"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

یه جریانی (دو)

جمعه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۰۴ ب.ظ

یه جریانی (یک)

آورده اند در نمیدونم چند صد سال قبل از یه روز، زنی از زن های اشرافیه زعفرانیه ، که اتفاقا به شغل طبابت هم مشغول و حکیمی در خور و شایسته بود ، عاشق مردی به نام "چلنوحه" میشود از تبار نیل نشینان که دست بر قضا به پیشه ی طبابت مشغول بود.

روزی از روز ها که "چلنوحه" در سایت خود روش درمان مغز "آخی خاتون" رو نوشته بود، این زن اشرافیه مقیم در زغفرانیه که  اتفاقا به شغل طبابت هم مشغول و حکیمی در خور و شایسته بود ، آن مطلب را خوانده و نمیدانم به چه دلیلی حس حسادت زنانه اش شکوفا گردیده و پیغامی خصوصی برای "چلنوحه " میگذارد و او را  به گپ و گفتگویی در خور و شایسته ی  زن اشرافیه مقیم در زغفرانیه که  اتفاقا به شغل طبابت هم مشغول و حکیم ، و  "چلنوحه" از تبار نیل نشینان که دست بر قضا به پیشه ی طبابت مشغول بود، دعوت میکند. 

در آن عهد به سبب اینکه تعداد کاربران شبکه کم بود، سرعت و همچنین پهنای باند بکر و دست نخورده فراوون بود که(واجآوایی) از این سر دنیاشکلک های یاهو تا اون سر دنیاشکلک های یاهو با چشم بر هم زدنی در پس گوش "چلنوحه" ding صدا کرد و هوش از سرش بپراند که ای جان جانان بالاخره یکی به تورمان خورد.

حال اینکه از کجا دانست شخص آن طرفی زن است، خدا میداند و من، که نویسنده ی آنم. بُگذریم.

القصه! آقا این زنه گردن افتاد . جونم براتون بگه. هی چلنوحه میگفت بابا بیخیال من عسل خوردم. اصن گه خوردم. آقا تو گوش این زن اشرافیه زعفرانیه که اتفاقــــ..... اَه. 

نرفت که نرفت.

و میگفت تو چرا با فلانی تو چتی ؟ با فلانی راحت حرف میزنی و چرا با فلانی میخندی و با فلانی رمانتیکی؟ 

منم میخوام.

آقــــــــــــــــــــــــــــــــا ! همین مانده بود که چلنوحه جمله ی منم میخواهم را به چشمانش بر صفحه ی LCD تبلتش ببیند و گل از گلش شکفته شود. و با زبان ریزی های آنچنانی که فقط مرد ها در آن متبحرند (ارواح عمه ) بگوید: تو هم میخوای؟ ای جوووووونم. چی میخوای  عزیزکم؟

و درجوابش از آن زن  مقیم زعفرانیه که درست بر قضا پزشکی کار بلد بود، شنید که: به وقتش بت میگم عزیزززززززززم. باس ببینم چی چی ها داری/.

خلاصه.

روز ها در پی هم میگذشت و آن زن زعفرانیه نشین و آن مرد نیل نشین با هم به گپ و گفتگو میپرداختند و روز به روز وابسته تر میگشتند. و *** دل میدادند و قلوه میستاندند و کار را در گپ و گفتگو های نوشتاری به جاهای باریک کشیدند و ****** رسید به جایی که از رنگ لباس زیر و عکس روی ************** تا اینکه.............

***حذف شد***

شکلک های یاهو               شکلک های یاهو

بقیه شو بعدا میگم


پاورقی: *** یعنی اوهوی. که به میزان تعداد ستاره ها ، شدت اوهوی هم تغییر میکند.







  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۱۳)

خب؟
:))))))))))))))))
بمیری که تو مخت پر خزعبلاتِ چیز شعره...

خوب خوب بود بالاخره یه چیزی ازت در اومد بعد از مدتی...اون خاله خانم باجی ام خوب بود...خوب بود این روزها ترشی کمتر بخور..
:))
رویمان به دیفال
  • نویسنده ی جوان
  • اجازه؟
    به ما رمز نمی دین؟ 
    پاسخ:
    :)
    سلام
    عجباااااااااااااااااااااا :))
    همون شکلکای خنده که گذاشتین..:))))
    خداحافظی تو اوج همینه ها.
    پاسخ:
    تو فکرش هستم. منتظرم اوجی باشه تا توش خدافظی کنم. کو اوج؟ من از لحظه ی به دنیا اومدنم تو فرودم. سقوط حتی
  • چیک اینجینیر ^_^
  • بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

    ************** **** *** ***
    *** ******* *****
    ************** **** *** ***
    *** ******* *****
    ************** **** *** ***
    *** ******* *****
    یعنی آخرش میخواستم سرمو بکووووووووووووووووبم به دیوار

    پاسخ:
    چرااااااا؟
  • چیک اینجینیر ^_^
  • عه وا آمیرزا یه توضیحی حرفی انتقادی پیشنهادی یعنی چی این کارت برادر من

    +این کامنت من نگاه انتقادی بود به پست شما منظورم از این کامنت این بود که پست های اخیری که از مغزتان تراوش نموده یه طورین که فقط میشه کامنت سانسوری در وکرد بعد ما هم یک عده کودک چشم و گوش بسته مگه بلتیم کامنتهای همچووونی برا همین با زبان ستاره ای انتقاد کردیم به پستتان بعععله
    ++دوستان دوچار سوء تفاهم نشوند که افکار جوجه ای خبیث داشتم من کامنت مئرد دار گذاشتم ^_^
    پاسخ:
    الان یعنی خجالت کشیدی? ‎8-)‎
    خسته نباشی کلا تایید نمیکردی خو همشو حذف کردی که :|
    پاسخ:
    بابا این جوجه فیلمشه. گولشو نخورین. کامنت اونو میگی?
    اتفاقا دیروز تو فکر بقیه اون ماجرا بودم{یه جریانی 1} امروز ادامشو دیدم خو الا این به قبلی چه ربطی داشت؟؟
    حالا نگفتی سمیرا بود یا ساناز؟؟؟؟:D
    میرزا منم رمز موخام....

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">