"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"


yellow_Kidd@
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

فرشته

دوشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۳، ۰۸:۴۳ ق.ظ

یه نونوایی داریم تو محلمون که مسئول دخل اونجا یه خانمه.

هر بار که نون میخرم میپرسه: فرشته خانم خوبن؟ سلام برسونید.

منم با خودم میگم حتما از دوستان مامانه و در جوابش میگم : به مرحمت شما و بزرگی میرسونم و از این جور تعارفات رد و بدل میشه.

هیچوقت هم یادم نموند که از مامان بپرسم اون نونوائه کیه که تو فلان محله ی جدید ما مشغوله و تو رو میشناسه.

یه بار که به اتفاقِ فاطمه بانو گذرمون به نانوایی خورد، سلام علیک گرمی با بانوی ما کردند و فرشته خطاب نمودند و بقیه ی تعارفات و نان خریدیم و درحال برگشت به منزل بودیم که گفتم: این به تو میگه فرشته؟

-آره . نمیدونم چرا! همیشه میگه فرشته جون خوبی؟ آقات خوبه؟ یا مثلا میگه آقات نون خریده نمیخواد صف بایستی و ....

پیش خودم گفتن نکنه اشتباه گرفته با کَس دیگه. بعد گفتم آخه این به من هم میگه به فرشته خانم سلام برسون و من گمان میکردم مامانو میگه.

فکرم خیلی درگیر بود که یهوئکی همینطورکی یادم افتاد که یه رو صبح زود که رفتم نونوایی و اتفاقا خیلی هم سر کیف بودم، گفتم:

سلام یه دونه نونِ برشته.

(بعد یهو نمیدونم چطور شد که یه مصرع پشتش بداهه اومد)

میخّوام ببرم برای فرشته(اینجا منظورم از بیان فرشته یک صفت بود)

خانمه هم که انگار کیفش کوک تر از من بود گفت:

فرّشته که باباش بزغاله کُشته؟

گفتم:

نه این که میگم روی اجاق حلیم گذاشته...

بعد پولو دادمو اومدم. بنده خدا از همون موقع فکر کرده اسم بانوی ما فرشته ست.

خوبه منو با مولانا اشتباه نگرفته یا مثلا برنارد شاو.....



همین(اصلا هم قصد ندارم به هیچ مسئله ی سیاسی ای ربطش بدم)

پیوست:

دیدین اونایی که میان تو کامنتدونی ها مینویسن: "اول" ؟

این ها همونهایی هستند که بی کار و علاف و بی عار نشستن پا سیستم هاشونو و یه دستشون زیر چونه و اون یکی دست روی کلید F5 نشسته و صفحه وبلاگ های بروز شده روبروشون بازه و مدام رفرش میکنن. تا ببینن کی به روز میشه. زیاد رو اون ها حساب باز نکنین. فکر نکنین یارو عاشق چشم و ابروی شماست و مدام تووبلاگتون رفرش میکنه. طرف بی کاره. مغزش آسیب دیده. سعی کنید کم محلی کنین تا به خواست خدا خوب بشن. مطمئنم خوب میشن.


موافقین ۷ مخالفین ۱ ۹۳/۰۹/۲۴
میرزا مهدی

نظرات (۲۱)

۲۴ آذر ۹۳ ، ۰۹:۰۰ خرید ملک در ترکیه

خیلی خوب و عالی بود

پاسخ:
ممنون

خوب پر بیراه هم نگفتن فاطممه بانو فرشته هستن خب

چه فرقی داره حالا سر صبحی گیر دادین >_< 

+ بیکار هم خودتونید :|

پاسخ:
خخخ
۲۴ آذر ۹۳ ، ۰۹:۳۸ بهانه گیر
سلام

حالا ربط این بارون فرشته به اون اول شدن ها چی بود؟!

+فکر کنم زیاد عمیق بود من از درکش عاجز بودم :) شایدم زیاد عرفانی بود ها؟
پاسخ:
ها؟
"اول"!
:))))))))))))))))
پاسخ:
کوفته
۲۴ آذر ۹۳ ، ۱۷:۳۶ بنای با ثوات
پیوست دقیقا خطاب به کیه الان...؟
یعنی خودتون تنها فک کردین که طرف بیکاره؟
بیکاری باعث آسیب مغزی می شه..
آسیب مغزی بیعاری هم به دنبالش میاره..
بیعاری کم کم می شه دیوونگی..
دیوانگی کم کم به جنون کشیده می شه..
بعد از جنون نمی دونم به کجا می رسه...
پله ی بعدی رو که تجربه کردم حتما خبرتون می کنم...
+تازه کجای کارین جدیدا نمی گن اول..هویجوری سکوت می کنن و به صفحه خیره می شن هویجوری....اول گفتن دیگه از مد افتاده...ما ازون مراحل رد شدیم دیگه..

+++شیوه نوشتار متن آدمو یاد آبلیمو میندازه......همون که با آبلیمو می نوشتیم رو کاغذ بعد می گرفتیم رو شمع...
پاسخ:
فکر کنم آبلیموش هم خودم باس بدم. چون خیلی ها درنیافتند
۲۴ آذر ۹۳ ، ۱۷:۴۹ خانم والیوم
بنظرم این فرشته همون ف ی چند پست پیشه.. نه؟؟؟

اگر خوب شدند آن افراد من وبلاگ نویسی را میبوسم میزارم کنار:)
پاسخ:
نوووچ. اشتب رفتی.:D
۲۴ آذر ۹۳ ، ۲۳:۳۴ ❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu
خدا شفا میده...





اما دییییییر!!!
پاسخ:
آره واقعا
اه ایکاش اول میرسیدم و میگفتم :
اول اول ^_^
پاسخ:
:))
۲۵ آذر ۹۳ ، ۱۰:۳۸ فروهرو فرداد
بابا خیلی حواس پرتیا قضیه اون کمربندرو هم الان یادم اومد که میگم حواس پرت
فرشته آش رشته   باباش بزغاله کشته
ننش قاشق تراشه باباش سرپا میشاشه

راستی این بنده خدایی که مینویسه اول رو زدی با خاک یکسان کردی که در این حد یعنی؟
پاسخ:
کلا من کارم مث این غلطکاست. با خاک  یکسان میکنم
۲۵ آذر ۹۳ ، ۱۱:۱۵ خانم والیوم
هههههههههههه..
میگم جناب میرزا!
این خاکستریارو تازه نوشتین یا از اول بوده؟؟؟؟

من اصن ندیدمشون فقط فک کردم همینجوری نوشتین فرشته 
          فرشته
                                      فرشته

نتیجه اخلاقی: آنقدر حرکات جینگولکانه دروبلاگ خود انجام ندهید که عادم اگر یک روز آمد دید پست خالی است اصلا شک نکند:/
پاسخ:
:D
۲۵ آذر ۹۳ ، ۱۵:۲۷ بامداد خمار
باید بگم وقتی نوشته هاتو میخونم انگار داری با من حرف میزنی چون دقیقا نوشته هات مدلیه که من دوس دارم باهام حرف بزنن و من بخندم....منظورم از شوخیه آخره متنه فرشته و برشته و بزغاله و.....
خلاصه نوشته هات محشرن.تبریک
پاسخ:
یا ابوالفضل :D
فرشته:))))))) 

در ضمن آخر خخخخ
پاسخ:
خخخ
۲۶ آذر ۹۳ ، ۱۲:۲۸ elahe hosseinzade
با حال بود!
پاسخ:
میدونم
۲۶ آذر ۹۳ ، ۱۲:۵۴ پابرهنه .....
طبع شعرتم مربوط به شکم میشه :))  (حلیم)
پاسخ:
بلی
۲۷ آذر ۹۳ ، ۰۹:۱۱ مهندس بهشت
مدرسه ابتدایی ما اسمش فرشته بود همیشه اینو میگفتیم فرشته آش رشته باباش بزغاله کشته و ..........یاد اون افتادم
خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ خدا مریضا رو خوب میکنه
پاسخ:
آره آه برا همین برای سلامتیت امیدوارم :))
اینا رو بیخیال آمیرزا
فرشته خانم خوبن؟ سلام برسونید
پاسخ:
توپ. بزرگی شما

چه جالب :)

 

ولی عجب عنوانی.. به به .. :)

پاسخ:
از عنوان خوشت اومد؟ میدونستم به عنوان یه تلنگر میزنی
۲۷ آذر ۹۳ ، ۲۰:۰۲ مصطفی فتاحی اردکانی
حالا اگه من این جوری شعر خوانی می کردم........ هی
پاسخ:
بمیرم الهی... هی:))
خخخخخخ اول!!!!!! :)
پاسخ:
:D
اهان ... پس بگو .. یه چیزززه که می گه ... چیز از خود درخته ....سلام به فرشته برسون ... هلیم ها رو تنهایی نخور
من از اون مشمولین پ ن ندارم :))) 
ولی خداییش عجب بداهه خوبی درآوردینا 
بنده خدا حق داشته فکر کنه اسمشونه 
فکر کن یکی بیاد نونوایی بگه نون میخوام واسه نفسم ، عزیزم ، عشقم و ... 
شما اوووق نمیزنی ؟ 
فکر نمیکرده کسی اینقد سرخوش باشه اول صبحی :)))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی