زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

لاس به گاس

جمعه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۰۶ ب.ظ
یه جایی بود به اسم لاس وگاس. بچه که بودم و میشنیدم، همه رقمه گوشم چیزای بدتر میشنید و فکرم بدترش رو تجسم میکرد. حالا اون لاس بود و وگاس. این روزا که میرم دادگاه فکرم بدتر از اونو مجسم میکنه. دادگاههای امروز دیگه دادگاه نیستن ، دادگان. داد، گا. لااقل داد منو که بگا دادن. بقیه رو نمیدونم. دادگاهی که به اندازه ی آدما کار داره، نه موضوع پرونده، همون داد بگاست. باورکنین دادبگاست.
موافقین ۲ مخالفین ۱ ۹۳/۱۲/۱۵
میرزا .....

نظرات  (۴)

۱۵ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۳۵ گمـــــــشده :)
ازون متنایی بود که باید چندین بار خواندش....
:))
وقتی ادم ساعت 2بعد از نصفه شب سخنای میرزا رو میخونه بایدم هنگ کنه والا
ولی همینه داد بگاست کلا هممون بگ...... داغیم الا حالیمون نیست
۱۶ اسفند ۹۳ ، ۱۵:۱۰ فروهر وَ فرداد
اوه میرزا عصبانی
این پستت لایک داره میرزا 
چون یکی ازین داد گا ها رو باچشم خودم دیدم  
شلام میرزا خوبی؟ 
بدونی چند تا وب رو زیر رچ کردم تا پیدات کردم 
ادرست فراموشم شده بود نیشخند