"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

Yellow Kid

"بچه زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************

در درون من

سه شنبه, ۱ بهمن ۱۳۹۲، ۰۹:۵۷ ب.ظ



در درون من چیزی شبیه مردی خسته است. بی هیچ رویایی به خواب می رود بی هیچ آرزویی بیدار می شود .

در درون من زنی همیشه می گرید ، گاه به گاهی عریان می شود و خودش را به حراج می گذارد.

 در درون من کودکی خجالتی به بازی هم سالانش خیره می شود و پسری نابالغ هم خوابه زنی سی و هفت ساله می شود و هر روز حسرت عطرِ عشقِ گل سرخ را می خورد.

در درون من رودی همیشه می خروشد پرنده ای همیشه اوج می گیرد ، جاده ای هیچوقت تمام نمیشود و صدای دلهره آور چیزی کسی همیشه از آنطرف ترها مرا صدا می زند …

 در درون من صفحات ورق نخورده کتابی ست و مردی که همیشه می ترسد ، می ترسد از خواندن آن همه صفحات سفیدِ بی معنی .

در درون من حرفهای نگفته همچون تاری به دورم تنیده می شود و مرا به خواب 100 سالگی تاریکی می برد. 

در درون من کودکی راه خانه اش را گم کرده . و مردی که همیشه می ترسد


ادامه توسط یکی


در درون تو مردی باشد امیدوار و پر توان، که درخت آرزوهایش به ثمر نشسته، رویاهایش رنگین است و آینده اش رنگین تر...

در درون تو زنی باشد عاشق که عریانی روح و تنش را تنها تو شاهد باشی و عشق ، رویاها و فرداهایش فقط در تو خلاصه شود و جز تو تیازش نباشد...

در درون تو مردی باشد بالغ که هر زن سی و هفت ساله ای حسرت عطر عشق و ذهن تو را داشته باشد...

در درون تو رودی باشد همیشه خروشان، عقابی باشد تیز چشم و تیز پرواز، جاده ای باشد به سوی مقصدی روشن و دست یافتنی و طنین صدای مغرور و گرمت که میگویی توانستم، رسیدم...

در درون تو کتابی باشد که سطر سطرش را با کوهی از تجربه نگاشته باشی و نهراسی هیچگاه از صفحات پیش رو در آنجا که خود می دانی تو قویترین نگارنده سطور زندگی هستی...

در درون تو هیچ نقطه تاریک و ابهامی نباشد و هیچ حرف ناگفته ای و هیچ بغض فرو خورده ای نماند که تو مرد تقابل با ناملایماتی...

در درون تو مردی باشد مقتدر که دست کودکان گم کرده راه را بگیرد و پایان هراس آنها باشد...که تو خود مرد راهی... 

  • میرزا ژوزف پولیتـزِر

نظرات  (۱۵)

سلام دوست بزرگوار،متنی زیباواستثنایی،شرح درون با جملاتی پرمعنا،موفق باشید.سپاس از حضورگرمتون
پاسخ:
سلام مچکرم
درون من خسته است اما امید دارد...خیلی قشنگ بود عزیزم...جگر ادم صیقل می یاد :دی
پاسخ:
جیگرتو خام خام
خیلی خوب بود...این خیلی خوب بود...سه بار خوندمش! یه حس خوبی داشت...خوب بود مرسی!
پاسخ:
سه بار واقعا؟ بیکاریا

قلمتون مانا ...

احسنت !

البته امیدوارم که صرفا یک متن ادبی بوده باشه ...

پاسخ:
مچکرم. یعنی چی که صرفا متن ادبی باشه؟

برایت آرزو دارم:


در درون تو مردی باشد امیدوار و پر توان، که درخت آرزوهایش به ثمر نشسته، رویاهایش رنگین است و آینده اش رنگین تر...

در درون تو زنی باشد عاشق که عریانی روح و تنش را تنها تو شاهد باشی و عشق ، رویاها و فرداهایش فقط در تو خلاصه شود و جز تو تیازش نباشد...

در درون تو مردی باشد بالغ که هر زن سی و هفت ساله ای حسرت عطر عشق و ذهن تو را داشته باشد...

در درون تو رودی باشد همیشه خروشان، عقابی باشد تیز چشم و تیز پرواز، جاده ای باشد به سوی مقصدی روشن و دست یافتنی و طنین صدای مغرور و گرمت که میگویی توانستم، رسیدم...

در درون تو کتابی باشد که سطر سطرش را با کوهی از تجربه نگاشته باشی و نهراسی هیچگاه از صفحات پیش رو در آنجا که خود می دانی تو قویترین نگارنده سطور زندگی هستی...

در درون تو هیچ نقطه تاریک و ابهامی نباشد و هیچ حرف ناگفته ای و هیچ بغض فرو خورده ای نماند که تو مرد تقابل با ناملایماتی...

در درون تو مردی باشد مقتدر که دست کودکان گم کرده راه را بگیرد و پایان هراس آنها باشد...که تو خود مرد راهی... 

پاسخ:
شگفتـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــزده شدم بسی مچکرم عالی بود
  • شاعرشنیدنی ست
  • درونت نشان از رنج دارد/ درد دارد غصه دارد اما هیچ نقطه تاریک ندارد و این یعنی آدمیت در درونت جاری ست

    پاسخ:
    ممنون از اظهار نظرت. مچکرم. عالی
    بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ لایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک به کامنت یکی :)
    پاسخ:
    منم منم. لایک به ایشون

    بسیار عالی دست به قلم برده بودید

    زیبا بود نوشتتون

    پاسخ:
    سپاس
  • نویسنده ی بی مخاطب
  • من الان خیلی خوشحالم که با کامپیوتر اومدم و می تونم نظر بدم!
    اما هیچی به نظرم نمی رسه!
    امیدوارم درونت رو به راه باشه.
    پاسخ:
    منم خوشحالم که از خاموشیت بیرون اومدید دکتر!
    درون من مسافری خسته است که به لقمه نانی و جای خوابی کفایت کرده و هربار که دلش بشکند با چند قطره اشک رفع دلتنگی میکند وقتی بمیرد غریبانه دفنش میکنند و فراموش میشود از یادها.

    پاسخ:
    ممنون از دوستانی که اینطور کامنت گذاشتن :)
    آخی. اینو قبلنا هم دوس داشتم ... 

    ها یه سوال. چرا "در درون" قرمزه ولی "من" نیست؟
    پاسخ:
    آخه من سیاهه
    چه خبره در درون شما :) خیلی خیلی قشنگ بود
    پاسخ:
    خبری نیست بابا :D سوسک داغ میکنن
    درونت چقد شولوغه !
    یاد یه کارتنی افتادم بچه بودیم می داد . اسمش این بود: درون و برون من!
    پاسخ:
    هوم یادمه. خیلی هم شلوغ نیست. تو شلوغش کردی :D
  • جوجه اردک زشت
  • در درون من هم نویسنده ای خسته که حال قلم برداشتنو نوشتن ندارد فقط گاهی حرف هایش را عربده میزند شاید دیده شود ولی بازهم کسی اعتنایش نمیکند و ...

    :))
    بله
    پاسخ:
    خوب بود هنا. آفرین. در درون تو نویسنده ایست که نمینویسد از بس خسیس است
  • منه پابرهنه
  • چرا نمیتونی دانلودش کنی؟

    درونت خیلی خوبه ها!


    پاسخ:
    سرعت اینترنتم مجال نمیده. درونمو دوست دارم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">