بود بقیه ش رو خدا میبخشه..خودش میدونه نیت کی چیه
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۱۹:۳۵ گمـــــــشده :)
حدودا یه ساعت بعد از انتشار این پست من خوندمش. ازون موقع هی دارم روی زمین رو نگاه می کنم که اگه کسی همچین کاری کرده بود اصلا بهش رای ندم. ولی موردی ندیدم. با خودم گفتم میرزا هم بیکاره ها..خخخخ. به چه چیزایی توجه می کنه. البته مهمه ها. ولی تو این همه بدبختی شمام حال داریا.خخخخخ...
جالبه از یه مساله ی خیلی خیلی ساده و به قول خودتون فراموش شده همچییییییین متن شعاری ساختین.
باحال بود. ممنون.ولی خیلی هم شعاری نبود ها..
۰۷ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۰۹ یه آشنای همیشگی
یعنی باید مشکلات فاضلاب شهری و مسائل مربوط به زمین خواری و حقوق بشر و پایمال شدنش و موش و توالت و اون پرچم بقال پیر و صلیب و به قول شخص شخیص میرزا: کوفت و درد و زهر مار رو به هم ربط میدادی تا یکی مث فروهر بترکوندت و یکی مثل یسرا تمجیدت کنه? بیکاریا. میگم زیادی سر به زیریا. یه کم سرتو بگیری بالا چیزای قشنگتری هم میبینی. مثلا منو کنار خودت. نه?
سلام میرزا
خوبید؟
کند شدن دست چیزی نداره که
ماشالا شما دستتون زود گرم میشه
۱۷ فروردين ۹۵ ، ۱۷:۳۵ امیرحسین احمدی‌نیا
استاد این از فرهنگ غنی مردم ماست که نام 《الله》زیر دست و پا میمونه، اگر کاندید تو برگه ی تبلیغاتیش میزنه خیلی کمتر میشه ازش خرده گرفت تا مردمی که نه فرهنگ تمیز نگه داشتن شهر رو دارن نه فرهنگ حفظ احترام مقدسات. گفتا زچه نالیم که از ماست که برماست!
سلام
به مردم کاری ندارم و برام مهم نیستن که چه فکری میکنن راجع به رفتارم تو خیابون
مادرم چادری هستن، برام قابل احترامن اما به شدت اون روزایی که تو تبلیغات انتخابات با هم بیرون میرفتیم و من از رو زمین تبلیغاتی که نام الله داشت رو جمع میکردم مسخره ام میکردن
دیگه دارم کم کم عادت میکنم فکر آدمای نزدیکم هم برام مهم نباشه
غریبه ها پیش کش

+ این ایام التماس دعا میرزا
به فاطمه خانم هم بگین برا ما دعا کنن

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی