زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

وقتی که چوپونم

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۲، ۱۰:۰۰ ق.ظ

خوب گوسفندان عزیز یه دقیقه توجه کنین.

هیس

اوهوی با تو هستم

تو نه..... اون یکی..... اونی که رفتی رو اون یکی... چه غلطی داری میکنی؟

یه دقیقه آروم بگیر. عهه.........مگه شبو ازت گرفتن؟...

بی شعور...

خیلی خوب... یه دقیقه همه توجه کنن. منو نیگا...





ببینید میخوام یه چی بگم خوب گوش کنید. 

امروز متوجه شدم شما گوسفندا خیلی خرین. یعنی انقدر گوسفند خر ندیده بودم.

چرا حواستون نیست؟ به کجا داریم میریم ما؟

یه کم دورو برتونو نیگا کنین؟ نه نیگا کنین. .....

..... به من نه..... به دور و برتون.....

........

ای بابا! عین بُز چرا فقط منو نیگا میکنین؟

ای خدا نمیفهمن که. عیب نداره. برم سر اصل مطلب

امروز متوجه شدم شما تو مسیر زندگی روزمره تون یه اشتباهی دارین.

امروز دیدم اولین نفرتون که وارد این مرتع شد، سرشو مث گوسفند انداخت پایین و از همونجا شروع کرد به خوردن. نفر بعدی یه قدم اومد جلو تر از اون. و همینطور نفر بعدی و باز نفر بعدی. همینطور که نگاتون میکردم دیدم نفر اولی...... کدومتون بودین....... هیچی بابا. آره دیدم نفر اولیتون تند رفت خودشو رسوند به اول صف و همینطور همه داشتین سعی میکردین نفر اول باشین. عزیزان من. ای سرمایه های من! لامصبا انقدر گوسفند نباشید. اون هم گوسفند خر که عین بُز فقط منو نیگا میکنین. چرا یه خط راست رو میگیرین میرین؟ دو ساعته اومدیم تو این مرتع نزدیک یه کیلومتر راه رفتین و فقط هر چی جلوتونه میخورین. عه..... نشد که. یه کم به دور و برتون نیگا کنین. ببینین. جان مادرتون ببینین . یه کیلومتر علف خوردین به عرض سه متر. انقدر حریص نباشین. چرا قصد دارین جلوتر از بقیه باشین.   اینطوری کنین بقیه ی این مرتع زرد میشه و دیگه قابل خوردن نیستا. از من گفتن. 

از این پی نوشتا که همه میذارن : واقعا گوسفندا این خصلت رو دارن. اگه گذرتون خورد، دقت کنین میبینین/.

از همون پی نوشتا که همه میذارن 2: فکر کنم توضیح دیگه ای لازم نداره دیگه . نه!؟!؟

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۱۳
میرزا .....

نظرات  (۱۲)

۱۳ بهمن ۹۲ ، ۱۰:۵۹ شاعرشنیدنی ست
بعضی گوسفندا سرشونو میندازن پایین عین گاو !!
باید اندر احوالات گوسفندا دقت کنم!!
پاسخ:
آره حتما دقت کن :D
بعضی گوسفندا سرشونو میندازن پایین عین گاو رد میشن!!
بعضی گوسفندا عین بز زل زل نگاه میکنن!!
بعضی گوسفندا خیلی خرن، نمی فهمن!!
.
.
.


پاسخ:
ایول دقیقا
۱۳ بهمن ۹۲ ، ۱۴:۴۷ شاعر عاشقانه ها
من اومدم فضا رو عوض کنم برم:

اونروزی تو صف عابر بانک واستاده بودیم

دختره گفت: ایششششششششش گوسفنداشونو فروختن اومدن شهر

منم نه گذاشتم نه ورداشتم گفتم:

از وقتی بابات اومد شهر گله بی چوپون موند ما هم مجبور شدیم بفروشیم جم کنیم بیایم شهر....
پاسخ:
بَــهله خوب اینم یه حرفیه :D ولی این لامصبی تا یه قـِر تو کََمَر نَجُنبه ،فضاش عوض نمیشه. 
این گوسفندها که یا خرن یا گاون یا بزند کِی وقت میکنن خودشون باشن؟ کِی وقت میکنن گوسفند باشن ها!!!؟
بعد نگفته بودی علاوه بر شغلهایِ شریفی که داری، چوپونی هم میکنی؟؟؟ هوم؟ کِی وقت میکنی؟ در ضمن چوپون باید چوپون باشه، بلد باشه چجوری با گوسفندها حرف بزنه ! بعله! دیدم که میگم! یه چوپونهایی هستن...لب تر کنن گوسفندها به صف میشن! هه هه
پاسخ:
آزی! اون چوپونا یا خیلی چوپونن یا چوپون زاده اند. یا اینکه یه مشت سگ گله دارن که خوب پاچه میگیرن. آره عزیز. اینا رو لحاظ نکردی. ما چوپونای خُرده پا در همین حد از دستمون بر میاد. افتاد؟

یه جا هم خوندم نوشته بود: در دنیایی که همه یا گوسفند هستند یا گرگ، ترجیح میدهم چوپان باشم :D
ترتیب عکس ها ایده خوبی بود :دی
اما خب اگه گوسفندها اینجورین چون بهشون اینجوری گفته شده..اوناهم مدلشون همینه :دی اما خب امان از انسانها که چه بهشون بگن چه بهشون نگن خربازی خودشون دارن :))))))))))
پاسخ:
و بُز حتی. گاو هم حتی. (بلانسبت جمع)
میرزا جان گفتی گوسفند یاد روزایی که میرفتم چوپونی افتادم، لامصبا گوسفندای ما که عین همون بز از در و دیوار بالا میرفتن و جای علف که خوراک اصلیشونه، برگ درختای باغای مردمو و زمینای زراعی رو میخوردن! خیلی خر بودن، فقط به درد قصابی میخوردن که فرستادیمشون...
پاسخ:
خوب عزیزم اول پروارش کردین بعد فرستادین قصابی دیگه. :D
در تکمیل صحبت همه دوستان
بعضیام گوساله به دنیا میان گاو از دنیا میرن  دیگه گوسفند نداشت : ))))
راستی ممنون از تعریفتواسه پستم بسی ذوق کردم
پاسخ:
خواهش. تعریفی ها رو باس تعریف کرد

گوسفندم داشت. ندیدی :))
۱۳ بهمن ۹۲ ، ۲۲:۳۱ من یه کرگدنم!
فقط کرگدنا
با واژه ی بَ بَ یی بیشتر حال میکنم.

پاسخ:
:)) رضا یه کرگردنِ نی نی است که هنوز به گوسفند میگوید. بَبَیی. 
اما رضا جان بَبَیی ها فقط گوسفند هستند. ولی گوسفند ها گاو و خر و بز هم هستند
تکلیفو مشخص کن میر  زا
گوسفندن یا بز یا خر یا گاو آخرش؟؟؟ کدوم؟!
ببین حالا که هیچی نَوَفَهمن تو هم داد بزن هی بگو گرگ آمد گرگ آمد تا بالاخره گرگه بیاد حسابشونو بذاره کف دستشون تا آدم شن!!!
پاسخ:
آدم شن؟
ببخشید
تا گوسفند شن!
پاسخ:
آها این شد :))
تنها برخوردم با این قشر این بود که دیدم از تپه که میرن بالا مسیرشونو مثل یه خط با سایه ی هم دنبال میکنن...پشت سر هم...کسی نشناستشون فکر میکنه  خیلی باهوش و رو برنامه ان...خریت ام که نمیشه دید;)
پاسخ:
ولی فکر کنم دلیلش همونیه که خودم گفتما
من دقت کردم...نحوه ی چرای گوسفندا رو...ولی بزا بهترن...اگه درخت باشه از درخت می خورن...برگاشو...گاوا بهتر از همهشونن...به اطراف هم می نگاهن..البته کمی..
معلومه یه دوره ای چوپونی کردم نه..:))))))