"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

هارمونی

پنجشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۲، ۰۶:۵۷ ب.ظ

بعدا نوشت: ممنونم از نظراتتون. و پوزش به خاطر اینکه بی جواب میذارمشون

با یه مثال و سوال شروع میکنم: 

یه بنّا ، یه گچ کار، یه نقاش، و یه ....عالمه عوامل دیگه دست به دست هم میدن تا یه اتاقی ساخته بشه.

به قول قدیمی ها که میگن: خِشت اول چون نهد معمار کج، تا ثُریا میرود دیوار کج. خوب این دیوار هم کج رفته بالا. ولی یه چیزی که نمیدونم چیه باعث میشه که این کجی دیوار به چشم نیاد. (شاید همه ی ما یه همچین کجی ای رو تو یکی از کُنج های یکی از اتاق های خونمون دیده باشیم و یا اگه کمی دقت کنیم، ببینیم.

حالا فرض کنیم یه آهنگر یا یه نجار قراره برای ما یه چهار چوب درب یا کمد دیواری بسازه. یه آهنگر یا یه نجارِ خوب قبل از ساختن چهار چوب، تمام ابزار های لازم رو آماده میکنه که یکی از مهمترین هاش گونیاست. خوب فرض کنیم شما جای این نجار یا آهنگر. اگر با دیوار و اتاقی که دیوار هاش گونیا و تراز نباشن مواجه بشین چه میکنین؟ و چطور چهار چوبی میسازین؟ و چرا؟

یه سوال دیگه:

فرض کنیم تو یه گروه فیلمسازی، یکی از عوامل کار آمد و مهم پروژه هستید. نویسنده، کارگردان و همه ی عوامل رو اگر از یک تا ده، درجه بندی کنیم، همه بین سطح سه تا پنج قرار میگیرن. و فیلمی که ساخته میشه به طبع در همین رِنج قرار میگیره. ولی یه چیزی که نمیدونم چیه باعث میشه که این سطح پایین بودن فیلم به چشم نیاد . حالا شمایی که تصویر بردار یا فیلمبردار گروه هستی در سطح هشت تا ده قرار داری. موقع قاب بستن و فیلمبرداری، آیا توجهی به سطح درجه ی عوامل دیگه میکنید؟ آِیا تاثیری در نوع قاب بندی ها و ترکیب بندی ها و نوع فیلمبرداریتون میذاره؟ و چرا؟

سومی:

در روابط زناشویی، رعایت کردن یا نکردن این دو مسئله، (ذکر شده در بالا) چه تاثیر مثبت و یا  منفی ای میتونه در روند زندگی در طولانی مدت داشته باشه؟


دوست دارم جوابتونو بدونم. مثل همیشه لطف کنید و بی جوابم نذارید. مهمه.




  • مَـهدی (میرزای قدیم)

نظرات  (۱۴)

میرزا من هنگ کردم.
ببخشید.
فقط تونستم با صداقت تمام همینو بگم.
امیدوارم فاطی درکت کنه.همین.

یاد یه دیالوگی افتادم فکر کنم از زبون مظفرالدین شاه بود توی یه فیلمی که می گفت: همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید!
  • من یه کرگدنم!
  •  85 درصد طلاق ها به خاطر س ک س ه!فقط همینو میدونم

    1- دوتا کار میتونم بکنم: اون کجیها و قناصیها رو با همون کمدی که قراره بسازم، می پوشونم یا به عبارتی با هنر خودم محوش می کنم...ویا اینکه دکور، کمد، قاب یا پنجره رو هم به شکل غیر گونیا در میارم و اون فضای غیر گونیا رو صاحب سبک می کنم، جوری که انگار غیر قائم بودن جزو ذات و طرح اولیه فضاست.

    2- من اگر فیلمبردار توی اون گروه بودم، با توجه به اینکه میدونم عوامل فیلم جداگانه مورد بررسی قرار می گیرند، برای اثبات خودم همه تلاشمو می کردم.

    اون عادته که باعث میشه کجیها و کاستیها به چشم نیاد...و پذیرفتن شرایط به همون صورتی که هست...اولین بار مطمئنا" به چشم اومده ولی بعدها عادت میشه...

     

    و اما زندگی زناشویی، مقولش با اون دوتا بالایی متفاوته فکر می کنم. اون چیزی که دوام و بقای زندگی زناشویی رو تضمین میکنه، احساس مسئولیت، عشق و تعهد به راهیه که باهم شروع شده.. 

     

    زندگی زناشویی ام لوازمو مصالح خودشو لازم داره که عشق وفاداری تعهد......... جزء مصالحشه و جیزیش کم باشه نکه نشه زندگی کرد میشه اما مثه دیوار کجه
    این بحثا کارشناسیه میرزا ماها که کلاسای جور واجور نرفتیم واسه خانه داری یجورایی از پدرومادر یاد گرفتیم یه خورده ام غریزی عمل کردیم

    شاید یه مدت نتونم بیام جون عزیزت نگی تا نیای نمیام بیا سر بزن
    عجب!
    در مورد سوال اول: من اگه باشم با توجه به "تیتر" ی که عنوان کردی، مثل (کامنت آقای یکی) سعس میکردم هماهنگ با کل پروژه چهار چوبو بسازم. ببین من درست برداشت کردم؟
    شما قصد دارید بگید که یک مجموعه باید همسطح هم باشند(نه ...نه.....) هم سطح هم عمل کنند. چون ممکنه هم سطح نباشند در بطن قضیه. اینکه یک چهار چوب ساز بخواد کار خودش رو به نحو احسن انجام بده ، به جز لو دادن گاف دیگران کار دیگه ای نکرده.
    و یا یک فیلمبردار اگر بخواد خیلی فنی در یک فیلم سطح پایین فیلمبرداری کنه، قبل از اینکه تم و داستان و محتوای فیلم به چشم بیاد ، همه میگن به به چه کادر بندی هایی.
    و اما در زندگی زناشویی: با توجه به برداشتم نسبت به دو سوال شما به ایننتیجه میرسم که میخواهید بگویید: زن و شوهر همیشه یا در شرایط خاص باید باری پوشاندن عیب همدیگه در ملع عام از خود گذشتگی کرده و خودشون رو با دیگری هماهنگ کنند تا خطا یا گاف دیگری نمود پیدا نکنه.
    من بهش میگم هارمونی . درسته؟ 

    سلام مهتی چطوری؟ تو کجا؟ اینجا کجا؟ یالقوز پس اون وبلاگت کو؟ خاطرات ازدواجتو ترکوندی؟ داستانای بابات کوشن؟ چرا دیگه تو گالریت عکس نمیذاری؟ خودتی؟ الو. 
    مهتی خودتی؟ هوی!! 
    منو شناختی؟ یاشاسین!!!
    جدی بشم. اوهوم اوهوم.. ببین خیلی با کامنت اون کرگدنه حال کردم. شاس میزنه. چه ربطی داشت به س ک س این قضیه. بعد یه چیز دیگه. این بابا حیدر رو خواستم برو تو وبلاگش آدرس نذاشته. آهان یه چیز دیگه. چقدر باحاله اینجا میشه حروف رو کُلُفت کرد. منحرف نباش ها :)))
    عه میشه از این خط ها

    هم گذاشت. دفتر مشقه اینجا؟ :))))) مهتی..اوه ببخشید آمیرزا. کلا هماهنگی خوبه. با بابا حیدر موافقم. همه چیزو خوب گفت. دوستش دارم. بهش بگو با من دوست میشه؟ مهتی خودتی؟ 
  • نویسنده ی بی مخاطب
  • گاهی وقتی یه چیزی سطح یک باشه، می تونه سطح ده بودن چیزای دیگه رو پنهون کنه. مثلا،
    1- دیزاین خوب خونه،باعث میشه کسی متوجه نشه دیوار کجه! یا قفسه کمه.
    2- گاهی داستان و فیلم برداری و همه چیز ضعیفه و مردم به خاطر چهره ی بازیگرا به تماشا می نشینند!
    3-گاهی یه زن با شوهر معتادش طوری می سازه که مردم نمی فهمن که تو خونه ی اونا اصلا چه خبره.

    در کل! فرقی نداره بقیه چی کار می کنن.اگه هر کس نهایت تلاش خودشو بکنه حتما یه جهش بزرگ توی نتیجه ی کلی دیده میشه.
    در کل نمی دونم سوالت همین بود؟و جوابای من مرتبط بود یا نه!!!

    سلام.

    در مورد موضوع اول و دوم کاملا با بانو "یکی" موافقم و جوابی به غیر از حرفهای ایشون نمی تونستم داشته باشم.

    و اما در مورد موضوع سوم  فکر میکنم البته اگر اشتباه  برداشت نکرده باشم منظورتون اینه که اگر در زندگی زناشویی ناراستی ها و کجی هایی وجود داشته باشه و یه جاهایی از کار بلنگه، ما چیکار میکنیم؟ اینکه آیا ممکنه اون کجی ها به چشممون نیان و فکر کنیم همه چیز اوکی هستش و به راه خودمون ادامه بدیم و به اشتباه فکر کنیم که مثلا به به عجب زندگی گل و بلبلی.  و یا اینکه اون کجی ها به چشممون اومده باشن اما خودمونو به ندیدن بزنیم و خودمونو طبق همونا وفق بدیم؟ منظورتون رو درست متوجه شدم؟؟

    حالا من مبنا رو بر این میذارم که اگه منظور شما همین باشه،  خب من سعی میکنم اون کجی ها رو درست کنم. نمی تونم خودمو به ندیدن بزنم و همه چیز خوب به نظر بیاد.  واقعا نمیدونم منظور شما اصلا همین بوده یا نه ...  اگه بدونم قطعا بهتر می تونم جواب شما رو بدونم

    انصافا به خوب موضوعی اشاره کردید ... دستتون درد نکنه ...

    دو روزه دارم زور میزنم یه کامنتی واسه این پست بزارم....هی میام کامنت بقیه رو میخونم و میرم!!!! ولی...ولی...اصن خوشم نمیاد هیچی بگم ، پس سکوت میکنم‌:|
    حالا درسته که آدم باید هر کاری رو در حد کمال خودش انجام بده و بهترین نحوه, اصلآ هم کاری به دیوار کج و سطح 3 ی عوامل نداشته باشه...این در حد تئوری قابل قبول...ولی در عمل و سوال آخر...من تجربه ندارم و نمیدونم :|
    چرا من اینو نفهمیدم عایا؟!
    ینی فمیدما ولی بیخی
    نظر ندم بهتره!
    وقتی یه ستون خونه تراز نباشه، واسه خونه ویلایی شاید مشکل ایجاد نکنه، ولی هرچی طبقه ها بیشتر بشن، هرقدر بره بالاتر، لنگر بیشتری میده و آخرش وقتی داری به هوای خودت برج میسازی،یا خراب میشه، شهرداری میاد و تخریبش میکنه! ترجیح میدم اگه دیوارم کجه، خونه رو همون یکی دو طبقه نگه دارم و دیواراشو بالا نبرم! 
    اگه چارچوبم تراز نباشه، در جا نمیره، باید باهاش ور رفت، کوچیک و بزرگش کرد، باید نجار ماهری باشی تا بتونی بپوشی نقصشو، یا باید بگی مدلشه! من ترجیح میدم بگم مدلشه،از یه طرف راحت طلبیه! از یه طرفم دوس ندارم عیب تراز نبودن دیوار و کجی ها رو من ماس مالی کنم! از یه طرفم دوس دارم چارچوبو دری از کار در بیارم که بگن عجب نجاری، نمیدونم، واقن نمیدونم کدومو ترجیح میدم! ولی میدونم درست ترینش بالا بردن مهارت و وقت و انرژی خرج کردن واسه بهتر دراوردنه! کرمدار ترینشم اینه که یه جوری چارچوبو بسازی که اون کجی در و دیوار که به نظر نمیاد، همچی فرو بره تو چشم همه!

    اگه فیلم بردار باشم، خب احتمالن سرگرم کار خودم میشم! احساس میکنم یه وظیفه ی دیکته شده است، منم که کارم در هر سطحی هست دارم انجامش میدم، حتی شاید سطح کار گروهو هم ببرم بالا ولی زیاد فرقی ندارم،بازم کارمو میکنم! انگار کارگردان دیکته میکنه، منم هم انجام میدم! ولی در بهترین حالتی که ممکنه!

    توی روابط زناشویی، در و تخته اگر با هم جور در نیان، یا باز و بسته نمیشن درست، یا صدا میدن، یا لنگ میزنن، تهشم در طولانی مدت، یا در ساییده میشه، یا تخته، یا هردوشون! 

    اینا چیزی بود که به عقل من میرسید!
    من که نمی تونم نظری داته باشم..:))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی