زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

۳۰ مطلب با موضوع «شِبه شُبَهاتَ اَشبَهَهُ الجَزایِر :: شبه خبری» ثبت شده است

اوه...

نه صبر کنید، اشتباه نیومدید.

اینجا همون "زرد"ه.

بنا بر این بود که طبق عادتِ هرساله 26 دی ماه تغییر مکان بدم که با پیشنهاد دوستان موندگار شدم همین جا.

زین پس به جای واژه ی زرد این خانه را "از روی دست پدرم" می نامم. تا باشد که خدا نیز از بنده راضی گردد.

بعدا نوشت:

سلام

سپاس از دوستی که نامش را نخواهم برد و بی وقفه تمامی نظرات عزیز و گرامی شما را برای من میخواند به این دلیل که نت نداشتم.

و باز سپاس از ایشان که هر چه اصرار کردم پاسختان را بدهد نداد . چون میدانست که شما متوجه خواهید شد که من نیستم که پاسخ میدهم.

و باز سپاس بیکران از ایشان به خاطر ارسال این مطلب (قبل از بعدا نوشتش) و تغییر قالب و نام وبلاگم.

بسه دیگه پر رو میشه. :))

و سپاس فراوان از شما به خاطر نظرات عزیز و محترمتان برای مطلب پیشینم در دومین غیبت طولان یام. و پوزش به این خاطر که نمیتوانم پاسختان را بدهم. از همه ممنونم و اشک ذوقولکی در چشمان زیبای آهو گونه ام موج زد. خخخ


پدر در این وبلاگ صرفا به معنی پدر واقعی خودم نیست. پدر اینجا میتونه امام علی (ع) و یا تجربه ی دیرینه ی آدامهای دیرین هم باشه. آدمهایی که یا دیگر در میان ما نیستند و جز خاطره ای از ایشان باقی نمانده و یا هستند و در دل هایشان رازهایی نهفته است برای زندگی بهتر ما. و البته با انگولک هایی میرزایی من.

مطمئنا دیگه یک روز در میان آپ نخواهم کرد و همچون اکثریت شما بدون هیچ ریتمی (یعنی عادی) خواهم بود .:D

این را عرض کردم که بدانید.

همچنان نت در اختیار ندارم و از محل کار جدیدم که از این امکان محروم است، به بهانه های مختلف جیم خواهم شد و به شما  خواهم پیوست.

انشالله.

عزت زیاد.

۵۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ دی ۹۳ ، ۱۳:۳۲
میرزا .....

وبلاگ زرد :


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۳ ، ۱۰:۳۹
میرزا .....
موافقین ۸ مخالفین ۲ ۰۸ آبان ۹۳ ، ۱۹:۵۵
میرزا .....

چهار پنج روزه دارم با خودم کلنجار میرم که چرا جدیدا وقتی برای دوستان بلاگفایی عزیزم (خیلی خیلی عزیزم) با ندانسته های خودم نظر میذارم، دیگه نمینویسه نظر شما ثبت گردید و بعد از تایید به نمایش در خواهد آمد و جای اون مینویسه، پیام های تبلیغاتی اکیدا ممنوع و یا یه همچین جمله ای.

گفتم خوب شاید از پیش داره اخطار میده به یه سریا که تبلیغات میکنن.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۳ ، ۲۰:۱۰
میرزا .....
امروز هنوز تمام نشده عنوان برنامه ای زنده ست که از شبکه ی یک سیما ، شبکه خانواده پخش میشود.
برنامه ای که با دعوت میهمانانی اموراتش را میگذراند و بیننده های پر و پا قرصی دارد.
اما امروز باید همین روز ها تمام شود.

موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۳ ، ۱۰:۱۳
میرزا .....

اگه یه نفر رو خیلی قبول داری ، اگه خیلی باهاش حال میکنی ، اگه حرفش برات سند هست ، اگه کارش حسابی درسته ، اگه مغزش خوب کار میکنه ، اصلا به روش نیار !. نذار بفهمه که تو چی در موردش فکر میکنی ! . چون اگه بفهمه خودش رو بالاتر از اون چیزی که هست میبینه و تورو پایین تر از اون چیزی که هستی !‌. یعنی یه فاصله ی یک قدمی رو چند فرسخی فرض میکنه . بهتره که نذاری فاصلتون زیاد شه تا بتونی باز هم از وجودش استفاده کنی . نگران نباش ، اگه اون واقعا مغزش خوب کار میکنه ، خودش میفهمه که قبولش داری

موافقین ۷ مخالفین ۳ ۲۶ مهر ۹۳ ، ۲۳:۱۰
میرزا .....

سلام آقای 20:30 بنده یکی از طرفدارای پر و پا قرص برنامه ی شما هستم. اما چند ماهی است که احساس میکنم رسالت اولیه را از یاد برده اید و تقریبا به قول علما و فضلا، محافظه کار شده اید. مدام این پا و اون پا میکردم یه انگولکی بکنم عنوان شما را. اما مجال نیافتم تا دیروز که...........



۱۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۳ ، ۱۶:۴۷
میرزا .....

دوستانی که تمایل دارند در وبلاگ گروهی نویسندگان جوان فعالیت کنند برای اینکه عضو شوند باید اینجا و برای اینکه قوانین را بدانند باید اینجا را مطالعه بفرمایند.

میرزا .....

دیروز 20 شهریور، سالگرد ازدواجمون بود.
برای فیلمبرداری به یه عروسی دعوت شده بودم که خوب ، لازم به توضیح نیست که روز عروسی اون دو نفر هم 20 شهریور بود.
دو تا دیگه از دوستانم رو اونجا دیدم که یکیشون سال 89 فیلمبردار عروسیشون بودم ، درست در 20 شهریور. و دیگری سال 91 .
دیروز یه اتفاق مهم برای به کمال رسیدن زندگی دو نفره ی ما افتاد که مصادف شدن اش با این روز رو به فال نیک میگیریم.
و اینکه از صبح در گیر کار های بسیار زیادی بودم که تا شب نتونستم خدمت پدر و مادرم برسم برای تبریک چهلمین سالگرد ازدواجشون در روز 20 شهریور.

۱۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۰۸
میرزا .....

آقا از اینکه نباشید میترسیم.

الان که شکر خدا حالتون خوبه. ولی به هر حال عمر انسان روزی به پایان میرسه و درون هیچ نگاره ی تاریخی هم نامی از شما برده نشده که عمر نوح داشته باشید.

آقا شما که نباشید ایران به فنا میره. عراق به فنا میره. لبنان حتی و حتی مقاوت فلسطین. آقا شما که نباشید اسلام در خطر میفته. حالا شما هی بیایید بگویید خدا هست. و ما نیز میدانیم که هست. اما ولی خدا . دست خدا. روح خدا. آِیت خدا تا نباشد، مردم  این دوره زمونه ، خدا را هم از یاد خواهند برد.

آقا اگر نباشید خدا هم در دل مردم به فنا خواهد رفت. بمانید انشالله تا ظهور آقا امام زمان عجل الله فرجهم . این مسئولیتیست که به گردنتان است . (عذر تقصیر) اما وظیفه دارید که پایبندش باشید.

 


 

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱ ۱۹ شهریور ۹۳ ، ۲۳:۵۲
میرزا .....