"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

"زرد"

ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم/// جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم (حافظا...)

مینویسم، چون هستم

دوشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۲، ۱۲:۲۴ ق.ظ
پیرامون عکس العمل  دوست وبلاگیَم. که بسیار اهل ذوق و بسیار با هوش و با ذکاوته ، آمده ام که بگویم هستم ، چون مینویسم.
گاهی نوشته های ما در دفتر های چهل برگ و صد برگ و گاها" دویست برگ، به سرانجام نمیرسند و گاهی هم دفاتر ذکر شده قبل از به اتمام رسیدن صفحات سفیدشان ، به گوشه ای دنج آماده میشوند تا غبار سالیان سال بر رخسارشان نقش بربندد و آرام آرام به فراموشی سپرده شوند.
گاهی حسرت میخورم برای دستخط هایی که در جعبه ی موزی که به (قیمت گزافی بیش از ارزش دفاتری که درونشان تلمبار شده اند؛ و از میوه فروش پیر و فرتوتی    که فرق میان دلار و یورو رو بیش از ریال و تومان میشناسد،خریداری کرده ام) ، تلمبار و در اتاق زیر شیروانی جا داده ام تا رفته رفته بر اثر رطوبت ، برگ برگشان که هیچ رنگ جوهر خودکار هایی که بر صفحه شان نقش بسته اند، رو به زوال بروند تا هیچ احدی  طعم خواندنشان را "چه تلخ،چه شیرین و چه بی مزه" نچشیده باشد و من نیز آهسته آهسته حضورشان را از یاد ببرم.
گاهی حسرت میخورم برای وقت هایی که صرف نوشتن باید و نباید هایی کرده ام  که بایدشان به نبایدشان و نبایدشان به بایدشان ارجحیت داشت.
گاهی  (فقط گاهی)به هزلیات و هجویات و بهتره بگویم چرندیاتی که صرفا برای درکنار شما بودن،  از میان ذهن و تشویشات درونیش که نه؛ بَل از میان (فقط) تاباندن و رقصاندن انگشتانم بر صفحه ی کلید رایانه ی امانی محل کارم، که روزی یک الی دو ساعت در خدمتم هست و انرژی میسوزاند، حک میشوند، و چشمان جستجو گر و کنجکاو شما دوستان و یارانم که وقت صرف میکنند و بی برداشت حتی کوچکترین نکته ی در خور و شایسته ی وقت عزیزی که بیهوده در صفحه زرد من به بطالت گذشت، میاندیشم.
میاندیشم که چگونه دِینَم را ادا کنم؟
خانه تکانی که نه. بیشتر به کوچ میماند حضورم در این صفحه ی زرد. کوچی بی بدیل با دلیلِ ِ ارضای نفس و رفع عطش خانه ی نو.
میزبانی مرا پذیرا باشید و خود را نیز میزبان بدانید و همچنان تنهایم مگذارید و حضورتان را با واژه واژه ی کلام شیوایتان مزین نمایید .
انشالله که همه ی شما دوستان و یارانی که با پُست آخر وبلاگ پیشینم هیچ حسی در شما ایجاد نشد، صبح بعدی که از خواب بر میخیزد، ملخ شده باشید. آمین/.
  • مَـهدی (میرزای قدیم)

نظرات  (۱۳)

خوشحالم که هستید و دوباره می نویسید...اول صبحی شاد شدم بسیار...
پاسخ:
:)
  • "یک من دیگر"
  • ای خدا بگم چیکارت نکنه میرزا... ملخ بشیم چی چی به تو می رسه آخه؟ شکر ایزد که بازگشت پیروزمندانه داشتی:) در کل خیلی خوشحالمون کردی برادر...
    پاسخ:
    نرفته بودم که
  • "یک من دیگر"
  • زود بیا پاسخگو باش!
    پاسخ:
    گو شدم دیگه
    از آمدن تو خوشحال باشم یا از پُکیدنِ خودم......میرزا بیا ببین آزی از دست رفت در آستانۀ تولدِ پنج سالگیش! :(

    در ضمن ما از رفتن شما بسیور ناراحت گشتیم و شما هم پاسخ مارا ندادندی....پس ما ملخ نمیشوندی اما بندهامروز یک جوجه سوکسِ افسرده بودندی.....

    مرگ بر حسودان و تنگ نظران.....
    پاسخ:
    متاثر شدم. واقعا میگم. راستش وب نداشتم که جوابتو بدم.
    اولا که خداروشکر که خیلی زیاد فیلم هندی نشد و مث یک بچه خوب با تغییر فضا و احتمالا گفتار به نوشتن ادامه میدی و مارا بس پرفیض میکنی :*
    کلا میخواستی بگی نوشتن خوبه :دی
    ولی خب واقعا حق با تو...این باید نبایدها هست..ولی امان از این روح که اگر بدون نوشتن بماند سریع ارور می دهد و داغون می شویم..پس نویشود بدون نوشتن ماند...حتی اگر گره از کاری باز نکند :)
    اما خیلی خوب شروعش کردی وبت...طبق معمول لایک :دی
    در ضمن همچنان چاوکریم :*
    پاسخ:
    ببین پیمان. یه دونه ای. اینو از صمیم قلبم میگم
  • جوجه اردک زشت
  • سلااااااام منم اومدم که  با تک تک واژه هام اینجارو مزین کنم :دی

    پاسخ:
    مچکرم خوش اومدی
    من هیچی نگم بهتره !!
    پاسخ:
    منم هیچی نمیگم 
    به قول دوستان امروزی..فدا مدا :دی
    پاسخ:
    از اونا :D
    وب جدید مبآرک میرزآ .. 
    به علت در بستر مریضی بودن, چند روز مرخصی اومدم بگیرم بعد خدمت شمآ و نوشته هآ میرسم .



    و من الله توفیق ُ اینا ;دی ..
    پاسخ:
    سلام بلا بدور منتظریم
    میرزاجان سر جات بند نمیشیا!
    یه سوال داشتم میرزا...
    چرا انقده جا به جا میشی؟
    راستی خونه ی نو مبارک :)
    پاسخ:
    والله خودمم نمیدونم. منتظرم یکی  بفهمه بهم بگه
    میگما؟!
    رفته بودی؟!
    پاسخ:
    کجا؟
    تو افق :|
    پاسخ:
    اوهوم
    میرزا ینی شما جدی هم بنویسی باید منو بکشی از خنده...با این جمله آخرت...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی