"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

هویت

چهارشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۳، ۰۶:۱۷ ب.ظ

تغییر هویت از شادترین، جادویی ترین و رهاننده ترین تجربه های زندگیست.

                                                                                           کی مخالفه؟


  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۱۷)

  • فیروزه ای
  • گاهی وقتا موافقم
    اما خب هویت ادم تغییر میکنه عایا؟
    پاسخ:
    آره مث "چی"
    به نظر من تغییر هویت فردی(اون هویتی که عادمارو از هم متمایز می کنه) شادترین، جادویی ترین و رهاننده ترین تجربه های زندگیه....

    اما تغییر هویت ملی عینِ بی فرهنگیه
    پاسخ:
    درمورد ملی ، بات موافقم تاج بی بی عزیز
  • پاک باخته
  • هوم؟؟
    الان برگشتی به آغوش زرد؟
    پاسخ:
    هوم بله
    در مورد پست بالایی
    حقش بود خودتون ترشی درست میکردین
    که دیگه کاسه کاسه نخورید زحمات فاطمه جون رو!
    والا...

    + خانم هایی مثل فاطمه بانوی شما هدیه الهی هستن.
    قدرشون رو بدونید. خدا حفظش کنه براتون.
    پاسخ:
    واقعا موافقم . بهترین هدیه الهی
    عه چی شد چطور شد ..برگشتی..من نمیدونستم فکر کردم..از بَرَم دامن کشان رفته یی ..ای مهربان

    پس اومدی؟
    پاسخ:
    دیگه دست روزگاره دیگه
  • فیروزه ای
  • خدارو شکر که گوشه ای از حقیقت ر و فهمیدید تا مثل "چی" ترشی نخورید.
    یا بدونید شت یه لبخند غیر از لبخند چه چیزایی پنهون شده
    پاسخ:
    اون "چی" رو تلافی کردیا
    سلام به میرزای خودمون خوبی آقا :)
    آقا خوش برگشتی [گل]
    این دو تا پستت حرفای زیادی داشت اما 
    میخوام که سکوت کنم و فقط بگم 
    خانه داری یکی از سخت ترین مشاغل دنیاس 
    پاسخ:
    سشلام سلام موچکرم. موافقم
    هه
    پاسخ:
    کوفت:D
  • خانم والیوم
  • آخ دقیقا..
    پاسخ:
    آخ ...؟
    همین ترشی خوردی که یه چیزی نشدی دیگه میرزا!
    پاسخ:
    دستت درد نکنه. دستت درد نکنه
  • ❀◕ ‿ ◕❀ zizigolu
  • خانه داری خیلی کمرشکنه!
    راننده ی تریلی بشی ولی خونه دار نع!
    پاسخ:
    :)) ایول
    تغییر هویت. باید جالب باشه. در حد تغییر اسم واسه وبلاگ نویسی نام مستعار انتخاب کردم اما نغییر هویت ....
    یادمه در دوران بچگی که میخواستم با بابام برم قسمت مردونه بهش میگفتم کلاه سرم میذارم ، تو هم بگو این پسرمه اسمش حسین ه :)) لابد فکر میکردم مردم محل هم باور میکنن ! یادم نیست . 

    پاسخ:
    حسین:)) بهت هم میومدا.
    چقدر خاطره اولیه برام آشنا بود، انگار فیلمش رو قبلن دیده باشم
  • خواهر مهربون
  • اه اه بدم مییاد قسمت نظرات رو میبندی..پست به این قشنگی اخه چرا باید نشه نظر گذاشت میرزاااااااااااااااااااااااااااااااااااا
    سلام میرزا ^_^
    مث ِ چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ^_^
    پاسخ:
    سلام آره
    میرزا :|
    پاسخ:
    بلی؟
    عجب (ایکون خنده فراوان)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی