زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

(بدون شرح) داستان کوتاه کوتاه...

جمعه, ۴ مهر ۱۳۹۳، ۱۰:۲۸ ق.ظ


در حالی که رویای تربیت فرزندی که نطفه اش در حال شکل گیری ست را در سر میپروراند، پیامکی از جانب همسرش دریافت کرد که نوشته بود: عزیزم به لیست خریدت این هم اضافه کن. نوار بهداشتی!

موافقین ۵ مخالفین ۱ ۹۳/۰۷/۰۴
میرزا .....

نظرات  (۲۲)

زندگی همینه دیگه
بالا و پایین داره خب
پاسخ:
آره .چاره چیه؟
هاا؟ ینی چی؟
نگرفتم چیشد اصن 
پاسخ:
:D

اهاااااااااااااا گرفتم گرفتم D:


پاسخ:
خخخخ

عجب تو ذوقی خوردی خخخخخخ

پاسخ:
من؟
۰۴ مهر ۹۳ ، ۱۱:۵۳ بنای با ثوات
همون که مریمی گفت...:|
پاسخ:
همون که به مریمی گفتم :|
خدا میخواد نسل تو منقرض بشه به چه زبونی باید بگه...ها؟
پاسخ:
من؟من؟مــــــــــــــــــــــن؟ من دایناسورم؟ 

سلام

قرآن میخونید میرزا؟!



+ چاره نداره

دنیا همینه

قرار نیست اینجا آرامش و آسایش داشته باشیم

هرکسی هم یه جوریه

یکی با بچه ی نداشته

یکی با بچه ی داشته

یکی با مال

یکی با جان

این وعده ی خودشه


....

پاسخ:
موافقم صد در صد

میرزا من حکمتشو نمیدونم واقعا

ولی یه وقتایی دیدم پدر و مادرایی رو که به در و دیوار زدن برا بچه و اون وقت چند سال بعد همون بچه....


ناراحتی طبیعیه

ولی راضی باشین...

:(

پاسخ:
من؟ :))
ای آقا، از دل اون نطفهه بنده خبر دارم که یه عمر شب و روز میگم کاش اونشب فقط یه کلمه میگفت امشب نه! سرم درد میکنه...
پاسخ:
آیکون تفکر
۰۵ مهر ۹۳ ، ۰۸:۳۱ مهتاب بانو
من نظری ندارم ...
میرزا چرا شما ها اینطوری هستین ..؟چرا  واقعا..؟
پاسخ:
من؟ ما ها؟ چطوری؟
۰۵ مهر ۹۳ ، ۰۸:۴۷ بهانه گیر
سلام

چقدر دادن این پیامک برا اون زن سخته!
پاسخ:
علیک سلام. آره واقعا. من که نتونستم خودمو جاش بذارم
۰۵ مهر ۹۳ ، ۱۱:۱۲ ته خطی ......
از دیروز سه بار اومدم اینجا کامنتمو بذارم بعد یادم رفته بدون کامنت گذاشتن رفتم...
به نظرت خدا شفام میده؟؟
اصن کامنت اصلیم هم یادم رفته حالا یادم اومد میام میگم...
پاسخ:
هع خسته نباشی.
خوش بحال نطفه
پاسخ:
چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر افسرده بود این کامنت
نطفه نابود شده داستان منظورم بود
پاسخ:
بله ملتفتم :D
۰۵ مهر ۹۳ ، ۱۵:۰۵ نشریه پلاک
اِ هِم!
پاسخ:
دستت درد نکنه دیگه. اشتباه اومدی . باس بری اون یکی درب
۰۵ مهر ۹۳ ، ۱۵:۲۸ صدرا بیات
چه ضد حال بدی بوده...
پاسخ:
بدجور!
بد بخت
پاسخ:
تشکر
۰۶ مهر ۹۳ ، ۲۰:۵۲ فیروزه ای
آیکون فیروزه ای که چادر سفید گلیشو بسته به کمرش و با عصبانیت اومده دست تاج بی بی رو میکشه از اینجا ببره بیرون !!!!!!!!!!!!!!!
پاسخ:
روووووووووووووح
۰۷ مهر ۹۳ ، ۰۹:۱۱ مردی بنام شقایق ...
سلام

هه!

شانس آوردن!
میاد
من مطمئنم
پاسخ:
:)
۰۹ مهر ۹۳ ، ۱۲:۴۰ جوجه اردک زشت
ازاین مسائل واسه همه پیش میاد غصه نخور میرزا
:)))
خیلی وبلاگ عالی و خوبی داری لذت بردم واقعا من هم البته یه وب دارم که متاسفانه کسی به من سر نمی زنه و تنهام دوست داری بیا نیامدی هم اشکال نداره بازم ممنون موفق باشی