زرد

راستی ﻣﻦ (م.ف) ﻫﺴﺘﻢ .
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺧﻮﺍﻥ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﻦ
ﯾﮏ ﻓﯿﻠﻢ ؟...
ﺭﺍﺳﺘﯽ ﻣﻦ ﮐﯽ ﺑﻮﺩﻡ؟؟!!
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﯽ ﺑﺎﺷﻢ؟؟!!
ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ ﺗﺎ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩﻡ ﻭ
ﭼﻲ ﻓﻜﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ
ﭼﯽ ﻣﯿﺸﻪ ...
ﺍﮔﺮﻡ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ
ﺍﻭﻧﯽ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﻫﺎﺱ ﺑﺸﻪ
ﻻ ﺍﻗﻠﺶ ﯾﻪ ﺟﻔﺘﮑﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪﻡ
ﮐﻪ ﺑﮕﻢ ﺧﯿﺮ ﺳﺮم زنده ام

پیام های کوتاه

۳۳ مطلب با موضوع «شِبه شُبَهاتَ اَشبَهَهُ الجَزایِر :: شبه حکیمانه» ثبت شده است

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻣﻌﻤﺎﯼ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ ﺟﻤﻠﻪ" ﺗﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﻧﺸﺪﯼ ﺑﻬﺘﺮﻩ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﺎ ﺗﻤﻮﻣﺶ ﮐﻨﯿﻢ"ﺭﻭ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ؟ﺍﺻﻼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﻫﻤﯿﻦ ﻧﯿﻢ ﺧﻂ ﺟﻤﻠﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎ ﺩﺍﺭﻡ.ﻣﺴﺎﻟﺘﻦ..ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﻧﮕﺮﺍﻥ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﯿﺪ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﻫﻢ ﺩﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ،ﻋﺸﻖ ﻭﺭﺯﯾﺪﻥ،ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ،ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻭ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﯿﺪ؟.ﺑﺒﯿﻨﻢ ﻣﮕﺮ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺟﺰ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﺳﺖ؟ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻭﻗﺖ ﺗﻠﻒ ﮐﺮﺩﻥ.ﯾﻌﻨﯽ ﻫﺮﺯﮔﯽ.ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻟﮑﯽ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﻦ.ﯾﻌﻨﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﺎﺯﯼ.ﻣﮕﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﮐﺴﯽ ﺻﺎﺣﺐ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺵ ﻧﺒﺎﺷﯽ؟ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟ﻣﮕﺮ ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺪﺕ ﭼﻪ ﻓﮑﺮﯼ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺟﺪﯼ ﺍﯾﯽ ﺷﮑﻞ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ؟ ﭼﺮﺍ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺟﺪﯼ ﻧﺸﺪﻩ؟ﻭ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺏ ﺗﮑﺎﻥ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ؟ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﯿﺪ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻟﻔﺎﻅ ﺳﯿﮑﻠﻮﺋﯿﺪﯼ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﺭﮎ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺘﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﻼﻥ ﺩﻟﯿﻞ ﻭ ﻓﻼﻥ ﺩﻟﯿﻞ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ،ﯾﺎ ﻧﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﻫﻢ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺭﯾﻢ ﭼﻮﻥ ﺑﺎﻭﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﺘﺎﻥ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ"ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﭼﻮﻥ ﺯﺷﺘﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮﻡ"ﺧﯿﻠﯽ ﮐﻤﺘﺮ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ "ﻣﻦ ﻟﯿﺎﻗﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭم

۱۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۵۴
میرزا .....

ﺣﺲ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺣﻠﻘﻢ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﯾﺪ...ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﻗﻞ ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ...ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻧﯿﺴﺖ!!ﺣﺴﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺑﺮ ﻫﻢ ﺯﺩﻥ ﯾﮏ ﮐﺎﻓﮥ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﺎ ﻣﻮﺯﯾﮏ ﻻﯾﺖ...ﺑﺮﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻥ ﻣﯿﺰﻫﺎ ﻭ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻟﯿﻮﺍﻧﻬﺎ...ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺁﺭﺍﻡ ﺍﺳﺖ، ﻭﻟﯽ ﺑﻮﯼ ﺧﺎﮎ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ، ﺑﻮﯼ ﻃﻮﻓﺎﻥ...ﺁﯼ ﻣﺮﺩﻡ، ﯾﮑﯽ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﻓﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺁﺭﺍﻣﺸﺶ ﭘﺮﺕ ﮐﻨﺪ ﺑﯿﺮﻭﻥ، ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺣﺪﺍﻗﻞ ﯾﮏ ﺳﯿﻠﯽ ﻣﻬﻤﺎﻧﻢ ﮐﻨﯿﺪ...،ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ ﺍﺯ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ "ﻓﻀﺎﯼ ﺧﻮﺏ"، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻮﯼ ﺩﻭﺩ ﻭ ﻟﺒﺨﻨﺪﻫﺎﯼ ﺷﯿﺮﯾﻦ اطرافیان. ((فضای کشور این روزها خیلی سیاسیت ﻓﻀﺎﯼ ﮐﺸﻮﺭ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺳﯿﺎﺳﯿﻪ . ﻟﻄﻔﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺑﺮﭼﺴﺐ ﻧﭽﺴﺒﻮﻧﯿﻦ. ﻣﻦ ﺗﻮ ﺧﻮﺩﻣﻢ ﻭ ﺩﺭ ﮔﯿﺮ ﺍﻣﻮﺭﺍﺕ ﺷﺨﺼﯿﻪ ﺧﻮﺩﻡ. ﺣﺎﻻ ﻻ ﺑﻼﺵ ﯾﻪ ﻧﻘﺒﯽ ﻫﻢ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻭ ﮔﺎﻫﻦ ﺣﻤﻮﻡ و اغلب طویله ﻭﻻ ﻏﯿﺮ

۱۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۴ ، ۰۵:۰۸
میرزا .....









مطلبی که متن داشت


موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۳ ، ۱۰:۲۷
میرزا .....
 

پیش نویس:



۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۳ آذر ۹۳ ، ۱۱:۰۱
میرزا .....

سر بسته عرض میکنم

۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۳ ، ۰۳:۰۵
میرزا .....

چهار پنج روزه دارم با خودم کلنجار میرم که چرا جدیدا وقتی برای دوستان بلاگفایی عزیزم (خیلی خیلی عزیزم) با ندانسته های خودم نظر میذارم، دیگه نمینویسه نظر شما ثبت گردید و بعد از تایید به نمایش در خواهد آمد و جای اون مینویسه، پیام های تبلیغاتی اکیدا ممنوع و یا یه همچین جمله ای.

گفتم خوب شاید از پیش داره اخطار میده به یه سریا که تبلیغات میکنن.

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۰ مهر ۹۳ ، ۲۰:۱۰
میرزا .....

اگه یه نفر رو خیلی قبول داری ، اگه خیلی باهاش حال میکنی ، اگه حرفش برات سند هست ، اگه کارش حسابی درسته ، اگه مغزش خوب کار میکنه ، اصلا به روش نیار !. نذار بفهمه که تو چی در موردش فکر میکنی ! . چون اگه بفهمه خودش رو بالاتر از اون چیزی که هست میبینه و تورو پایین تر از اون چیزی که هستی !‌. یعنی یه فاصله ی یک قدمی رو چند فرسخی فرض میکنه . بهتره که نذاری فاصلتون زیاد شه تا بتونی باز هم از وجودش استفاده کنی . نگران نباش ، اگه اون واقعا مغزش خوب کار میکنه ، خودش میفهمه که قبولش داری

موافقین ۷ مخالفین ۳ ۲۶ مهر ۹۳ ، ۲۳:۱۰
میرزا .....

نشسته بودم پا کامپیوتر و داشتم یه بر اندازی میکردم و یه سری پوشه  ها و فایلهایی که یه زمانی فکر میکردم خیلی به درد میخورن و الان جز  اینکه یه فضای اضافی رو اشغال کنن کار دیگه ای ازشون بر نمیاد رو حذف میکردم.

به یه پوشه ای بر خوردم که اسمشو گذاشته بودم یادگاری. زیاد لازم نبود فکر کنم که چیه! همه ی محتویاتش که نه ولی لا اقل دلیل ایجادش رو یادم اومد.

۲۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۳ ، ۲۱:۱۸
میرزا .....

دوستان سلام قبل از هر چیز این مطلب هم بخونید و اگر مایل بودید به اشتراک بگذارید



اینجا و شاید هم همه جا قبل از هر وعده ی اذانی که از سیما پخش میشه، یه برنامه ی کوتاه پنج دقیقه ای نشون میدن با عنوان فراز هایی از وصیت نامه ی شهید/.

۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۱ شهریور ۹۳ ، ۱۱:۱۶
میرزا .....

هر رشته و هر تخصص و هر صنفی در درون خودش یه جریاناتت پیچیده ای داره که یکی از مشترکاتشون اینه که همه فکر میکنن خودشون فقط متخصصن و بقیه (چیزن) 

من ندیدم که مهندس معماری از مهندس معماریه دیگه ای خوشش بیاد و کارش رو قبول داشته باشه . اکثرا هم با تمسخر مثلا میگن: عه فلانی؟ نه بابا اون که آپارتمان سازه یا مثلا ویلا سازه یا مغازه سازه یا پل سازه یا سد سازه . یعنی هر کدومشون کاری که دیگران میکنن رو پست میدونن و کار خودشون رو خدا.

مثلا تو عمرم نقاش ساختمونی رو ندیدم که از نقاش ساختمون دیگه ای ایراد نگیره.

نویسنده ای که مترصد نقد تخریب کننده ی اثر هم ردیف خودش نباشه 

و یا پزشکی که....

بازیگری که ...

فیلمسازی که....

و حتی فیلمبرداری که....

آره مثلا همین فیلمبردار. میگه:  عه یارو سینمایی کاره؟ هاها فلانی سریال کاره... اوه اوه خاک بر سرم اون بابا عروسی کاره...

من فکر میکنم اینا همش دری وریه. یه مهندس میتونه با تخصصش حتی یه باغچه ای درست کنه که بیشتر از یه سد، زبانزد عام و خاص بشه. یه نقاش یه صندلی رو انقدر قشنگ رنگ آمیزی کنه که بهتر از رنگ آمیزی دیوارهای یه ویلای توپ با بهترین رنگ های تولید شده نتونه به اون خوبی نمود پیدا کنه. یه نویسنده ی در پیت مث (مثلا من) بهتر از مارکز و تولستوی و شاو تاثیر گذار باشه. (خخخ) 

 ویا پزشکی که....

بازیگری که...

فیلمسازی که...

و حتی فیلمبرداری که...

آره مثلا همین فیلمبردار. میتونه تو یه عروسی انقدر خوب کار کنه که مثلا فیلمبردار سریال عظیم Game Of Trance  نتونه به اون خوبی موثر بوده باشه

چی میشه مگه؟ میگم به جا اینکه ادا اصول در بیاریم ، به نوع اجرای کار هامون فکر کنیم که هر چند کوچک، ولی تاثیر گذار و بهترین باشه. 

یه استادی داشتم که میگفت: هیچ آیه ای نازل نشده که بگه شما حتما باید یک کوزه گر و یا یک شاعر باشید. کمی بیشتر بیاندیشید و بهتر تصمیم بگیرید . ممکنه شما به جای یک خیاط، یک مکانیک قهار شوید و به جای یک شاعر، یک نقاش و به جای یک معمار یک  نظافتچی خوب و به جای یک پزشک یک شاعر خوب. و در ادامه فرمودند: فقط سعی کنید در هر زمینه ای که استعدادتون رو کشف کردید، بهترین باشید. بهترین یعنی خروجیه خوب از کارتون. بهترین یعنی رنگ و لعاب، کشک. بهترین یعنی کیفیت. بهترین یعنی (.....) بهترین یعنی(......). یا (.........). و یا (........). حتی(..........) . و  در آخر بهترین یعنی :  زرد.

 به خدا که /.


جای خالی را شما پُر کنید


۱۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ شهریور ۹۳ ، ۱۴:۵۸
میرزا .....