زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

فَ ت و ا

پنجشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۲، ۱۲:۰۴ ب.ظ


یه سری وقتها یه سری از واعضان تو محراب و منبر  یه مشت حرفایی میزنن که واقعا جای تأمل داره و بسی هم شگفت انگیزه.
 مثل این:
نمازت هم نخوندی نخون،
 فقط!!!!!!!!!سعی کن حق کسی رو نخوری.
 کار ناحق نکنی.
اشتباه و خطا نکنی
مال یتیم نخوری. 
پدر مردمو در نیاری.
بی پدر مادر بازی در نیاری.
آسایش مردم رو نگیری.
در جهت خلاف رفاه مردم کار انجام ندی.
 و غیره.
 این نصیحت یا بهتره بگم حُکمیه که صادر میشه تا یه مسلمونِ مسئول و یا مسئول مسلمونِ درست و درمون باشی.
اینا میخوان بگن: ارزش کار شایسته و احترام به حقوق دیگران و چه میدونم صالح بودن می ارزه به هزار رکعت نماز.
 اما "چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند"
 چی میگن? با خوداشون. (خدا نه ها. خود ها)
میگن نمازتو بخون.
هر غلطی کردی کردی عیب نداره.
تو فقط نمازتو بخون
 این یعنی چی? چی میشه? سوال نداره که.
 میشه اینی که میبینیم. اینی که هست. حَّیُ و حاضر.




یاد یه چی افتادم:
یارو به پسرش میگفت: هر کاری میکنی بکن. سیگار میکشی بکش. تریاک؟ بکش؟ هرویین؟ بکش. دزدی؟ بکن. زنـ ـا؟ بکن. مال مردم؟ بخور. مال حروم؟ بخور. ربا؟ بخور. کوفت؟ بخور. زهر مار؟ بخور. درد؟ بخور. مرگ؟ بخور و.... ولی                                                              خلاف نکن.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۱۰
میرزا .....

نظرات  (۱۰)

:))))
پاسخ:
:)))
خب اون پدر که یا آدم ساده ای بوده یا قضیه رو بد گرفته بوده و میخواسته به بچش حالی کنه و شایدم خودش ته خلاف بوده این بهترین نصیحتش بوده :دی
اما در کل از صحبتهای این شیخ خوبها،نه اون جنس چینیاشون،در پس حرفشون این که اگه این چیزهارو رعایت کنی خود به خود کشیده میشی سمت نماز که البته کار درستیه،چرا که بابام همیشه می گه: خدا از حق خودش می گذره ولی از حق مردم نه :)
پاسخ:
اوهوم موافقم
۱۱ بهمن ۹۲ ، ۱۳:۱۶ پاراگراف جوش شیرین خورده

وختی هر غلطی داری میکنی ببین تهِ دلت راضی هستی یا نه

یه مویرگش تهِ دلت راضی نبود باس راه رو برگردی عقب

باس جبران کنی

ببین مرد

من فکر میکنم رابطه ی ما با خدا که خالق جهانه یه رابطه ی دو طرفه است.

همونجوری که ما واسه وجودمون نیاز به خالق داشتیم، خدا هم واسه تجلی دادن به صفاتش اشتیاق داشته.

پس اگه خلقت نبود که عقیم میموند خدا

و واسه خلق کردنمون اشتیاق داشت. و واسه اشتیاقش بدون حضور و رضایت و نیاز ما، خلقمون کرد.

خو مردِ حسابی وقتی خلقمون کرد، خودش هم تکامل و تربیت و بقیه ی شرایطمون رو به عهده و گردن میگیره دیگه...

اگه یکی شره، پَ حتما تو ذات خدا شرارت هم هس

اگه یکی متکبره هم بعله

اگه یکی دلقک و عار و چاپلوسه هم بعله

حالا این وسط قانون گذاشته که اگه طبق این قوانین کار کنین عذاب در برابرتونه تو اون دنیا

تا حالا با یه مدیر مدرسه از نزدیک صحبت کردی؟

یه مدیرِ بد ذات و سخت گیر و هیولا؟ که تو دلش به شرارت بچه ها تو دور زدن قانون میخنده؟

نچ

این خدا بیشتر به ما علاقه داره.

تو کتم نمیره اینقدر ترسناک باشه

هرچند من تو زمینش بلوا کنم

اتفاقا همیشه هوام رو داشته. دروغ چرا؟

دیگه از شرارت ها و بلوا های مخفی تو دلم که خبر دارم...

:)

زیاده عرضی نیست...

راستی

سلام

از وب یکی دو تا از دوستان بهت رسیدم


پاسخ:
سلام خوش اومدی و ممنونم از حوصله ای که به خرج دادی. اگه تونستی این مطلبمو بخون"خدا خدای مستون"

به عکسی که گذاشتید خندم گرفت و اینکه آخرین توضیحی که می شد واسه این عکس به ذهن بیاد،اینا بود که نوشته بودید!

 

ولی واقعا نماز خوندن باعث دور شدن از گناه میشه. چون آدم چندبار میتونه وایسه برای نماز و از خودش و خدای خودش خجالت نکشه، وقتی گناهایی که کرده میاد جلوی چشمش؟

پاسخ:
من موافق نیستم به طور کامل. الان تو این مملکت همه و همه ی سران محترم نماز میخونن. (علی الظاهر) ولی کلا وجودشون یه گناه بزرگه. 

خودتون میگید علی الظاهر.

من با ریاکاری کاری ندارم.

پاسخ:
خوب دیگه کل مسئله همینه
هندیکمه؟!!!
پاسخ:
نه DV Came دی وی کمه :))
بخدا اصل نیته بودن انسانهایی که یک عمر عبادت کردن وبا یه کار کوچیک تمامه کاراشون خراب شده یا بلعکس.
میرزا؟ عکسات روز بروز فیلترینگش برداشته میشه
جون مادرت بذار بیایم وبت والله هرسری با ترس میام مبادا چیزی ببینم : ))))
پاسخ:
بچه ست بابا. نترس ممیزی نداره
اینا شده واقعیت همه ی ما :)
پاسخ:
وچه واقعیت تلخی!
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند، چون به خلوت میرسند آن کار دیگر میکنند.

هی با خودم میگفتم میرزا دیگه عکس نمیذاره، اصن شاید بخاطر همین آدرس عوض کرده، بعدش که امضاتو دیدم، فهمیدم افکاری بسی پوچ داشتم...
امضات جالب بود، یعنی یه حرکت نو بود، ندیده بودم... که اینجا دیدم...
پاسخ:
دقت کردی یه چوب گرفتی دستت هی داری میزنی؟

نه میرزاجان، نگو اینجور. گفتم یه چیز بگم بخندیم!!! بو خودا! ولی واقن فک میکردم کسی مزاحمت ایجاد کرده! واسه همین عکس نمیذاری، آدرس عوض کردی، کلی داستان بافته بودم برای خودم!!!! تازه اولش اینو نمیخواستم بگم، میخاستم بگم میرزای خود شیفته توی امضاتم باید خودتو نشون میدادی؟ بعد دیدم این ناجوره! نه؟
پاسخ:
یعنی از دست تو.....