زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

استعاره!!!

سه شنبه, ۸ بهمن ۱۳۹۲، ۰۴:۴۵ ب.ظ

دوستان ببخشن من همچنان اینترنت درست و درمون ندارم.
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۲/۱۱/۰۸
میرزا .....

نظرات  (۸)

مصاف دو تفکر،مصاف احساس و منطق،و فکر می کنم در این حالت دیگه اون زخم میره کنار،درد رو میشه تحمل کرد بی اعتنایی را اما نهای کاش هردوطرف احساس و منطق گرایشهایی به هم داشته باشن که او درد فراموش بشه،چه برن دکتر چه نرن دکتر

خدا کنه همیشه اینجوری نت نداشته باشی که دوشب پشت سرهم باشی :دی
چه خون و خونریزی ای راه انداخته....

والا اون موقع که نت داشتی...کم پیدا تر بودی...ها...قضیه چیه؟؟؟

بعدا میام یه بار دیگه این خزعبلاتت میخونم...باشه؟ تمرکز ندارم...باید یه بار دیگه بخونمش... پررو نشی حالا :)))))

من همیشه نوشتنتون رو دوست داشتم میرزا

همیشه به زاویه های خاصی نگاه کردین

همیشه حرف برای گفتن تو نوشتن داشتین

فکرتون بازه برای نوشتن

و جوابش هم همین قلمتونه

خودتون هم میدونید که قلمتون رو خیلی دوست دارم

هر جا هستین در پناه خدا باشین

خوش و خرم


پاسخ:
سلام بر دودی عزیز خوش اومدی
میرزا پزشک میشود: )))
خدا بخیر کنه
پاسخ:
:D

دوست داشتم این استعاره رو ....

 

پاسخ:
مرسی از درک بالاتون

چه قدر جالب توجه ...

 

راست گفتین!

پاسخ:
:)
: (
پاسخ:
نامرد
یکی حواسش نباشه و دستش بخوره به زخم، یکی بگه همینه که هست، شاید یکی هم واسه ضد عفونی کردنش نمک بپاشه روش! همش درد داره...
پاسخ:
کلا دردناکه