"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

انتظارات

چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۴۷ ب.ظ
علی کریمی رو که همه میشناسین. همون فوتبالیستی که لقب جادوگر رو بهش دادن و بسیار هم محبوب قلب هاست و اصن کَسیه برا خودش و تو رشته ی خودش صاحب سبکیه و خداست از نظر من.
چندین سال پیش ، همون روزایی که تازه از ایران رفته بود و تو آلمان بازی میکرد، یه مصاحبه ای ازش خوندم که یه جمله ش خیلی تاثیر گذار بود.
فرموده بودند: لطفا درمورد من این چیز  ها رو چاپ نکنید ( تعریف و تمجید منظورش بود) . میگفت: من همیشه که تو اوج نیستم. با این کار ها انتظارات رو نسبت به من بالا میبرید و اگر روزی نتونم جواب گو باشم، فقط شرمندگی برام میمونه و بس.....
الحق والانصاف اون علی کریمی بود. کسی که لا اقل تو یه قاره اسمش میدرخشید. فوتبالیست بود. رشته ی ورزشی ای که کمتر کسی است ازش اطلاعاتی نداشته باشه و محبوبش نباشه و خودش لا اقل یه بار هم که شده یه پایی به توپی نزده باشه. اون علی کریمی بود . جهانی شده بود. مردم میشناختنش و دوستش داشتند و در عین حال تواضع و فروتنیش هم زبانزد بود و هرگز هم خودش رو نباخت و نه شرمنده شد و همانطور هم در اوج ماند. 
من چی؟
یه میرزای درب و داغون. دوستانی که مورد لطف و کرامتشون قرار گرفتم خوب بدونن که بسیار آدم کم جنبه ای هستم و تعریف و تمجید های شما جز تخریب درونیه خودم برای خودم هیچ نخواهد داشت. میرزای شما اهل قلمه اما نه آنطور که معیار قلم زنانه. میرزای شما سبکی برای خودش داره اما نه سبکی که دارای استانداردی باشه. میرزای شما شناخته شده است اما به تعداد انگشتان دستش که شما عزیزان میباشید. میرزای شما متواضع بودن را آموخته اما نه آنقدر که با مهربانی های شما خودش را گُم نکند. میرزای شما به اندازه ی فروتنه اما نه به شکلی که انتظار شما برآورده بشه.
میرزای شما همینه که هست. یک میرزای درب و داغون. 
حیفه.
 زمان و وقتتون رو صرف تحقیق درمورد (مثلا) علی اکبر دهخدا کنید. نه؟ صرف مثلا همون آقای کریمی کنید. بازم نه؟ صرف دوستانی کنید که ارزشش را داشته باشند. دوستانی که همینجا مینویسند و معرفی کردن آنها برای دیگران همچون رسالت باشد. اسم نمیبرم . ولی هستند دوستان معاصر و آپ آنلاینی که خودم به شخصه مریدشون هستم. 
واقعا حیفه کرامت و رحمت و الطافتون رو صرف این میرزای درب و داغون کنید. انتظار ها را از من بالا نبرید که مرا میترساند. 
به خودم میبالم وقتی میبینم مطالبتون رو صرف من کردید ولی در عین حال میترسم. انقدر منو نترسونید. میزنم لهتون میکنما. سوسک میشینا. ملخ حتی. گفته باشم. 
و من الله التوفیق

  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۸)

ای میرزای درب و داغون فروتن همانند درخت بید :)) 

خب جدی جدی قوی هستین تا حــــــــدی قوی هستین و قویی مینویسین که بعضی از پست هاتون رو نمیفهمم :)) 
تازه واردم شاید با سبکتون اشنا نیستم D:



اصن علی کریمی گلـــــــــه گل  
آمیرزا واسه ما که درب و داغون نیستی بسیار هم دوست عزیز و با ارزشی هستی.....

میرزا جوجو یا پیشی هم بلدید بزنید عایا [نیشخند][شیطونک]

شما همیشه میرزای عزیز هستید [قلب]

  • شاعر شنیدنی ست
  • علی کریمی رو بیشتر از اینکه به خاطر فوتبالش دوست داشته باشم به خاطر روحیه جوانمردیش دوست دارم هر چند وقت یه بار یه اخباری از کارای خیرش میرسه
    میرزا رو به خاطر این طنز ظریفی که تو نوشته هاشه دوست دارم تا میای تحت تاثیر قرار بگیری می خندوندت و در مورد این پست می تونم بگم که: نمی خوام! می خونم ! اصن دوست دارم!!
    نزنیمون حالا
  • چیک اینجینیر ^_^
  • "به خودم میبالم وقتی میبینم مطالبتون رو صرف من کردید ولی در عین حال میترسم. انقدر منو نترسونید. میزنم لهتون میکنما. "

    به هیشکی ربطی نداره حتی شما دوست عزیز
    با تچکر


  • مهندس بهشت
  • تهدیدت منو کشته ......اصلا تواضعت منو کشته
    چه جالب من اصلا علی کریمی رو نمی شناسم تنها کسی رو که از فوتبال می شناسم دایی و مسی و رونالدو می باشد
    چه حرف خوبی زدن ایشون

    سلام داستان نوشتم میشه نظرتو برام بنویسی
  • پیمان/پیمانه!
  • تعریف و تمجیدها که زیاد میشه توقع ها هم از پست های وب آدم بالاتر می ره و اینجوری نویسنده وب دیگه نوشتنش نمیاد.. یه جور سکوت پیش میاد تو وجود شخصی که می نویسه.. سکوتی که شاید سال ها ادامه پیدا کنه.. 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">