"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"

!یک مُشت حرفهای خُب که چی گونه ی آپاندیسی که دلش میخواست بترکد

"بچه زرد"
instagram: studio.rokhshid
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق ِ خود اَرزَق نکنیم
*******************************
باور بفرمایید اگ میگویم از گوشه ی بینی ـه شما قطره ای سبز رنگ در حال چکیدن است،
فقط و فقط و فقط به این خاطر است که
آن را رفع و رجوع کنید. نه اینکه دلخور شوید.
ادبیات من هم اینگونه است. به آرامی بدون اینکه کسی بداند که با تو سخن میگویم، گوشه چشمی نشانت میدهم و میگویم:
دماغتو بگیر تا حال همه رو به هم نزدی.
******************************
حضرت تولستوی میگه: باید از گفتنی هایی گفت که احتمالا بسیاری آن را میدانند ولی جرأت ابراز آن را حتی برای خودشان هم ندارند
*****************************
آینه گر نقش تو بنمود راست
خود شکن، آیینه شکستن خطاست
*****************************
آخرین نظرات

۵۰ مطلب با موضوع «شِبه شُبَهاتَ اَشبَهَهُ الجَزایِر :: شبه سیاسی» ثبت شده است

دوشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۳۴ ق.ظ

""بدون شرح""



یار دوازدهم. 

شخصا وقتی عدد دوازده و مخصوصا یار دوازده یا همون یار دوازدهم به گوشم میخوره،  ذهنم مستقیم و بی درنگ میره سمت آقا امام زمان {عج}.

امیدوارم منظور ایشون از یار دوازدهم ، چیزی شبیه هدایتگر و هادی و منجی نباشه؛

امیدوارم البته.

۱۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۰:۳۴
میرزا مهدی
چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۴ ق.ظ

کچبی دید عقابی خودسر

مثلا در یک مکان عمومی مثل اتوبوس نشستید و در حال بازی با گوشیه موبایل خود هستید که یک چیزی مثلا جا سوییچیه بدون کلیدی که لای انگشتانتان بوده، میافتد روی زمین... یه نیم نگاهی به آن میاندازید و به گوشیه موبایلتان سرگرم میشوید. هر از گاهی یک نیم نگاهی به آن میاندازید که در کش و قوس و خم و پیچ و کم و زیاد شدن سرعت اتوبوس، از مقابل دیدگانتان محو نشود. تا اینکه کلا دیگر نگاهی به آن نمیاندازید. چون دغذغه ی شما و گوشی و نفر آن طرفی و چت و فلان و فلان شما آنقدر رونق گرفته و به اوج رسیده که جا سوییچیه بدون کلیدتان، سیخی چند؟

خطابم اول به خودم و بعد به مسئولان مربوطه و نا 

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۲۴
میرزا مهدی
شنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۵۷ ق.ظ

ما گُنجِشکَکان....

حیاط خونه ی ما دومتر عرض داره در هشت متر طول. بعد دور تا دور این حیاط ساختمونها قد کشیدن تا ارتفاع سه الی چهار طبقه ی آپارتمانی. یعنی چیزی حدودده پونزده متر.

۲۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۵۷
میرزا مهدی
سه شنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۰۴ ب.ظ

لُقمه از کجا آید؟

دوستم میگه رفتم شیراز چند سال درس خوندم تخصص گرفتم بعد از شش سال شدم دامپزشک. تو همون دانشگاه با یه خانمی آشنا شدم که هم رشته هم نبودیم، مُخمو زده (اون زده؟؟؟؟) دو سال نامزد بودیم چند روز قبل از عروسی نامزدم میگه شغلتو عوض کن. میگم خوب من دامپزشکم. کارم هم دوست دارم. دوستم میگه نامزدم عصبانی شده میگه دوست ندارم شوهرم هر روز دستشو تا آرنج  بکنه تو "اون" گاو ، لُقمه بذاره سر سفره م. دوستم میگه بهش گفتم  : چی کار کنم؟نامزدش گفته : چه میدونم برو دندون پزشک بشو.


***

فکر کنم : منظورش این بوده به جای اینکه لُقمه از "اونِ" گاو در بیارم دلش میخواد دستمو بکنم تو دهن خلایق و لُقمه از دهن اونا بکشم بیرون...

بعد دوستم به من میگه چی کار کنم؟ نامزدیمو به هم بزنم؟ 

منم بهش گفتم: نه خر شدی مگه؟ راه نون دراوردنو زنت بهتر از خودت بلده. اول دهن مردمو سرویس میکنی بعد لقمه از دهنشون میکشی بیرون. به پای هم پیر شین.

بعدش کلی هم به مسخره بودن خودمون خندیدیم و تو افق محو شدیم.


۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ بهمن ۹۶ ، ۱۷:۰۴
میرزا مهدی
دوشنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۶، ۱۲:۰۲ ب.ظ

آیا میدانستید؟


آیا میدانید شخصی که در مشهد به عنوان دزد گوسفند ، دستش را قطع کرده‌اند تا پیش از این اتفاق حتی یک سابقه کیفری نداشته است !!

از دیروز رسانه‌های اسراییل و آمریکا گزارش‌های مفصلی از ماجرای قطع دست دزد با مشهد را با جزییات منتشر کرده‌اند تا با به لجن کشیدن چهرۀ ایران در محافل جهانی دور جدیدی از تحریم‌ها را به بهانۀ نقض حقوق بشر و برنامۀ موشکی ایران شروع کنند ... اما سوال اصلی اینجاست اگر قرار است مجازات در سنتی‌ترین شکل خود اجرا کنید و مصلحت سیاسی مردم ایران هم در نظر نگیرید پس چرا دست آن آقازاده‌هایی که میلیاردها تومان فرار مالیاتی کرده‌اند را قطع نمی‌کنید ؟ پس چرا دست آنهایی که با قاچاق اقتصاد ایران را نابود کرده‌اند قطع نمی‌کنید ؟ پس چرا دست حیواناتی که که صدها میلیارد وام بانکی را پس نمی‌دهند قطع نمی‌کنید ؟ چرا دست رانت‌خواران ، دکل دزدان و اختلاسگران را قطع نمی‌کنید ؟ پس چرا دست دزدهایی که در برج‌هایشان در امنیت به سر میبرند و با به رخ کشیدن پول‌‌های بادآورده در دل این جامعه نفرت میکارند قطع نمی‌کنید ؟؟



بعدا نوشت در تاریخ 16/11/96     :     لینک

۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۱۲:۰۲
میرزا مهدی
يكشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۴۴ ق.ظ

ت مثل تلـ (ـه) ؟ (ـفن) ؟ (ـگرام)؟

پیش نوشت: اگه میدونستم پست قبلیم انقدر تاثیر گذاره حتما زودتر دست به کار میشدم.



امروز نوشت:

یعنی تو هیچ  عیدی من انقدر پیام تبریک نداشتم که امروز به خاطر رفع فیلتر تلگرام داشتم. یکی ندونه فکر میکنه اون صدها هزار نفری که از کسب و کار افتاده بودن، منم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ دی ۹۶ ، ۰۹:۴۴
میرزا مهدی
شنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۶، ۰۷:۲۸ ب.ظ

عجایب خلقتی دیدم در این دشت

مسئولین عزیز، با فیلـ.ـتر شـ.ـکن، برای مردمی فیلـ.ـتر شده، و در سایتی که، خود فیلـ.ـتر کرده اند، پیام میگذارند، و مردم نیز، با نیش های تا بناگوش باز، لایک میکنند.

اصلا خر، من


پ.ن: گفتیم این وزیـ.ـر ارتـ.ـباطـ.ـات جوونه از خودمونه. یعنی هرکی ما رو خر فرض کنه این یکی دیگه نمیکنه.... نگو این کی بیشتر از همه و قبلیا ما رو خر فرض کرده.

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ دی ۹۶ ، ۱۹:۲۸
میرزا مهدی
سه شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۶، ۰۵:۰۱ ب.ظ

دیالوگ های محشر آقــ ـا زا ده و آقا جونش

سلام! همین امروز ظهر یه بابابزرگی (یکی از کله گنده های آموز و پرورش شهر ما که تقریبا معرف حضور اغلب مردم هستند) حدود شصت ساله دست نوه ش که میخورد هفت سالش باشه رو گرفته بود و سلانه سلانه میرفتن (احتمالا) به سمت خونه. منم پشت سرشون.چرا پیاده بودن و بادیگارداش همراهش نبودنو نفهمیدم)

بابابزرگ: نه آقا جان تو حواست نبوده اشتباه کردی. من که میدونم. اینطور نیست؟ (با لهجه مازندرانی بخونین. نقی تو سریال پایتختو یادتونه؟ توجه کنید به جای حرف "ر" از "لام" استفاده کنید. و دقت کردین کلمه "کمک" دوتا "ک" داره؟ اولی رو یه جور بیان میکنید و دومی رو با یه آهنگ دیگه. امتحان کنید. حالا جفت "ک" ها رو مثل اولی بگید. هرچی "ک" میخونید مثل اولی بگید. "گاف هم به همین شکل بیان کنید. مثل گاف اول کلمه ی گرگ)

بابابزرگه: نه آقا جان تو اشتباه کردی. من که میدونم اینطور  نیست؟

نوه: (خیلی با هیجان) نا بابا بزرگ! (موقع تلفظ "لام" به جای "ر" تا میتونید زبان را لوله کنید. اونقدر که داغون شید اصن)

بابازرگه: نگاه کن منو! تو چرا نمیفهمی؟ من میگم که تو حواست نبوده اشتباه کردی و اشتباهی اون پاک کنو گذاشتی جیبت.

نوه: نا بابا بزرگ.. اشتباه نکردم که... دُزدیدمش. خیلی کِیف داد.

بابا بزرگه: (یه کم به اطرافش نگاه کرد و باز به نوه نگاه کرد و گفت) : برات تُرشک نمیخرما... (لواشک منظورشه) وقتی میگم اشتباه کردی بگو چشم آقا جون. من که میدونم تو حواست نبوده و اشتباهی پاک کن دوستتو برداشتی.

نوه: (یه کم عصبی شده بود) ااااه چرا تُرشک نمیخری؟ (گریه ش گرفت) به زور میخوای من دروغ بگم مگه؟ (لهجه ی نقی تو سریال پایتخت فراموش نشه) من هی میگم دُزدیدمش تو هی میگی اشتباهی برداشتیتش؟ من اصلا اشتباه نکردم. دُزدیدمش. میفهمی؟ (کلا پسره اعتقاد نداشت که دُزدی هم یه اشتباهه) (بعد با لگد زد با پای بابابزرگه دستشو کشید و دوید و دور شد. بیچاره بابا بزرگه هم هرچند خیلی پیر نبود لا بلای جمعیت میدوید و داد میزد: ) 

بابابزرگه: باشه آقا جون هرچی تو بگی تو دزدیدیش.... اشتباه نکردی که.. دزدیدیش. بیا اصلا به خاطرش بهت جایزه بدم...(داد میزد) ابوالفضـــــــــــــــل کجه بوردی؟ (کجا رفتی؟) ناخوشی بگیری!!!!!

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ دی ۹۶ ، ۱۷:۰۱
میرزا مهدی
چهارشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۴۸ ق.ظ

دیرین دیرین

🔳⭕️سخن تهیه کننده دیرین دیرین:

⚜️ @tarfandemodiriat ™


🔹عده‌ای مدت‌ها دنبال فیلتر تلگرام بودند و بالاخره بهانه‌‌ی آن جور شد. حال بگویید از فیلتر تلگرام چه سودی عایدتان‌شد؟


🔹آن‌ کانال "اسمش را نَبر" که در کمتر از یک روز بیش از یک‌میلیون عضو واقعی دیگر گرفت!


🔹اگر دیروز روی گوشی مردم فقط یک تلگرام نصب بود، امروز به لطف شما، یک‌تلگرام و یک فیلتر شکن نصب کرده‌اند!


🔹سوگمندانه، هنوز فضای مجازی را نشناخته‌اید. در این توهم بودید که با فیلتر تلگرام، مردم فوج فوج به پیام‌رسان‌ داخلی‌ روی می آورند اما فقط چند هزار عضو بیشتر نگرفتند.


🔹شما به راحتی، هزاران کسب و کار استارتاپی کوچک که در طی این‌ چند سال هزاران شغل درست کرده بودند را، یک‌ شبه نابود کردید. درحالی‌‌که همین بیکاری، مردم معترض را به خیابان‌ها کشاند!


🔹کاش این درک را داشتید و در کنار هزینه‌های سرسام آور مراقبت و فیلترینگ، کمی هم روی آموزش "سواد رسانه‌ای" سرمایه‌گذاری می ‌کردید./



محمد ابوالحسنی


۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۸
میرزا مهدی
جمعه, ۸ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ق.ظ

دیکتاتور بزرگ

حجم: 7.95 مگابایت
توضیحات: چارلز اسپنسر چاپلین - دیکتاتور بزرگ



۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۶ ، ۱۰:۴۰
میرزا مهدی
سه شنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۰ ب.ظ

کاد الفقر ان یکون کفرا

صدایم به گوشتان میرسد؟ منم!

انسانی قابل ترحم! بله ترحم! خلق شده ایم که به ما رحم شود! باید رحم شود! مگر بی رحم، دوام میآوریم؟ 

صدایم به گوشتان میرسد؟ منم!

انسانی قابل زخم خوردن! خلق شده ایم که به ما زخم وارد شود! جراحت در خون ماست! مجروح بودن سرنوشت ماست! مگر بی جرح و زخم  به زنده بودنمان آگاهیم؟

صدایم به گوشتان میرسد؟ منم!

انسانی با قابلیتهای فراوان برای رنج کشیدن! خلق شده ایم برای رنج کشیدن! رنج مصیبتی ست که در قاموس ما ثبت شده است! رنج میزان تحمل ما از زبان خداست.

صدایم به گوشتان میرسد؟ منم!

غواصی در آب مانده بر زیر تخته سنگی، که ته مانده ی اکسیژنش را تقسیم میکند برای لحظات در پیش رو. غواصی که تا چشمش کار میکند، آب میبیند و آب میبیند و آب. 

صدایم به گوشتان میرسد؟ منم!

آقا با شما هستم!....... خانم!........ آقا!........... به من نگاه کنید!......... آقا! .........خانم!............. مرا میبینید؟............ صدایم را میشنوید؟........... صدایم به گوشتان میرسد؟..... منم!

 


۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۶ ، ۱۶:۵۰
میرزا مهدی
سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۰ ق.ظ

وضع ما

مارها قورباغه ‌ها را می خوردند و قورباغه‌ ها از این نابسامانی بسیار غمگین بودند تا اینکه قورباغه ‌ها علیه مارها به لک لک‌ ها شکایت کردند


لک لک ‌ها چندی از مارها را خوردند و بقیه را هم تار و مار کردند و قورباغه ‌ها از این حمایت شادمان شدند ...

طولی نکشید که لک لک‌ها گرسنه ماندند و شروع کردند به خوردن قورباغه ‌ها!


قورباغه‌ ها ناگهان دچار اختلاف دیدگاه شدند . عده ای از آنها با لک لک ‌ها کنار آمدند و عده‌ ای دیگر خواهان بازگشت مارها شدند . 


مارها بازگشتند ولی این بار همپای لک لک‌ ها شروع به خوردن قورباغه ‌ها کردند


حالا دیگر قورباغه‌ ها متقاعد شده ‌اند که انگار برای خورده شدن به دنیا آمده اند 

ولی تنها یک مشکل برای آنها حل نشده باقی مانده است :


اینکه نمی دانند توسط دوستانشان

خورده می شوند یا دشمنانشان!


منبع:https://t.me/naghmegi       {کلیک}

موافقین ۱۷ مخالفین ۱ ۳۱ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۰
میرزا مهدی
سه شنبه, ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۳ ب.ظ

سخنرانی امروز دکی (رمز عنوان)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۶:۱۳
سه شنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۵ ب.ظ

کی به کیه؟ دو دوتا هفت تا

یه زمانی یه جُکی بود :
به یکی میگن دو دوتا؟ 
میگه پنج تا. 
بهش میگن : ابله جان میشه چهار تا... 
بعد میگه: آهان از اون لحاظ؟
بعد ما بهش میخندیدیم. کر و کر میخندیدیما.... جُکای زمان ما از اینا بود.
 
بزرگتر که شدیم دیدیم خنده نداره...گاهی بعضیا یه {از اون لحاظ} هم میندازن تنگ نظریه هاشونو به خورد مردم میدن....
حتی اگه شده به زور... یه کم به اطرافمون نگاه کنیم میبینمشون....
گاهی هم ما مجبوریم بگیم {از اون لحاظ؟} 
میریم به یه بابایی میگیم عامو جان این ره که میروی به هیچستان است..میگه نه عزیزم به ترکستان است. هی میگی به هیچستان است و هی میگه به ترکستان است.... تو همین گیر و دار یهو میبینی یه تیغ گذاشته زیر گردنتو مجبوری الکی هم شده بگی، آهان از اون لحاظ؟ آره آره به ترکستان است. چرا زودتر نفهمیدم؟
 
 
اینو ببینید. حتما
 
 

 

 
مدت زمان: 3 دقیقه 42 ثانیه 
 
 پر بیننده ترین مطلب وبلاگم {لینک} که بیش از هزار بازدید کندده داشته. دیدنش خالی از لطف نیست
۲۵ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۷ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۲۵
میرزا مهدی
يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۳ ب.ظ

محافظه کارانانه تر لطفا

حالا این موگیرینی اومدو یه عده  ندید بدید هم یا موبالهای ساخت کشور موگیرینی افتادن به جونش برای عکس گرفتن... چرا نیمه ی خالیه لیوانو نگاه میکنید؟ ببینید!





1: قصدش فقط اینه که از مدل و فرم بینیه این خانم یه عکسی بگیره تا در راه دانش عمل های بینی و جراحی پلاستیک ، به جوانان دانش پژوه مملکت کمکی کرده باشه. خوب به هر حال این یه مدل زنده ست. یه مدل زنده ای که هر سه هزار سال یک بار وارد این مملکت میشه.

ایران تو هرچی واردات داشته باشه تو این یه مرد فلجه به مولا. و تو هرچی صادرات نداشته باشه تو همین یه مورد  پیشتازه....

2: ایشون سعی دارند از روی آیه های قرآن به صورت آنلاین احکامی که درمورد اون چندتا تار مو و زلفان پریشان این خانم بیرون اومده مواردی رو ذکر کنند که

دقت کنید 3: قصد داره با حاجی بفهمونه که احکام در حال تغییر و تحولند و تا بیشتر از این تو مملکتمون بیداد میکنه و دست از سرش بردار. فقط یه جورایی یواشکی میخواد بگه که کسی نفهمه. من فهمیدم... قیافشو نیگاه کنید . خوب تر نگاه کنید داره ریش حاجی رو میکشه که به احکام جدیدی که هم اینکه به دستش رسیده توجه کنه.

4: داره تنظیمات موبیلشو دستکاری میکنه که بعدا وقتی رفتن بیرون با نماینده های شهر های دیگه عکس سلفی بگیره. همین بخدا. این اصلا جزو اینا نیست. داشته رد میشده.

5: نمیشناسمش

6: توجه کنید به 7. دارن سلفی میگیرن.

8... نفهمیدم بین گزینه ی 8 و اون اتفاقی که در 9 داره میفته چیه ولی قطعا مربوط میشه به سازندگی و مسائل مربوط به آب رسانیه شهرهای محروم و گرمسیر.... مطمئنم...

10: حالا یکی هم خواسته این وسط یه انگولکی بکنه.... نباید بیشعوریشو گردن بقیه انداخت که.

دیدین؟ خود موگیرینی هم داره با اون آقا عینکیه که پست شماره 8 واساده حرف میزنه میگه برو کنار ببینم اون پشت سریت محمد جواد ظریفه؟  اون عینکیه هم با انگشتش یه علامتی میده که شبیه شماره ی اتاق هتله. هفت. نمیدونم به چه کاری میاد. والله


دیدین؟ این همه دادار دودور راه انداختین تو وبلاگاتون و تو سایتهای خبری که چی؟ نماینده های مجلس ما منتخب مردم ایران هستن. اینطور که شما ها دارین میگین نماینده ها خدایی نکرده هیز هستند، یعنی یه مشت هیز به نمایندگیه هیزهای ملت رفتن قانونگذاری میکنن؟ نه بابا. قباحت داره. 

خیلی دوست داشتم یه عکس هم از نماینده های خانم در مجلس نشر میشد ببینیم اونها دارن کدوم وزیر کدوم کشور را ارشاد میکنن.

چه میدونم والله به ما چه...


تاکید نوشت: شماره ده شماره ده

۲۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۱۲:۳۳
میرزا مهدی
شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۰۳ ب.ظ

ت ح ل ی ف

متن قابل رویت است اگر بخواهید...

بسم الله الرحمن الرحیم من  در پیشگاه قرآن کریم و در مقابل ملت ایران به خداوند قادر متعال سوگند یاد می‌کنم که کاری به کار مذهب رسمی و نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی کشور نداشته باشم و همهٔ استعدادها و صلاحیت خویش را در راه نابودیه مسئولیت‌هایی که برعهده گرفته‌ام به کار گیرم و خود را والیه خدمتگذاران  مردم و فساد  کشور، فنا دادن دین و اخلاق، پیشتیبانی از دروغ و سرمایه داری و محو عدالت سازم و  هرگونه خودکامگی را پیشه سازم و با آزادی و حرمت اشخاص و حقوقی که قانون اساسی برای ملت شناخته است، مقابله کنم. در حراست از مرزها و استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور از هیچ گفتگو و خفتی دریغ نورزم و با سو ءاستفاده از نام  خداوند و   پیامبر اسلام و ائمه اطهار علیهم السّلام، قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به من سپرده است، همچون امینی پارسا و فداکار نگاهدار باشم و آن را به منتخب ملت پس از فنا دادنش ، بسپارم. پس دیدار ما انتخابات دور سیزدهم. رای شما: (من)



بعدا نوشت: اصلا قصد ارسال این مطلبو نداشتم. فقط ذخیره ش کردم. .... نمیدونم.... درست لحظه ی ذخیره کردن مودمم در یک عملیات نمیدونم چی چی افتاد همه چی قطع شد. غلط نکنم زیر سر آمریکاست. چون من اصلا ارسال این مطلبو نزده بودم. به جان خانجونم..... پس به احترام دوستانی که تشریف آوردند و دیدگاهشونو گفتن میذارم بمونه. اوین میبینمتون

۲۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۰۳
میرزا مهدی
يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۵۵ ب.ظ

کباب ترکی (در رابطه با ژن خوب)

بدبختی عین ژن می‌مونه

با این فرق که حتماً‌ به صورت فعال و جهش‌یافته به فرزند منتقل می‌شه.

اگه پدرومادری که بدبختن فکر می‌کنن می‌تونن بچه‌ی خوش‌بختی تولید کنن،

خیلی"چیز"  هم هستن علاوه بر بدبختی و خاک‌برسری و گوسالگی. .


*****

یارو یه گوساله داشت جهش ژنتیکی وارد کرد فرستادش روان‌پزشکی بخونه
 

بیست‌وسومین سمپوزیوم منطقه‌ای استانبول شرکت کرد 

                                                                                           گرفتن باهاش کباب‌ترکی درست کردن.


پینویشت1: احتمال داره این مطلبو چند جا دیگه هم خونده باشید. همینجا اعلام میکنم که کپی از وبلاگ بنده بوده و شرعا و عرفا حلالشون میکنم.

پینوشت دو: این مطلب باز  نشر است. از تاریخ 1393/8/3 همین وبلاگ

پینوشت 3: عکس از سایت خبر آنلاین به سرقت رفته است

۸ نظر موافقین ۱۳ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۵
میرزا مهدی
يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۰ ب.ظ

دالّ

شاید خالق اینقدر خسیس نباشد که میان این همه نکبت ، همین یکی دو سکانس لوکس را از زندگیمان دریغ کند!

واژه هایش هم که یا عطر بهشت دارد یا هرم جهنم!

گهگاهی صفر یا یک بودن آزارم می دهد.

برای مشاهده کلیک کنید

چه ایرادی دارد آدم پیک را بالا ببرد به سلامتی آقا امامـ....

دل درد شدم بس که افکار پر از کلیشه به خوردم دادند...

کور شدم بس که چشمانم یا به سیاهی عادت کرد یا به سفیدی!

بس که برچسب چسباندید...

ولِمان کنید دیگر....

این هم ارادت دوست عزیزم به بنده ی حقیر. کلیک کنید لطفا

۱۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۳:۰۰
میرزا مهدی
سه شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۰۱ ب.ظ

نگرانم. نگرانم. نگران.

اومدم این مطابو بنویسم و مدام دست دست میکردم که دوباره تعدادی از دوستان میان و هرچی دلشون میخواد بارم میکنن. آقا گل عزیز که دست به قلم شد، پشتم گرم شد. کی جرات داره به آقا گل بگه بالا چشمش ابروئه. 

موافقین ۷ مخالفین ۴ ۳۰ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۰۱
میرزا مهدی
پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ

یه چیزای الکی پلکی درباره بعضی از زنان

دیروز اینجا تعداد زیادی از بانوان در خیابان راهپیمایی داشتند و پلاکارد های مختلفی در دستشون بود که مضمون کلی همه ی اونها،مبارزه با بدحجابی بود و عاجزانه از مسئولین شهری خواسته بودند که کاری بکنند.

خوب البته حق هم دارن. خیلی وضعیت اینجا اسفبار شده. بیچاره خانمها هرچقدر هم تو خونه خودشونو برای همسرانشون بزک دوزک هم بکنن، آقایان نگاهشون نمیکنن، چون در خیابان نمونه ی بهتری رو از نظر گذرونده بودند. 

۱۲ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۲۵ خرداد ۹۶ ، ۱۲:۰۰
میرزا مهدی