"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

آب را چیز نکنید. در فرو دست شاید ....

شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۰۶ ب.ظ

دقیق یادم نیست. فکر کنم یازده یا دوازده سالم بود اولین باری که پدر تصمیم گرفتن لذت ماهیگیری رو بچشند و من هم بی نصیب نموندم و سوار ترک دوچرخه ش شدم و د برو که رفتیم. 

اونقدر ذوق داشتم که وصف ناشدنیه. یه قلاب ماهیگیری برام خرید و یه کرم خاکی هم چسبوند بهشو برام انداخت تو آب و گفت همینجا بشین تا ماهی بگیری. 

صخره های خیلی خیلی بزرگی درست در محل اتصال رودخانه و دریا ریخته بودند که وقتی روی آنها میایستادی و از بغل نگاه میکردی ، بالای دویست چوب ماهیگیری میدیدی که بالا پایین میرن و گاها خالی و گاهی هم یه ماهی کوچولو بهشون چسبیده و بود و منظره ی جالبی ایجاد کرده بودند.

دقیق یادم نیست ده یا  پونزده دقیقه اونجا نشستم که حوصلم سر رفت و چوب ماهیگیری رو همونجا رها کردم و یه تکه سنگ هم روش گذاشتم که داخل آب نیفته. بعد رفتم پایین سنگ ها و با ماسه ها برای خودم ساختمون میساختم و حالشو میبردم. 

بازم یادم نیست یک ساعت یا بیشتر شد که از اون بازی هم حوصلم سر رفت و تصمیم گرفتم کمی کنار قلاب ماهیگیریم بشینم. وقتی که رسیدم پدر گفتند بکشش بالا تا یه کرم دیگه برات بذارم. چون معتقد بود تا الان یا خوردنش یا انقدر به صخره ها خورده که کنده شده . قلاب رو که برداشتم دیدم گیر کرده. اولش یه پس گردنی خوردم و بعد به حال خود رها شدم تا جایی که میتونم از مهلکه نجات بدم قلاب گیر کرده رو. انقدر کشیدنم بی نتیجه موند که عصبی شدم و با خودم گفتم نهایتا نخش پاره میشه دیگه. بعد تو دلم یه یک دو سه شمردم و تا جایی که توان داشتم به بالا کشیدمش که فکر کنم اگه اون زور رو به یه فیل میاوردم، حتما میانداختمش. کشیدن همانا و بالا اومدن قلاب با یه ماهی خیلی خیلی خیلی بزرگ همانا که با شتاب کشش من به پشت سرم پرتاب شد. همه ی ماهیگیرایی که نزدیک من بودن و شاهد ماجرا بودن دهانشون باز مونده بود و پدر بدتر از بقیه از بهت و شوک دیدن اون ماهی خشکش زده بود و من مدام جیغ میکشیدم که بـــــــــــــــــــابــــــــــــــــــــا ماهی گرفتم.  یه آقایی زود پرید اونور و ماهی رو از قلاب جدا کرد و مچ دستش و تو آّب شش ماهی کرد و به بابام گفت: اندازه ی امروز همه ی ما ماهی گرفته گل پسرت. انقدر ذوق زده بودیم که بند و بساطمونو جمع کردیم و رفتیم  خونه و جای همه خالی با نصفش یه شام اساسی به سبک مازندرانی ها خوردیم و نصفش هم نفهمیدم کی خورده شد.

دیروز برای دومین بار تو ی عمرم رفتم ماهیگیری. نتیجش شرم آوره. اولین بار که قلابمو کشیدم بالا یه ماهی کوچولوی ...نه ... خیلی خیلی کوچولوی کپور که به زور اندازه انگشت کوچکه من میشد، نصیبم شد. دومین بار یه جوراب پاریزین که توش پر از لجن بود. سومین بار هم که کشیدم بالا یه شورت زنونه که دور کمرش تور توری بود و باعث شد ده دقیقه تو دستم بچلونمش تا قلاب رو از لای تور هاش آزاد کنم. چهارمین بار که کشیدم بالا باز یه شورت زنونه ی دیگه که ......... خیلی بد بود این یکی.

راستش ترسیدم ادامه بدم آبروی رودخونه  و بالا دستی هاش بره.

این شد که قلاب رو جمع کردم و تصمیم گرفتیم با همسری یه جور دیگه حالشو  ببریم.

 منظور با چای خوردن و میوه خوردن و استاده ی بصری از طبیعته. نه چیز دیگه


+نتیجه اخلاقی هم داشت.

+ اینجا هم به روزه



  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۲۰)

نتیجه ی اخلاقیش خیلی باحال بود....شرت مردونه پیدا نمی شد اونجا....ای بابا...
:)))))))))))))))))))
پاسخ:
:D اگه شورت مردونه بود که غیرتی میشدیم بسی. :))
استغفرالله...
پاسخ:
صلوات
اوووووه  خب شد شورت مردونه نبوده اونجا..........حالا  چرا انثد شورت زنونه بوده تعجب داره.................
پاسخ:
ای کاش مردونه بود. این که چرا فقط از اون جنس بوده جای سوال داره بخدا. و اینکه اون بالا دست رودخونه چه خبر بوده هم مسئله ایست بس شگفت انگیز:D
یه کم دیگه ادامه میدادی گشت ارشاد سر میرسید
والا...
پاسخ:
همسر جان ما خودش به تنهایی یک کنترل نامحسوسیه که بیا و ببین. :D هاوالابلا. گشتارشاد لازم ندارم که :D
ادامه مطلبو نخوندم چون...... خودت میدونی
پاسخ:
خودم نمیدونم :D بگو
  • میشه گفت یه انسان
  • اونجا رودخونه بوده یا شوی لباس زیر :)))))

    به نظر ماهی گیری جذابه ولی تا حالا تجربه ش نکردم. البته با دست و کیسه فریزر ماهی گرفتم. اونم اندازه انگشت :دی
    پاسخ:
    ماهی قرمز منظورته؟
    آره به گمونم همون شوی لباس بوده
    ای بابا اونجا تو آب چه غلطی می کردن مگه:D
    ماهی هم ماهیا قدیم...
    نکته اخلاقیت هم باحال بود...
    پاسخ:
    نکته اخلاقی رو خوب اومدم نه؟
    به نظرم کار خوبی کرده زود بیخیال شدی معلوم نبود بعدش چه چیزای دیگه پیدا میشد

    پاسخ:
    به عقلم رجوع کردم :))))
    بالادستی ها سنگ تموم گذاشتن :))))
    یه چک میکردی آیا سرویس بهداشتی دارن؟ یا واسه قضای حاجت میان لب رودخونه لباسشونو آب میبره :))))))
    پاسخ:
    به قول یه دوستی که میگفت: به گمونم پری دریایی داره اون بالا دست ها
    وای خدا بگم چه کارتون کنه...!!!
    آخه چرا میگین، خب آدم یه طوری میشه...
    پاسخ:
    دقیقا چطوری میشه؟ 
    با مطلب اکران فیلمی به نام سقف به روزم
    منتظرتونم
    یا علی
    پاسخ:
    علی یارت چشم

    اولا سلام بر میرزای عزیز[گل]

    دوما من نظری ندارم درباره این پست [نیشخند]

    سوما درباره پست بعدی 

    عاغا من یکی تسلیم و فقط میگم

    ممنون که بهم سر میزنی و میخونیم [گل][قلب]

    سلامت و موفق باشی میرزا


    پاسخ:
    سلام خواهش :)
    سمینتصتئ ننمتسا یعهاششهتهتهتسیطنشس
    پاسخ:
    ها؟
    سمینتصتئ ننمتسا یعهاششهتهتهتسیطنشس
    پاسخ:
    آهان

    ای واااااااااااااااااااااای ببخش میرزا فک کردم که 

    کامنت باز هستش و نظرم به ثبت نرسیده [نیشخند]

    لطفا اون کامنت دومی رو تایید نکن [خجالت]

    پاسخ:
    :))
    ماهی هم ماهیای قدیم
    پاسخ:
    آره والله

    ای واااااااااااااااای میرزا گفتم تایید نکن که [خجالت]

    داشتم دکمه های کیبورد رو امتحان میکردم به همون دلیل که گفتم [خنده][شیطونک]

    پاسخ:
    عب نداره . اینطوری شیرین تره :D
    نکته اخلاقیت عالی بود...
    پاسخ:
    میدونم :ِِD
  • چیک اینجینیر ^_^
  • اگه ادامه می دادین منو به یکی از فانتزیام که فیلتر شدنتونه می رسوندید 
    پاسخ:
    :))) گیر دادی میخوای فیلترم کی؟ :D
    دیگه گذشت اون زمان که از رودخونه ماهی میگرفتی
    پاسخ:
    آره والله

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">