زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

بیماری های یک ذهن روانی

پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۳، ۰۸:۳۷ ب.ظ
(( هرکسی توی آسمون برای خودش ستاره ای داره )).

 این عکس دزدی است


هرکسی توی آسمون برای خودش ستاره ای داره  . این جمله رو مدام زیر لب زمزمه میکردم و نگاهم رو میدوختم به آسمون . دراز می کشیدم رو تخت گوشهء باغچهء حیاط پشتی چهاردیواریم و وجب به وجب آسمون رو زیر و رو میکردم تا ستاره ای پیدا کنم که به من چشمک بزنه و نورش رو به قیمت خرده ای محبت به من بفروشه . اما ، همیشه ، ابرهای سیاه ، توی تاریکی شب ، آسمون رو میپوشوندن و من آسمون بدون ستاره رو تا صبح ، تا وقتی که دیگه ستاره ای دیده نمیشد ، تحمل میکردم . تا اینکه یه شب از جام بلند شدم و با خودم عهد بستم تا زمانیکه ستارهء خودم رو پیدا نکردم ، روی تخت گوشهء باغچهء حیاط پشتی چهار دیواریم دراز نکشم . باد بزنی بدست گرفتم و رو به آسمون ، با تمام قدرت ، پس و پیش کردم و ابرهای سیاه رو از بالای سرم فراری دادم. چندتا ستاره رو نشون کردم و با خودم گفتم : هی روانی ! یکی از اینها حتما ستارهء تو هستش . اما ستاره ها رو دیدم که چه بی دلیل رفتن و نور خودشون رو تو آسمون یه نفر دیگه خرج کردن . ستاره ای دیدم و عشقم رو به گوشهء یکی از دندونه هاش گره زدم . اما کمی که گذشت فهمیدم که ستارهء دنباله دار بود و عادت داشت به سرعت از آسمونی به آسمون دیگه بره و نور خودش رو بین چندین نفر تقسیم کنه. پرنور بود ، اما موندگار نبود . بالا رو نگاه میکردم که پام رفت تو یه چاله و پرت شدم توی جوی آب کنار جاده و به نقطه ای نامعلوم ، یه جای ناخواسته ، جایی دور از باغچهء حیاط پشتی چهار دیواریم ، رفتم . ستاره ای پیدا کردم که بهم لبخند زد و ازم خواست نردبونی رو بهش تکیه بدم و از اون بالا برم تا برسم بهش و اون رو برای همیشه پیش خودم نگه دارم . من هم بالا رفتم و رفتم و رفتم تا اینکه ستاره خودش رو کنار کشید و من و نردبون با مغز دوباره افتادیم وسط باغچهء حیاط پشتی چهار دیواریم . نشستم روی تخت و نگاهم رو از آسمون و سرم رو بین دستام گرفتم و اشکهام رو دونه دونه شمردم و سپردمشون به خاک توی باغچه . یدفعه چشمم افتاد به گلی که وسط باغچه روییده بود . رفتم به سمتش و از عطر وجودش مست شدم. دستی به سرم کشید و ساکت و آروم ، قلب پاره شدمو با نگاه شیطونش وصله زد. هر کسی توی آسمون برای خودش ستاره ای داره . اما من توی باغچهء حیاط پشتی چهار دیواریم ، تک گلی دارم که با یه آسمون ستاره هم عوضش نمیکنم . شاید این تک گل همون ستارهء گم شدهء من باشه
+
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۰
میرزا .....

نظرات  (۳۶)

:(
پاسخ:
عه وا
عه وا داره؟ با روان عادم بازی میکنید بد میگید عه واااااااااااااااا؟؟؟
:(
پاسخ:
:)) روانی خخخ
-_-
داعش بیاد منو بخوره خلاص شم!
از دست بلاگفا میشه روانی نبوووووووووووووووووود؟
پاسخ:
من نمیدونم چرا میندازی گردن بلاگـــ فـا؟
تخصیر کیه؟؟ -_-
بلاگفا چن روز داره اذیت میکنههههههههههههههههههه
-____________________-
اولن ای دزدِ عکس سلام...
ثانین چقدر من خرم می تونستم اینو من بنویسم دوسش داشتم خیلی :|
پاسخ:
اولا ای دوست صاحب عکس علیک سلام
ثانین دور از جون. خوب کاری نداره. ببین من چی کار کردم! دزدی. بسم الله. فقط زیرش این میاد. برگرفته از میرزاییسم
۱۱ مهر ۹۳ ، ۰۹:۲۱ مهندس بهشت
به نظر منم هر کس جای ستاره می تونه جایگزینی واسش داشته باشه نباید که ستاره باشه
پاسخ:
دقیقا. من الان خودم ستاره ی یکی دیگه م. :D
تشکر از اینکه دعوت منو به کافه پذیرفتید
پاسخ:
خواهش
ما نیز ستاره ای نداریم
بهش اعتقاد هم نداریم
هر کسی خودش ستاره هست.
:)
پاسخ:
بله البته درسته کاملا
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
گُلمو بُزه خورد
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
البته قصد دزدی نداشتما
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
:O گفتم که قصدم دزدی نبود
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
میام میزنم چشاتو میترکونما
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
خخخخخخخ
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
آقا یکی بیاد منو از دست این نجات بدهههههههههههههههههههه
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
:(((((((
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
:|
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
دوست داشتم
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۹ فیروزه ای
چرا عکسِ همکار منو دزیدی اولا؟
خوبه بیام گُلتو بدزدم؟ عاره خوبه؟
پاسخ:
مااااااااااااااااااامااااااااااااااان :((((((
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۲:۲۶ منه پابرهنه
من چقدر بی تربیت و .... شدم که به تو سر نمیزنم
خوبی؟
سر کیفی؟
دماغتم که چاقه :دی
پاسخ:
توپم. بی تربیت چیه؟ عه. نگوووو
یه کم سرت شلوغه گویا
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۷:۱۳ مهندس بهشت
اعتماد به سقفتون تو حلقم
پاسخ:
حلق!!! :D
۱۱ مهر ۹۳ ، ۱۷:۵۸ صدرا بیات
انصافا خیلی زیبایی کنار ما وجود داره ولی متاسفانه ما فقط دوربینیم و در دیدن نزدیکمون کور...
خوب بود آفرین
پاسخ:
اساس ما آدمها رو همین پایه بنیاد شده. دوربینی. (اسا و پایه و بنیاد رو داشتین؟) :D 
خیلی وقت بود از این چیز قشنگا نخونده بودم... مرسی میرزا :)
پاسخ:
پولشو بده
گل و ستاره نمیخوام
دل بی تپش سرد خودم رو بهم پس بدن  کافیست مرا
پاسخ:
WooooW
ببخشید من یه درخواست داشتم
لطف کنید کنار اسم وبلاگتون یک آیکون بزارید! مثل واسه خودم
یه مربع زرد مثلا، اونطوری لینک وبلاگتون توی مرورگرم جای کمتری میگیره
(دیگه لازم نیست اسم وبلاگتون رو بنویسم کنارش از رو آیکنش تشخیص میدم)
من آدم پررو و پر توقعی هستم آیا؟!

پاسخ:
مدیونی اگه فکر کنی که فهمیدم چی گفتی!
منم این بار تو بهار خواب خونه با دقت ب اسمون بالای سرم نگاه میکنم و ب دنباله ستاره ام میگردم.. ولی اگ ستاره ی من تو دید نباشه چی؟
شاید ستاره ی تو هم تو دیدت نبوده..ناراحت میشه گلی رو جایگزینش کردی!

پاسخ:
یعنی میگه داشته ناز میکرده و خودشو پنهون کرده؟
یا نه خواسته شورشو در بیاره.
طبق معمول پستت طولانی بود حال نداشتم بخونم ! D:
اومدم ببینم برگشتی یا ن
خداییش هیشکی فکرشو نمیکرد دو سه ماه دووم بیاری !
ی تغییر و تحولاتی هم کردی انگار
ما رفتیم
خدافظ
پاسخ:
ای شاعر نامعلوم به جا نیاوردمت
ستاره؟

نه آقا!
ما از اولم چشمون دنبال ستاره نبود!
اصلا ستاره قسمتون نبود! نشون به اون نشون که مبصر کلاس هم بالای اسممون ضرب در می زد جای ستاره!

ستاره کم نوره
زیاده
پیدا کردنش سخته، قاطی میشه با مال بقیه!
بی حیا هم هست! چشمک میزنه به میلیارد نفری که روی زمینن!
از همه بدتر این که راحت گم می شه! کافیه ابری چند دقیقه بیاد و بره، یا چند شب بگذره تا دیگه نتونی به این راحتیا پیداش کنی...

واس خاطر همیناس که چِشَم از اول پی ماه بود!
پشت ابرم که بره، بالاخره در میاد!
تازه مثل ستاره بی حیا هم نیست! نشون به اون نشون که هر 30 روز یه بار گوشه ی چارقدشو میگیره جلو روش از خجالت...

افسوس
افسوس که نمی دونم تو کدوم آسمون باید دنبالش بگردم...

افسوس
افسوس که هنوز پیداش نکردم! یا پشت ابره، یا پشت چارقدش قایم شده!
ولی میدونم بالاخره در میاد! پشت ابر نمیمونه!
بالاخره میشناسمش!
بالاخره پیداش می کنم!

بعد یه شب موقع جزر، میرم تو ساحل دراز می کشم لب آب و چشمامو می بندم
اون قدر اون جا میمونم، تا مد بشه و جاذبه ی ماه بلندم کنه
پرواز کنم، کشیده شم، تا خود خود ماه...

+مجرّدیم مصیبتیه!
پاسخ:
عمو حبیب کارت عالی بود. خیلی . ولی وقتتو حرو م نکن. زن نگیر. :D
:((((
باز پیدا کردین! حالا گل؛ ستاره؛ درخت؛ علف؛ هرچی...
مهم اینه اونوووو پیدا کردین! اونو که مال شماست. 
پاسخ:
:) نگران نباش پیداش میکنی
متوجه نشدین؟!!
.
خب منم حالا که میخونمش خیلی نمیفهم چی نوشتم!
شما یه کاری کن عبارت زیر زو کپی کن تو قسمت ویرایش قالب
بعد از تگ <head> 


<link href="http://bayanbox.ir/id/7532043584292744695?view" rel="shortcut icon">

من از کروم استفاده میکنم و بوک مارک های زیادی دارم با این کار به جای نام یا آدرس وبلاگ شما بالای مرور گرم، آیکن وبلاگتون میاد
یه مربع 16*16 الان اگه شما وبلاگ منو باز کنی کنار آدرس وبلاگم
یه مربع میبینی منم از شما درخواست کردم که شما هم این آیکن رو به وبلاگت اضافه کنی
قبلاً از همکاری شما متشکریم!


پاسخ:
حالا متوجه شدم. داشتم قبلا. اینو تو برام درست کردی؟ چرا زحمت کشیدی؟ :D
پولشو باس بدم؟
نقدا و فی المجلس و در قطع 50 هزار تومانی پرداخت کن!
چمدونشم از این نقره ایا باشه
.
بنری که برای وبلاگ "نویسندگان جوان" بود به رنگ وبلاگم نمیخورد
یه دونه اسپشیال ساختم
پول اونم میخوام
پاسخ:
پولو که خوابشو ببینی.
و اما بنر. خیلی به دلم نشست. زیاد. ولی بیشتر قصدم بود رنگ سبز درونش باشه که جوان بودن رو اشاره کنه. مال تو خیلی پیه. داره میمیره
الان اون کلمه  "نَشَست"  یا "نِشَست"   ؟
نگاتیو یا پوزتیو؟! ها؟  اعتراف کن!  
خو میخوای نوشته ها رو با هاله سبز بنویسم؟ 
بزار امتحان کنم اگه قشنگ شد ترتیب اثر میدم
پاسخ:
بنشست
۱۲ مهر ۹۳ ، ۱۹:۳۰ پاک باخته
ما که نمیدونیم از کی دزدیدی:)
خخخخخخخخخخخخخخ
فیروزه ای مهلبون بکشمش این دزدو؟
پاسخ:
عجبا :))
۱۲ مهر ۹۳ ، ۲۰:۱۱ فیروزه ای
وااااااااااااااااااای خفه شدم از خنده
چرا انقد نظر گذاشتم؟
پاسخ:
مغزه دیگه گاهی اوقات  مجنون میشه
نمیدونستم با نظرا و جوابای شما و فیروزه ای بخندم
یا با نظر حبیب اقا گریه کنم!! -_-
پاسخ:
اینجور مواقع من سَرَم رو میذارم میزنم به دشت و بیابون. تو رو نمیدونم. خواستی بری بگو سَرت رو کجا میذاری. این مجسمه کاکاسیای ما سرش شکسته دنبال یه جایگزینم براش. :D مدیونی اگه فکر نکنی منظورم اینه که تو سیاهی
من کجا سیاهممممممممممممممم؟
:|
پاسخ:
دقیقا اونجا.
اونور. یه کم اونور تر
آهان.... همینجا
-_-
پاسخ:
_=-0=-/|